|
گفتگو با داريوش همايون، روزنامه نگار و سياستمدار
انتخابات اگر نتيجه عملى نداشته باشد از نفس مى افتد
|
|
Homayoun
|
-آيا انتخابات در ايران به عنوان شكل و شيوه غالب مبارزه براى تحول و اصلاح مديريت سياسى جامعه به امرى نهادينه، پايدار و جدى بدل شده است؟ يا به جد گرفته شدن انتحابات در دوم خرداد ۷۶ و اسفند ۷۸ و حتا خرداد ۸۰ پديده اى گذرا بوده است؟
«حتا اگر مردم اين بار نيز مانند انتخابات شوراها در رأى گيرى شركت نكنند كه منطقا چاره ديگرى ندارند، باز پس از سه بار انتخابات با شركت اكثريتهاى بزرگ رأى دهندگان مى توان گفت كه انتخابات در رژيم اسلامى جا افتاده است به اين معنى كه شركت جستن يا نجستن مردم داراى پيامدهاى سياسى است؛ از جمله تحريم عمومى رأى گيرى در انتخابات آينده مجلس، به منزله رأى منفى به تماميت رژيم، و نه مانند سه بارگذشته به بخش مهمتر آن، خواهد بود. خود خامنه اى هر بار پس از مشاركت انتخاباتى مردم، آن را به حساب محبوبيت رژيم مى گذاشت.»
-به نظر شما در انتخابات دوم خرداد ۷۶ چه اندازه شور حاكم بود و چه اندازه شعور؟
«اندازه گيريش آسان نيست ولى ميزان شعور هر چه بود به مردم فرصت داد كه به صورتى مؤثر مخالفت خود را ابراز كنند و واپسين راه اصلاح را پيش پاى رژيم بگذارند. در اين ميان اگر اصلاح طلبان، مردم را فداى امتيازات و مقام خود، يا در بهترين صورتش، ماندگارى حكومت اسلامى شان كردند گناه مردم نبود. راه اصلاحات پيموده نشد و اكنون راه ديگرى جز سرنگونى بهر شكل آن باشد، در برابر رژيم نيست.»
-برخى اصلاح طلبان مذهبى و طرفداران چپ و راست آنها در داخل و خارج از كشور انتخابات را تنها راه تغيير و اصلاح امور مى دانند. در مقابل برخى از مخالفان جمهورى اسلامى را عقيده بر آن است كه انتخابات در چارچوب قانون اساسى جمهورى اسلامى راه به جايى نمى برد و حاكميت اسلامى اصلاح پذير نيست. با توجه به آن كه همگان از ضرورت تحول سياسى در ايران سخن مى گويند آيا انتخابات را شيوه اى كارآمد، مؤثر و درست براى تحول مى دانيد؟ اگر انتخابات در چارچوب قانون اساسى جمهورى اسلامى و با شرايط كنونى راهى كارآمد و درست نيست پس راه كارآمد و درست كدام است؟ چه شيوه اى را پيشنهاد مى كنيد؟ آيا جز اشكال كلاسيك انقلاب و كودتا كه هر دو در ايران معاصر امتحان خود را پس داده اند، اشكال ديگرى مى تواند براى تحول در ايران پيشنهاد شود؟
«انتخابات اگر نتيجه عملى نداشته باشد سرانجام، چنانكه امروز شده است، از نفس مى افتد. اگر نيروئى نباشد كه از پيروزى انتخاباتى، حتا پيروزى خرد كننده انتخاباتى، بهره اى بگيرد، شركت كردن يا نكردن مردم صرفا به صورت يك حركت اعتراضى در خواهد آمد كه باز ارزش خود را دارد. انتخابات در جمهورى اسلامى مى توانست به اصلاحات با معنى بيانجامد ولى پس از پيروزى اصلاح طلبان در انتخابات چهار سال پيش مجلس اين راه بسته شد. اكنون ما با فرايند سرنگونى رژيم سروكار داريم.»
«در دو دهه گذشته الگوى انقلاب مخملين به فراوانى تكرار شده است، رژيمهاى ديكتاتورى، حتا توتاليتر با تظاهرات عمومى، با گريز جمعى مردم از كشور، با تركيب تظاهرات و اعتصاب ها، با پا درميانى ارتش به عنوان آسان كننده انتقال قدرت، و چند هفته پيش در گرجستان با ريختن مردم به مجلس و بيرون كردن رئيس جمهورى، سرنگون شده اند. با اينكه سران رژيم اسلامى ترجيح مى دهند تا آخرين ايرانى بميرد و آنها همچنان بمانند، احتمال رويدادهاى مشابهى را در جمهورى اسلامى نمى توان نفى كرد و بهرحال چنان الگوئى به مراتب بر كودتا يا قيام خونين مردم ترجيح دارد. با توجه به شرايط ايران، اگر هم كار با مسالمت پايان نيابد احتمال كودتاى نظامى از همه كمتر است. در ايران كسى سرنيزه لازم را در اختيار ندارد.»
«به نظر مى رسد جز حركت عمومى، راهى براى مردم نمانده است. وقتى در كشورى هر سال نزديك يك چهارم درآمد نفتى به بيرون فرستاده مى شود (بيش از پنج ميليارد دلار) نشانه آن است كه نخست، از رهبران تا هر كس دستى بر دارائى كشور دارد، بطور منظم دارند براى گريز و دوران تبعيد تدارك مى بينند و دوم، اقتصاد درحال فروپاشى است و سيل بيكاران و محرومان دير يا زود سرازير خواهد شد.»
«در مورد ويژه جمهورى اسلامى، عامل فشار خارجى را نيز بايد در شمار آورد. سياستهاى ماجراجويانه رژيم در پشتيبانى از تروريسم بين المللى و القاعده، و دنبال كردن برنامه سلاح هسته اى به خوبى امكان دارد آن را زير فشارهائى قرار دهد كه كه فرصت بزرگى براى مردم خواهد بود و سرنگونى را پيش خواهد انداخت.»
|