Nimrooz
Vol. 15, No. 766, January 2, 2004
سال پانزدهم - شماره ۷۶۶ - جمعه ۱۲ دى ۱۳۸۲
محسن كردى
اينكه جامعه در چه وضعيتى است چندان تعيين كننده نيست...مهم اين است كه تو در چه وضعيتى هستى. وضع همتت چطور است؟
نگاهى نوبايد... ۵
003069.jpg
كردى
در يكى از اردوگاههاى آدمسوزى يهوديان اسير آلمانها در جنگ جهانى دوم، وضعيت عجيبى در ميان اسيرانى كه كارهاى اردوگاه را انجام ميدادند حكمفرما بود. آنها تحت شكنجه و كتك و فشار روحى، به وضعى درآمده بودند كه مانند روبات همه كار، از جمله كار هدايت ساير هم كيشان شان به سالنهاى گاز يا سوزاندن آنها را بدون كوچكترين تاملى انجام ميدادند. ميان اين كارگران زندگى فقط براى آن لحظه بود و هيچ كس اميدى به ساعتى ديگر و يا فرداى خود نداشت. هرآن ممكن بود يكى از سربازان براحتى و به كوچكترين بهانه اى گلوله اى در مغز بخت برگشته اى خالى كند و رفيقش او را در كنار ساير قربانيان قرار دهد. كتك خوردن و تنبيه شديد توسط رفيق به فرمان نظاميان، بخشى از زندگى روزمره بود. شب هنگام كه اين نااميدان گرد هم جمع ميشدند، خود را با سرگرمى هاى عجيبى مشغول ميكردند. از جمله اين تفريحات و سرگرمى ها يكى هم مسابقه اى بود كه در طى آن معلوم شود كه كداميك طاقت بيشترى در مقابل شلاق خوردن دارد. دونفر ازآنها دمر روى تخت ميافتادند و دونفر ديگر آنها را آنقدر زير ضربات شلاق ميگرفتند تا طاقت يكى از آنها تمام شود. نكته عجيب اينكه آنها به نظاميان شكنجه گر خود گاها علاقه هم پيدا ميكردند!
نمونه هاى ديگر از اينگونه رفتار انسانى در شرايط بحران را ميتوان در زنانى يافت كه در زندانهاى جمهورى اسلامى عاشق بازجويان و شكنجه گران خود شده بودند و امروز اين خاطرات را گاهى در نشريات بازگو ميكنند.
***
اين تحقيقات و تحقيقات مشابه يك امر را به ثبوت ميرساند، در شرايط فشارهاى سخت مادى و روحى انسان كمتر تمايل به حمله متقابل دارد، برعكس، تمايل به اطاعت در وى زياد ميشود. مثالهايى كه آمد، هرچند بسيار قوى بودند اما ميتوان آنرا به مردم ايران كه سالها تحت شكنجه روحى حاصل از حكومت جمهورى اسلامى نيز بود، تعميم داد. آنچه بر سر آن يهوديان طى يك دوسال و آن زنان زندانى ظرف چند ماه آمد، با درجه اى ضعيف تر اما به مدتى طولانى تر توسط جمهورى اسلامى بر كل جامعه ايرانى آمده و نتيجه يكسان است؛ فشار خارج از اندازه، اگر چه آنها را به آه و ناله و نفرين وا ميدارد اما در عمل مردمان را به احتياط محافظه كارى و اطاعت واميدارد و اين همان هدفى است كه جمهورى اسلامى در پى آن است.
بر همين اساس، اينروزها كسانى كه از ايران مى آيند، از مبارزات مردم براى كسب آزادى سخنان اميدوار كننده اى حكايت نميكنند. هم از ايرانيان در داخل و هم از ايرانيان خارج كه به ايران مسافرت دارند شنيده ام كه مى گويند كه بحثهايى كه ميان شما خارج نشينانى كه به ايران سفر نمى كنيد جريان دارد، با جامعه درون ايران نميخواند و نامربوط است. شما صورت مسئله جامعه اى را طرح مى كنيد و نقشه هاى تان را بر اساس جامعه اى ميريزيد كه وجود خارجى ندارد! تماس هايى كه اين نگارنده با چند نفرى از مبارزان، روزنامه نگاران، و چندتايى جامعه شناس در ايران دارد، حاكى از آن است كه بخصوص پس از وقايع ۱۸ تير امسال، جامعه دچار نوعى خمودگى و سرخوردگى شده و حالت تسليم عجيبى بر آن حكمفرماست. در صف ها و تاكسى ها صحبت از گرانى و ماديات و بد و بيراه به رژيم و لعنت هست اما ديگر كمتر كسى حرف مبارزه و سرنگونى ميزند. همه تلاشها و نگاهها بيتفاوت و بسوى امور مادى و لذت بردن از عمر مانده تا هركجا كه بتوان تنظيم شده است. نمودار اخلاق اجتماعى هر روز با سرعت بيشترى رو به سقوط دارد. مردم به هم بد مى كنند. از اين بد كردن ها و زشتى ها حكايت ها شنيده ام. اخلاقهاى زشتى مانند چاپيدن و كلاهبردارى و زورگويى بر جامعه مستولى شده و هركس دستش برسد ميكند. خيانت در امانت از هر نوعش، مالى، ميهنى، فاميلى و برادرى و رشوه گيرى، همه و همه بحد فاجعه بارى رسيده است. اينطور بنظر مى آيد كه اين روزها در بخش بزرگى از جامعه بى اخلاقى و پليدى براى فرد دارنده آن معمولا يك امتياز است تا يك عيب! روح پليدى و زشتى و ستمكارى جامعه را در مى نوردد و اخلاق را مثل خوره ميخورد. و اين وضعيت پليد، براى طبقه سياسى ايرانى كه ميخواهد رژيمى ستمگر را به چالش بخواند چيزى نيست بجز فاجعه! و نيز اين وضعيت براى رژيمى چون جمهورى اسلامى چيزى نيست، بجز بسترى ايده آل براى ادامه حيات.

تعميم پلشتى...
جمهورى اسلامى كار تعميم پلشتى در جامعه را آگاهانه و با بهره گيرى از «كارشناسان تحصيلكرده» بصورتى حساب شده و سيستماتيك انجام ميدهد تا كسى نتواند در مقابلش مقاومت كند. اين نظام، با توجه به امكاناتى كه دارد، و با توجه به وضعيت فعلى مخالفانش، از اين امتياز برخوردار است كه همواره يك قدم جلوتر از مخالفانش حركت كند. مركز مطالعات استراتژيك كه زير نظر رفسنجانى كار ميكند، در امور سياست خارجى و نيز داخلى، با استفاده از صاحبنظران و كارشناسان ورزيده راهكارها و روشهاى مناسب براى ادامه حيات رژيم را پيش پاى حكومتگران ميگذارد. از آخرين شاهكار اين گروه در سياست خارجى، دعوت از سه وزير خارجه اروپايى به تهران بود. آنها توانستند امضاى پروتكلى را كه دير يا زود با توسرى مجبور به امضايش بودند، تبديل به يك كالاى سياسى كرده و به گرانترين مبلغ ممكن به مارهاى هفت خطى چون انگليس بفروشند و در نتيجه نه تنها ساخت نيروگاههاى اتمى را متوقف نكنند بلكه براى تكميل آن از تكنولوژى پيشرفته اين كشورها نيز برخوردار گردند.
از ديگر كارهاى اين گروه، همكارى با وزارت اطلاعات و ارائه راهكارهاى جامعه شناسانه سركوب و تبليغ براى برخورد با جامعه پر تنش ايران است. بكارگيرى روش هاى پيشرفته سركوب، ساختن فيلم هاى سينمائى و سريال هاى تلويزيونى و سرگرمى هاى گوناگون همه در توجيه رژيم و جلب نظر افكارى كه بدنبال دليل براى راضى كردن خود و يافتن نظر مثبت نسبت به رژيم ميگردند، بكارگيرى روشهاى بحران اقتصادى و گرانى عمدى دامن زدن به بى اخلاقى در جامعه، ترويج فساد و پراكندن هراس و ناامنى و اعتياد و دزدى و سرقت همه و همه بخشهايى از اين سياست را در برميگيرد.
نمونه اى را كه مى آورم از يك شاهد عينى كه كارمند يكى از ادارات بود شنيده ام. مى گفت در جلسه اى با حضور برخى دست اندركاران و از جمله يكى از بلندپايگان نيروى امنيتى و انتظامى موضوعى را در صورتجلسه بررسى مى كرديم.
صحبت از امنيت شد و من از سر درد دل، و نه اينكه تصور كنم كه كارى از دست اين مقام بر ميآيد گفتم كه اين چه وضعيتى است كه كسى امنيت ندارد و اتومبيلم را مدتى است كه از مقابل چشمانم به سرقت بردند؟ اين مقام از من مشخصات اتوموبيل را خواست و يادداشت كرد و به فرد همراهش داد و او از اتاق بيرون رفت. ۲ روز بعد تلفنى به من اطلاع دادند كه اتوموبيلم پيدا شده! اتومبيل را سالم و سلامت حيران دريافت كردم. نظير اين داستان ها بسيار است. اينها چه چيز بجز اينكه ناامنى توسط خود رژيم دامن زده مى شود را مى رساند؟ رژيمى كه ميتواند تروركنندگان ورزيده لاجوردى را ظرف چند ساعت يا يكى دو روز دستگير كند، نيروى اطلاعاتى اى كه مدعى است هر كسى را بخواهد حد اكثرظرف ۲۴ ساعت ميتواند در هر سوراخى كه در ايران پنهان شده باشند يافته و دستگير كند، چطور ممكن است كه نتواند دزد و قاچاقچى و رشوه خوار و غيره را مهار كند؟
شايد سئوال شود كه رژيم چه سودى از اين نا امنى كه موجب نارضايتى است ميبرد؟ پاسخ اين سئوال را جامعه شناسان خوب ميدانند.
مطالعات جامعه شناسى نشان ميدهد كه جوامع بهنگام كمبود و گرسنگى، ناامنى و سختى و هراس، همانند نمونه زنها در زندان اوين و اردوگاه آدمسوزى، نه تنها به حكومت نمى تازند بلكه ممكن است در اثر فشار روانى، همانگونه كه پيشتر هم آمد، به محافظه كارى روى آورده و درشرايطى از آن هوادارى هم بكنند. به عبارت ديگر، محافظه كارى ناشى از فشار روانى بر توان شورش بر اثر نارضايتى ميچربد.
فشار روانى آنچنان قوى ميتواند باشد كه مردم، براى رهايى از وجدانى كه آنها را به پايدارى و مبارزه ميطلبد، شروع كنند به دليل تراشى و ضمير ناخودآگاه خود را قانع كردن كه مقاومت نكردن و همراهى با رژيم عملى برتر، صحيح تر و اصلح تر است!
شيرين عبادى را شايد بتوان يك نمونه بارز اينگونه تاثير گيرى ها به حساب آورد. عدم انتقاد او از رژيم اسلامى در جريان اعطاى جايزه صلح نوبل اگر بتواند توجيهى قابل فهم داشته باشد، اما دفاع از موجوديت رژيم و حتى توصيه شركت در انتخابات نشانه تاثير فشارهاى جمهورى اسلامى بر مردمان در طى زمان طولانى است.
ديگر صاحبنظرانى كه عليرغم بى اثر بودن شركت در انتخابات باز هم به توجيه آن ميپردازند نيز چه در داخل و چه در خارج، به همان درد شيرين عبادى گرفتارند. اگرنه اين اليت سياسى همان اليت غير قابل سازش زمان شاه هستند. تنها تفاوت در اين است كه شاه فشارى را كه جمهورى اسلامى بر آنها وارده كرده هرگز وارد نكرد. اگر فشار دوران شاه به اندازه رژيم فعلى ميبود شايد به شاه علاقمند هم ميشدند!! انتخابات ۲ خردار ۷۶ نيز بيشتر نمونه ديگرى از نتيجه فشارهاست تا يك تاكتيك (نه) گفتن. و در مورد هم ميهنان مقيم خارج، تبعيد، خود از بدترين شكنجه ها و فشارهاست. چه بسيار كسانى كه در اين سالهاى طولانى به بازگشت انديشيده و در اندرون شان راهى براى قانع كردن خود جسته اند. براى تحمل فشار لازم نيست كه فرد در داخل ايران باشد.
جمهورى اسلامى روشى بكار ميگيرد كه براى مردمان وضع بجايى برسد كه براى فرار از رژيم چاره اى بجز پناه بردن به خود رژيم باقى نماند!
اين محافظه كارى در شرايط بحران و نا امنى، خصلتى است كه سبب جان بدر بردن و بقاى زندگى آدميان در طول تاريخ پر فراز و نشيب در زير فشار ستمگران بوده است تا اين نيز بگذرد. لازم نيست كه براى دامن زدن به نا امنى رژيم خود افرادى را به كارهايى نظير دزدى و سرقت و پخش مواد مخدر بگمارد بلكه كافيست اين موارد را اهميت ندهد و ناديده انگارد (آنچنانكه امروز چنين ميكند) كار خود بخود انجام خواهد شد.

نورى در تاريكى
شايد سوال شود كه اگر در اثر تمهيدات رژيم جامعه تا اين حد محافظه كار شده است پس شورش ۱۸ تير و سركوب و شكستى كه نصيب آن شد را چگونه ميتوان توضيح داد؟ پاسخ اين است كه با توجه به شرايط، جامعه ايران هرچه باشد، بهرحال اردوگاه آشويتس نيست و رژيم نيز محدوديتهايى دارد. اگر در هر ۱۰۰ نفر ۲ نفر هم داوطلبانه بتوانند «شلاق» ظلم رژيم را شبيه آن يهوديان بر پشت شان تحمل كنند، هزاران نفر را ميتوان در ۱۸ تيرها بسيج كرد.
به برداشت نگارنده، در ۱۸ تير امسال، رژيم بايد سقوط ميكرد. اگر محافظه كارى اى كه درمردمان در اثر تمهيدات رژيم بوجود آمده است نبود، رژيم حتما سقوط كرده بود. اين واقعيت را ميشد از وحشتى كه سران رژيم را درگرفته بود بسادگى دريافت. در ۱۸ تير رژيم توانست ميوه نهالى را كه در نهادهاى اطلاعاتى و سركوب و مركز مطالعات استراتژيك خود نهاده بود، بچيند و بقاى خود را حفظ كند.
همانگونه كه آمد وضعيت بغايت بغرنج است. اما كار نشدنى نيست و در آينده پيرامون چگونگى كار بيشتر خواهيم گفت. اما در بوجود آمدن وضعيت فعلى، همانگونه كه همگان آگاهند، پس از حكومت جمهورى اسلامى، مخالفين آن، چه در داخل و چه در خارج عامل بوده اند. اولى طبيعى است همانگونه كه آمد، بعمد جامعه را بسوى بيتفاوتى و پليدى ميكشد كه بتواند به حياتش ادامه دهد، اما دومى بصورت غير عمد، بنا به ماهيت نامناسبى كه دچارش شده است، مبارزاتش به گونه اى تنظيم ميشود كه نه تنها كارى از پيش نميبرد، بلكه كار را براى اولى آسان ميكند و او را در رساندن جامعه به وضعيت بيتفاوت و پليد يارى ميرساند. در نگاه اول، همه چيز نااميد كننده است وبراى چنين صورت مسئله اى پاسخى يافت نميشود. اما در نگاهى عميق تر، و مسئولانه تر، پاسخها را ميتوان بيرون كشيد؛

ماده خام براى تغيير
توده مردم و جامعه، در هر وضعيتى كه باشد، براى كسى كه قصد تغيير آن را دارد، مواد خام و قابل تغييرى است كه همواره و در هر شرايطى ميتوان آنرا به هر شكلى درآورد. عامل مهم قبل از خواست مردم، «همت» كسانى است كه قصد تغيير جامعه را دارند. اين امر هم نكته اى اثبات شده در علم جامعه شناسى است و هم تجربيات تاريخى آنرا نشان ميدهد.
جامعه را ميتوان از حالت وحشى و بدوى بحالت مدرن درآورد. جامعه بت پرست را ميتوان خدا پرست كرد. مسيحى و زرتشتى را ميتوان مسلمان، سنى و سپس شيعه و يا دوباره مسيحى و يا زرتشتى يا بيدين كرد يا به دينى ديگر در آورد. جامعه اى خلاق و مبتكر و سازنده مانند ايران قبل از انقلاب را ميتوان به نكبت و تباهى دچار كرد و از اخلاق و انسانيت تهى كرد و يا جامعه اى مشحون از تباهى و پليدى را به جامعه اى نيك و سازنده و مشحون از رفاه و خوشبختى تبديل كرد و اينها همه، گذشته از نيك و بد هدف و پيش از اينكه چه وسايلى؛ تبليغ و دعوت، شمشير و تفنگ، كشتار و شكنجه، فشار روانى، فريب، هيپنوتيزم (!) يا وسايل مشروع، براى تغيير بكار گرفته ميشود، به «همت» دست اندركارانش نياز دارد. همين آخوندها براى ماندن شان كم مايه نگذاشته و كم كشته نداده اند. شرح زندگانى، محمد، گاندى، مائو، هيتلر، نلسون ماندلا، نادرشاه افشار، آغامحمدخان قاجار، رضاشاه، لنين، ووو... همه شاهدى بر اين مدعاست. همه آنها توانستند جامعه را مانند ماده خامى به شكلى كه آرزويشان بود درآورند. مدرنيزم و روزگاران نو، جامعه پيشرفته يا عقب مانده، دشمنان توانگر و شقى، تكنولوژى يا فقر يا پيشرفت جامعه وغيره هيچكدام، مانعى بر سر راه آنان نبود. برخى مانند شاه اسماعيل، شمشير را بكار بردند و كار را سهل انجام دادند و برخى ديگر كه بدليل زمانه نو، شمشير به كارشان نيامد، بر تأكيد و اصرار شان افزودند و همان نتيجه را گرفتند. آن كسان، عليرغم تفاوتهاى فاحش و گوناگون با يكديگر، در يك امر با هم مشترك بودند؛ «همت بلند» و چه شايسته گفت؛ همت بلند دار كه مردان روزگار....از همت بلند بجايى رسيده اند.

نفسى عميق پر از همت!
احتمالا همگان سريال آمريكايى و دلنشين «خانه كوچك» را در ايران و ادامه آن در خارج را ديده اند. در يكى از داستانها بلاياى بسيارى بر سر خانواده ميآيد و خانه شان دوبار ويران ميشود يا ميسوزد و پدر براى بار سوم با مشقات بسيار و با تنگناى شديد مالى آنرا ميسازد. داستان بسيار خوب طرح شده بود. شرح مشقات و تنگناها در اين مقال نميگنجد و خواننده محترم خود هرآنچه ميتواند از رنج و مشقت يك خانواده فقير كه با دست خالى و تقريبا تنها چگونه با مشكلات مبارزه كردند و خانه را از نو بنا كردند را در نظر تجسم كند. در پايان فيلم، همسر مرد از او پرسيد؛ دراين وضعيت بى چيزى و فقر، اگر براى بار چهارم خانه ويران شود چه خواهى كرد...؟ پاسخى كه شنيدم در عين سادگى بسيار تكان دهنده بود وهرگز از يادم نرفت. تصورش را هم نميكردم كه چنين پاسخى بدهد. او پاسخ داد؛ «يك نفس عميق ميكشم...و دوباره خانه را از نو بنا ميكنم». براى او بى چيزى و فقر مانعى نبود كه قبلا هم بى چيز و فقير بودند. اگر آن پاسخ ساده او براى شما هم تكان دهنده باشد، من و شما با پدر آن داستان، در يك امر تفاوت ماهوى داريم؛ «همت»!
نظير اين داستان را اگر كسى بخواهد بيشتر بخواند كه تكان دهنده باشد، بايد به كتاب با ارزش «اعتماد بنفس» اثرى با ارزش كه توسط زنده ياد على دشتى دهه ها قبل ترجمه شد مراجعه كند. على دشتى در مقدمه اين كتاب، مطالعه اين كتاب را به جوانان ياد آور شد و پيشنهاد كرد كه حتا جزو كتابهاى تحصيلى سالهاى آخر دبيرستان قرار گيرد. زياد هم بيراه نميگفت. ميگفت: در مردم ما و بخصوص در جوانان ما سستى و رخوت عجيبى حكمفرماست و همت و پايدارى بايسته كه لازمه پيشرفت در امور است از آنان سر نميزند و هميشه منتظرند كه برايشان فراهم شود. ميگفت جامعه غرب اگر به جايى رسيده است، «همت» يكى از مهمترين عوامل بوده است. كاش على دشتى نام اين كتاب را با توجه به روحيه ايرانى، آنگونه كه از ظاهرش مستفاد ميشد؛ «كمك به خود - self help» مينهاد و «اعتماد بنفس» را كه معناى واقعى كتاب است به صورت كوچك در پائين مى آورد. براى جوان پر شور و غرور ايرانى «افت شخصيت» دارد كه روى ميز كتابفروشى خم شود و اين كتاب را انتخاب كند و احتمالا با نگاههاى معنى دار ديگران مواجه شود و يا كسى اين كتاب را در قفسه كتابخانه اش ببيند. على دشتى در مقدمه نوشته است كه اين كتاب زندگى او را تكان داد و او را به جلو هل داد. حق با او بود...اين كتاب همان اثر را بر نگارنده نيز گذاشت. تصورنشود كه اين كتاب، راز و رمز بخصوصى يا روش بخصوصى را براى زندگى ارائه ميكند، يا فرد ترسو را شجاع ميكند، نه... تمامى اين كتاب فقط شرح حال افرادى است كه در راه هدفى كه ميخواستند، هرچه كه بود، از شكستهاى چندباره نااميد نشدند و به موفقيت رسيدند و هيچ عاملى بجز عامل «همت» در اين امر موثر نبوده است. شرح داستانهاى گوناگون، از زندگى دانشمندان، ثروتمندان، صنعتكاران و سياستمداران و غيره، خواننده را با ابعاد جديدى از روح پايدارى در راه هدف در انسان آشنا ميكند كه قبلا در تصور هم نميگنجيد. البته منظور از «همت» اين نيست كه درس همت به جامعه ايرانى داده شود كه نشدنى است، اما اليت جامعه، اليت سياسى، حتما بايد «همت» بيش از پيش داشته باشد. بايد سمج باشد و از پاى ننشيند. بايد هربار كه خانه اش ويران شد، نفسى عميق بكشد و آنرا دوباره از نو بسازد.
از تمامى اين صغرا كبرا چيدن ها ميخواهم هم اين نتيجه را بگيرم و هم براى آنكه نميگيرد «القا» كنم كه؛ مهم نيست كه جامعه در چه وضعيتى هست...مهم اين است كه تو در چه وضعيتى هستى. وضع همتت چطور است؟ جامعه به هر درجه اى از سقوط اجتماعى، روحى و نا اميدى هم كه رسيده باشد تو بايد بعنوان يك رهبر، يك عضو رهبرى، يك فعال سياسى اجتماعى، و يا بعنوان كسى كه براى خودت رسالت، وظيفه ويا مأموريتى كوچك يا بزرگ، به هر اندازه اى كه فكر ميكنى، قائل هستى بايد بتوانى «همت» و «پايدارى» خود را بالا ببرى. كار سخت تر را چيزى بجز همت بيشتر نميتواند جبران كند. فقط در اين حالت قادر خواهى بود كه اين روح همت و مقاومت را به جامعه القا كنى. اين بسيار مهم است. در هر جامعه اى يك نادر و يا يك گاندى وجود ندارد. صدها گاندى و نادر وجود دارد. همه بايد همت بكنند تا يكى از آنها، يا بسته به وضعيت امروز، اليتى از آنها كه از ديگران نادرتر و گاندى تر هستند ظهور كنند. اليتى مسئول كه با عزمى راسخ و آگاه به بزرگى كار گرد هم آيد و با برنامه اى مدون كه بتواند چشم اندازى قابل اعتماد را براى مردم ايران ترسيم كند، كار را آغاز كند و نور اميدى به سوى آزادى از زندان جمهورى اسلامى براى اسيرانى كه اميدى به فرداى شان ندارند فراهم كند.
حيف است اين مقال بپايان رود و از نور اميدى كه در پس اين شب سياه وجود دارد يادى نشود؛ در جوامع پيچيده انسانى كاركرد هاى ديگرى هم وجود دارد. يكى از آنها دورهاى گوناگون تكرار پديده ها و وقايع اجتماعى است. همواره پس از يك دوره سكون، دوباره نيروهاى اجتماعى يا سياسى يا اقتصادى و غيره، پس از تطبيق با شرايط تازه، براى برخوردى تازه آماده ميشوند. هر وضعيتى امكان وقوع دارد. تنها بايد نقشه و برنامه را براى سيكل بعدى كه از راه ميرسد آماده در آستين داشت. ۱۸ تيرها، شورشهاى مردمى نظير آنچه در قزوين، اسلامشهر، مشهد و غيره روى داد، دوباره از راه خواهد رسيد. اليت سياسى جامعه بايد با هشيارى آماده بر بهره گرفتن از موقعيت هاى پيش رو باشد.
ادامه دارد...
mohsenkordi@hotmail.com

صفحه اول
خبرهاى ايران
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
احزاب
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   احزاب   •   ورزش   •   تاريخ   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •