Nimrooz
Vol. 15, No. 762, November 28, 2003
سال پانزدهم - شماره ۷۶۲ - جمعه ۷ آذر ۱۳۸۲
داريوش همايون
در چشم توفان و بر لب آتشفشان
تروريسم بين المللى با به چنگ آوردن ايران از زمين كنده شد، همچنانكه اسلام در سده هفتم شده بود چالش تروريسم اسلامى، فرهنگى است و با دشمنان توتاليتر پيشين دمكراسى هاى ليبرال تفاوت دارد كمك به تروريستها در عراق به زيان طرحهاى دراز مدت جمهورى اسلامى خواهد بود در مسأله سلاحهاى هسته اى ما با «حق و عدالت» يك رژيم تروريست سروكار نداريم، با واقعيت قدرت و مصالح ملى ايران روبروئيم يكدست تر شدن حكومت در ايران به نمايش اصلاحگر و تندرو پايان خواهد داد.
003516.jpg
homayoun
اصطلاح تروريسم بين المللى كه نام ديگر تروريسم اسلام بنيادگرا يا به گفته خودشان اسلام راستين است، پس از يازده سپتامبر ۲۰۰۱ وارد واژگان سياسى شد و هر چه مى گذرد هم با مسما تر است و هم چهره اسلامى راستين خود را بهتر نشان مى دهد. پس از كشتار هاى كورى كه از بالى تا رياض و استامبول صد ها كشته و زخمى، عموما مسلمانان، برجاى گذاشته اين چهره واقعى را چنين مى توان تصوير كرد:
جهان با جنبشى روبروست كه هزاران جنگنده، و صدها هزار بلكه ميليونها هوادار در ميان مسلمانان دارد. اين جنبش مى خواهد كفر را از روى زمين بردارد و كفر برايش هر چه جز خود اوست. غير مسلمانان و مسلمانانى كه با آنها نشست و برخاست دارند يا شيوه زندگى آنها را پذيرفته اند؛ حكومتهاى جامعه هاى اسلامى كه شريعت نبوى را بى هيچ گذشت و تعديل عمل نمى كنند؛ و حكومتهاى جامعه هاى اهل كتاب كه تسليم فرمانروائى اسلاميان راستين نمى شوند، كفر جهانى را مى سازند.
شيوه برقرارى مدينه النبى نبرد مسلحانه است زيرا به موجب سنت مى بايد با كافران به زبان شمشير سخن گفت: همان گونه كه از سده هفتم ميلادى معمول شد: يك دست شمشير و دست ديگر كتاب، و گزينش با خود كافران است.
از آنجا كه شمشير مدتهاست جز به درد تشريفات نمى خورد و كتاب به خرج كسى، حتا بسيارى از مردمان جامعه هاى اسلامى، نمى رود و پيروزى لشگريان اسلام در ميدانهاى نبرد از سيصد و پنجاه سال پيش هر چه ناممكن ترشده است (اگر ناممكن تر شدن ممكن باشد،) حكم حق را مى بايد به وسائل ديگرى جارى كرد. اگر زور اسلام به سپاه كفر نمى رسد مردم عادى در كوچه و خيابان و كافه و بانك و اداره فراوانند و مايه اش مقدارى مواد منفجره و چند اتومبيل ساخت همان دنياى كفر است و چند تنى از جان گذشته كه اگر هم در زندگى به جائى نمى توانند برسند مى توانند خود يا اتومبيل خود را بهر جا جمعيت بيشترى است برسانند.
شبكه حوزه ها و مدارس مذهبى و مسجدها كه در ايران به سالهاى دراز با پولهاى دولت و سرمايه گذارى عربستان سعودى در دهها هزار مسجد و مدرسه در جهان اسلامى، زيرساخت شگرفى براى اين جنبش فراهم آورده است. تبليغات و «آموزش» ى كه در اين نهادها به نسل پس از نسل بيسوادان خشك مغز داده شده است و مى شود ارتشى پديد آورده است كه منتظر الهام دهنده و فرماندهى بود و آن را نخست در خمينى و سپس در بن لادن يافته است.
باز بنا بر سنت، جنبش نياز به پايگاههاى حكومتى داشت، كشورهائى كه بتوان منابع و مردمانشان را به خدمت گرفت و ازآنها پايگاههائى براى حمله به كفر بين المللى ساخت. ايران بزرگترين غنيمتى بود كه به چنگ جنبش افتاد و آن را، همچنانكه در سده هفتم براى اسلام، از زمين كند. پيروزى در افغانستان كه اسلاميان به يارى حياتى امريكا به دست آوردند ولى به روى خودنياوردند بقيه كار را انجام داد. ايران نمونه كامل تر يك دولت تروريست بنيادگرا را به جهان داد و افغانستان بزرگترين پايگاهى را كه به يك گروه تروريست بين المللى داده شده است در اختيار گذاشت. پيش از آن سوريه و ليبى تروريسم را به عنوان يك سياست رسمى عمل مى كردند ولى چه در پيام و چه در دامنه امكانات با ايران و افغانستان قابل مقايسه نمى بودند و بهر حال در تعريف تروريسم بين المللى نمى گنجيدند. افغانستان پيش از آنكه به كمال امكانات خود، از جمله فاسد كردن سراسرى پاكستان، برسد از چنگ تروريسم اسلامى بيرون كشيده شد ولى ايران، كشورى پيچيده تر از هر چه جهان در اين منطقه تجربه كرده، چيز ديگرى است.
ميدان عمل تروريسم اسلامى هر جاست كه آسان تر بتوان ضربت را وارد كرد ولى سرزمينش خاور ميانه است، يك تعريف فرهنگى بيش از جغرافيائى، كه جاى بالكان سده نوزدهم را در سده بيستم گرفت. در دهه هاى پاياتى سده نوزدهم، كه تا ۱۹۱۴ كشيد، بالكان منطقه بحران خيز جهان بود كه همانگونه كه بيسمارك پيش بينى كرده بود جنگ بين المللى از كوچه و خيابانهاى يكى از شهرهاى آن زبانه كشيد. خاور ميانه از نيمه سده بيستم همان نقش بحران آفرينى را دارد و در آغاز سده بيستم به جنگ جهانى تازه اى دامن زده است. چنانكه ساموئل هانتينگتون در كتاب ديده گشاى خود پيش بينى كرد چالش تروريسم اسلامى، فرهنگى است. دمكراسى هاى ليبرال غربى، كه بنا بر طبيعت، بهترين پناهگاه دشمنان و مخالفان خويش اند، برخلاف آلمان قيصرى يا هيتلرى و شوروى كمونيست ولى از هر نظر دنباله روسيه امپراتورى، در رقابت با يك ابر قدرت بر سر منابع اقتصادى و سرزمين هاى استراتژيك نيستند. حتا آلمان هيتلرى كه نزديك ترين نمونه يك چالش فرهنگى بود (با افسانه برترى نژادى و مأموريت «پالايش» جنايتكارانه اش) در قالب هنجارهاى بين المللى مى گنجيد و آماده چانه زدن و پيشبرد هدفهاى خود از راههاى معمول ديپلماسى و بازرگانى مى بود. بنيادگرائى اسلامى درپى نابودكردن هر چه جز خود است و ارتباط ديپلماسى و بازرگانى را با كافران حرام مى شمارد و اگر هم زمانى بدان ناگزير شود لابد به آن عنوان مردار خوارى (اكل ميته) مى دهد.
با كشيده شدن جنگ به تركيه كه آن را يك ميدان اصلى كرده است روند گسترش تروريسم اسلامى آشكار تر مى شود. تركيه كشورى اسلامى است و اكثريت بزرگ بيش از پنجاه كشته و هفتصد و پنجاه زخمى استانبول، مسلمانانى بودند بجاى آورنده practicing، مانند عموم تركان. ترور اسلامى با كشتن هر كه پيش آيد به شمار هر چه بيشتر، بنا به طبيعت نيهيلستى تروريسم عمل كرده است. ولى پيامش روشن است. حتا اسلام آوردن كافى نيست؛ تنها يك راه پيش پاى كسانى كه نمى خواهند كشته شوند وجود دارد: سر نهادن به اسلامى كه ازبنيادهاى سده هفتمى سر برآورده است و يك گروه كوچك به زور خودروهاى پر از بمب و كاميكازهاى كور خود تحميل مى كند. آنها كه دنبال تعريف تروريسم مى گردند ديگر نمى بايد مشكلى داشته باشند؛ تروريسم را با شيوه ها و اسبابش مى بايد تعريف كرد وگرنه هر تروريستى خود را جنگاور آزادى يا پرسه زن بهشت مى شمارد.
***
تا امريكائيان هدف تروريسم اسلامى مى بودند ديگران مى توانستند به دادن اندرزهاى حكيمانه در باب پرهيز از زور و سودمندى هاى ديپلماسى پردازند، و تا سرزنش امريكا بروند كه اصلا گناه خودش است. مردمانى كه هيچ چيز را بيش از راهنمائى و غر زدن دوست ندارند، يا در هر چه ضد امريكائى، حسنى سراغ مى كنند، مى توانستند دربرابر پيام صريح و خونين بنيادگرايان، سخن هانتينگتون را به سخره بگيرند و منكر شوند. ولى امروز در عراق و افغانستان كارمندان صليب سرخ و سازمانهاى كمك غير دولتى را مى كشند و به محله مردم معمولى كاميونهاى پر بمب خود را مى فرستند و در عربستان سعودى و تركيه و اندونزى و پاكستان و كنيا، بيشتر قربانيانشان مسلمانان هستند. ترور اسلامى سايه خودرا بر هر جا و هر كس گسترده است و زبان و منطقى دارد كه با جامعه بين المللى بيگانه است. امروز حتا فرانسويان كه دست تروريسم اسلامى را در حملات بر ضد يهوديان فرانسه مى بينند و نگران باز برخاستن موج ترور دهه هشتاد در كشور خويش اند آمادگى بيشترى براى پيوستن به امريكا و انگلستان نشان مى دهند. تروريسم بين المللى صرفا يك پديده ضد امريكائى نيست، هر چند تروريستها در هر گام، امريكا را به عنوان تنها ابر قدرت روياروى خود مى بينند و ترجيح مى دهند نخست آن را بشكنند تا بقيه به آسانى فرو ريزند.
جنگ با تروريسم اسلامى و ياران و پناه دهندگان تروريستها ديگر هيچ شوخى برنمى دارد و در اينجاست كه پاى جمهورى اسلامى و در نتيجه ايران نيز به ميان مى آيد. پيشينه تروريستى گسترده و مسلم جمهورى اسلامى عاملى است، ولى از آن مهمتر نقشى است كه هم اكنون در عمليات تروريستى عراق و تركيه دارد. پيوند شوم رژيم آخوندى با القاعده براى امنيت ملى ايران همان اندازه خطرناك است كه تلاش آن براى دستيابى به سلاحهاى هسته اى بهر وسيله. رهبران جمهورى اسلامى كه با ترور به قدرت رسيدند و با ترور زيسته اند (از همان روزهاى فدائيان اسلام) «درچشم توفان» و بر لب آتشفشانى كه دو سوى ايران را در كام خود كشيده است استراتژى بردن جنگ به خاك دشمن را براى دفاع از خود درپيش گرفته اند. سخنانى كه محافل نزديك به وزارت دفاع و مقامات امنيتى امريكا درباره ايران به عنوان يك پايگاه عمليات تروريستى در عراق مى گويند دست كم خبر از تهديدى بالقوه مى دهد. حملات تروريستى اخير در تركيه وضع را خطرناك تر كرده است. مقامات تركيه كه پيشينه طولانى از تروريسم جمهورى اسلامى در تركيه دارند هم اكنون از ارتباط تروريستها با القاعده در ايران سخن مى گويند. شايعاتى است كه الظواهرى، نفر دوم القاعده، در تهران ديدارهائى با بالا ترين مراجع حكومتى داشته است.
سياستهاى جمهورى اسلامى البته پيچيده است و حكومت دوگانه در تهران، بازى دادنهاى ديپلماتيك را آسان مى كند. يك حكومت، آنكه اختيارتصميم گيرى دارد، هر چه بتواند براى شكست امريكا در عراق مى كند. حكومت ديگر، آنكه مصرف روابط عمومى دارد، شوراى حكومتى عراق را عملا به رسميت مى شناسد و قول همكارى مى دهد. ولى در اين مورد ويژه هردو حكومت ير يك سو مى روند. تقويت شوراى حكومتى عراق مى تواند به پايان دادن حضور امريكا در عراق كمك كند و كمك به تروريستها ربطى به آن ندارد. امريكائيان در گرفتارى بزرگ خود، از سوئى به همكارى يا دست كم مداخله نكردن جمهورى اسلامى در عراق نياز دارند و از سوئى برخلاف اروپائيان بازى دوگانه رژيم را چنانكه هست مى بينند. حملات در تركيه احتمال دارد كه آنها را بيشتر به خود آورد؛ و حتا انگليسها را هشيار كند كه همچنان فريب نخورند.
شيعيان عراقى با اكثريتى كه دارند ورق يا دست كم اميد اصلى جمهورى اسلامى پس از بيرون رفتن سربازان امريكائى هستند. آنان اگر هم نمى خواهند به روز يك حكومت آخوندى مانند ايران بيفتند و سران مذهبى شان در رقابتى هميشگى با همتايان ايرانى خود هستند، به همسايه خاورى خود نزديكى بيشترى احساس مى كنند. براى ايران نيز يك دولت دوست بجاى همسايه اى كه همواره مايه نگرانى بوده به مراتب ترجيح دارد. اما اگر امريكا در عراق شكست بخورد يا سربازانش پيش از درهم شكستن تروريسم فراخوانده شوند شيعيان با دورنماى سركوبى گسترده يا دست كم جنگ داخلى روبرو خواهند بود. مبارزه جمهورى اسلامى با امريكا به سود شيعيان نيست. بيشتر آنها مانند كردان همه انگيزه ها را دارند كه خواهان خروج پيروزمندانه نيروهاى امريكائى باشند. كمك رژيم اسلامى به تروريستها در عراق به زيان طرحهاى دراز مدت آن خواهد بود ولى در اينجا نيز طبيعت تروريستى حكومت اسلامى دست بالا تر را دارد و بر ملاحظات ملى چيره مى شود.
بحران هسته اى، پرده ديگر درامى است كه منافع ملى ايران در آن حضور ندارد. تا اينجا استادى ايرانى در بازيهاى همزمان و متفاوت پشت و روى پرده به آسانى توانسته است ذهنهاى آماده را در رسانه ها و وزارت خارجه هاى اروپائى و حتا پاره اى رسانه ها و محافل امريكائى فريب دهد. حكومت روابط عمومى، مقاوله نامه پيوست قرارداد منع گسترش سلاحهاى هسته اى را امضاء مى كند، همان قرار دادى كه هژده سال زير پا گذاشته اند و حكومت صاحب اختيار، در نهان به برنامه تسليحات اتمى در مسابقه اى با زمان ادامه مى دهد. روزنامه ها پر از مقالات در ستايش عملگرائى و تغييرات مثبت در سياست جمهورى اسلامى مى شوند. وزيران خارجه سه كشور اروپائى، تر و تازه از پيروزى ديپلماسى اروپا در تهران (امضاى مقاوله نامه پيوست) و گرانبار از وعده قراردادهاى هنگفت: همه كوشش نا موفق خود را مى كنند كه گزارش سازمان بين المللى انرژى اتمى اشاره اى به زير پا گذاشتن قرارداد منع گسترش از سوى رژيم نداشته باشد. امريكائيان فشار مى آورند و اين امتياز را از جمهورى اسلامى دريغ مى دارند ولى اثر زير پا گذاشتن پيمان منع گسترش، با امضاى مقاوله نامه پيوست و قولهاى پياپى همكارى با سازمان بين المللى انرژى اتمى از سوى رژيم، برطرف شده است و جمهورى اسلامى دست كم در اين مرحله با خطر تحريم از سوى شوراى امنيت روبرو نخواهد بود.
اين كاميابى هاى تبليغاتى و ديپلماتيك مى تواند سران جمهورى اسلامى را شاد كند؛ ولى اگر تصور كنند كه خيمه شب بازى را دارند مى برند، با امنيت ايران بازى كرده اند. فشار امريكائيان شايد اين نتيجه را داشته باشد كه در تهران بيشتر درباره مخاطرات برنامه سلاحهاى هسته اى بيشتر بينديشند. روش اروپائيان به آنها دل مى دهد كه به بازى دوگانه ادامه دهند تا دنيا با عمل انجام شده روبرو شود. روش سودجويانه اروپا مانند هميشه به زيان مردم ايران است ومشكلات را بر رژيم آسان مى كند. زيرا در تحليل آخر، امريكائيان تا هر جا خواهند رفت كه از چنان رويدادى جلوگيرى كنند. اروپا تنها مى تواند «داو» ها را بالا تر ببرد.
ما در مسأله سلاحهاى هسته اى جمهورى اسلامى با حق ملتها به دستيابى به تكنولوژى يا به «عدالت» ى كه اجازه مى دهد ايران نيز مانند هند و پاكستان و اسرائيل چنان سلاحهائى داشته باشد سر و كار نداريم. جمهورى اسلامى با بيست و پنج سالى كه پشت سر دارد، سينما ركس آبادان كه آغاز همه اينها بود به كنار، به حق براى بسيارى كشورهاى مهم خطرى بشمار مى رود (براى كشورهاى مهم ديگرى گاو شيردهى بشمار مى رود.) واقعيت آن است كه قدرتهائى تصميم دارند نگذارند جمهورى اسلامى به چنان حق و عدالتى برسد و صرفه ملت ايران در اين است كه چاشنى اين بمبى كه به انتظار منفجر شدن است كشيده شود. منافع جمهورى اسلامى مى بايد قربانى مصالح ملى ايران شود.
روزنامه ها هر چه بنويسند و در اتحاديه اروپا هر چه بگويند هنوز هيچ نشانه اى از دگرگونى واقعى در سياست خارجى جمهورى اسلامى، چنانكه در سياستهاى داخلى آن، نيست. رقابتهاى درونى سران واقعى حكومت (اصلاحگران و دوم خرداديان، نيروئى چنان مصرف شده اند كه اختلافشان با انحصارگران اهميتى ندارد) و نياز شديد به حفظ آبرو براى رژيمى كه امتياز دادن را مرگبار مى داند، نمى گذارد استراتژى و شيوه هاى پر مخاطره را كنارى نهند. در كمين هر كس بخواهد امتيازى بدهد، اگر چه خود خامنه اى باشد، رقيبانى نشسته اند كه فرياد تسليم به امريكا را سر خواهند داد. اگر امروز به غرغر زدنهائى درباره كاسه زهر دوم بسنده مى كنند از آنجاست كه مى دانند اصل برنامه آسيبى نديده است و در زير ظاهر سازش دنبال مى شود. مشكل هنگامى پيش خواهد آمد كه سازمان بين المللى زير فشار امريكا بتواند بازرسى هاى جدى را آغاز كند.
تا انتخابات مجلس زمستان آينده و انتخابات رياست جمهورى تابستان ۲۰۰۴ و يكدست تر شدن حكومت، انتظار دگرگونى زيادى نمى توان داشت و بحرانهائى كه در افق پديدارند جريان خود را طى خواهند كرد. مگر آنكه تحولات فوق العاده اى روى دهد. مبارزه اى كه درگرفته البته ميان جبهه پراكنده و بى اعتبار اصلاحات با تندروانى كه انتخابات پيشين مجلس و رياست جمهورى را باختند نيست؛ برسر آن است كه كدام جناح انحصارگر بر آن نهادها تسلط يابد. در چنين مبارزه اى، آنان كه شعارهاى تند تر مى دهند پيشتر اند. امضاى مقاوله نامه و سازشى كه با وزيران خارجه انگلستان و فرانسه و آلمان شد تنها بحران را عقب انداخت و به خودى خود تفاوتى نخواهد كرد. اما اينكه حكومت يكدست تر شود تفاوت مهمى خواهد بود و به نمايش تندرو و اصلاحگر پايان خواهد داد. جمهورى اسلامى ناگزير خواهد شد با يك دست بازى كند كه به دنيا در مراوداتش با ايران كمك خواهد كرد. به مخالفان آويخته در سلسله اصلاحات از درون هم كمك خواهد كرد.
www.d-homayoun.com

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   تاريخ   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •