|
|
|
|
|
روزى روزگارى در مكزيك
ال مارياچى همراه با دو دوست خود لورنزو و فودئو
جانى دپ در نقش سندز، مأمور فاسد سازمان سيا
ال مارياچى (آنتونيو باندراس) و همسرش كارولينا (سلما هايك)
باريلو سلطان مواد مخدر
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گزارش هائى از آمريكا- فرهاد: نيوجرسى
ايرانى ساكن «شارل دوگل» در فيلم «اسپيلبرگ»
*مهران براى فروش سرگذشت خود ۲۷۵ هزار دلار گرفت.
*برنامه هاى بزرگداشت تمدن و فرهنگ ايران در انجمن آسيا.
*موسيقى عرفانى و رقص هاى سنتى ايران در نيويورك، شيكاگو، لس آنجلس و ارواين اجرا مى شود.
|
|
|
|
|
عينك هاى دوربين دار براى عكس هاى فورى
عينك آفتابى شما به زودى مى تواند از كليه لحظات مهم زندگى تان عكس بگيرد.
يك نمونه آزمايشى عينك آفتابى با دوربينى كه داخل آن تعبيه شده توسط محققان شركت هيولت پاكارد طراحى شده است.
هو رابسون از دست اندركاران ساخت اين عينك گفت: «اين عينك در واقع يك دوربين پوشيدنى است كه هيچكس متوجه وجود آن نمى شود و مى تواند از حوادث مهم محيط اطراف عكس بگيرد.»
اما كارشناسان مى گويند كه اگر اين فن آورى رواج يابد و وارد زندگى روزمره شود ممكن است پيامدهايى در زمينه حقوق و حريم خصوصى زندگى مردم به همراه داشته باشد.
اين عينك آفتابى كه در شهر بريستول انگلستان در آزمايشگاه هيولت پاركارد ساخته شده مجهز به دوربينى است كه بى وقفه از آنچه فرد مى بيند عكس مى گيرد. دوربين همچنين داراى كليد خاموش روشن است بنابراين مى توان آن را از كار انداخت.
هو رابسون، مدير آزمايشگاه رسانه هاى ديجيتال بريستول گفت: «اگر شما همانطور كه قدم مى زنيد لحظات زندگى خود را ثبت كنيد وقتى به خانه برگشتيد به راحتى مى توانيد عكس ها را مرور و عكس هاى مهم را جدا كنيد و اين توانايى براى مردم خيلى ارزشمند است.»
وى گفت شركت هم اكنون سرگرم جستجوى راهى براى تسهيل فرآيند جدا كردن عكس هاى بهتر از ميان تعداد كثيرى عكس است.
عكس ها را مى توان در يك رايانه دستى كه به عينك متصل مى شود يا يك رايانه متعارف پردازش كرد.
رابسون گفت: «اين عينك بخشى از همان سرگذشت كوچك تر شدن تجهيزات الكترونيكى و جا باز كردن آن در زندگى روزمره است و آنقدر ارزان است كه مردم استطاعت خريد آن را دارند.»
اما برخى نسبت به اين مسأله كه عده اى بتوانند به طور مخفيانه از محيط اطراف عكس بگيرند اظهار نگرانى مى كنند.
بيل تامپسون تحليلگر فن آورى هاى تازه گفت: «عينك عكاسى يك فن آورى هيجان انگيز است اما بى تعارف بگويم كه انديشه وجود افرادى كه عينك به چشم دارند و از من عكس مى گيرند برايم ناراحت كننده است.»
وى افزود: بايد پيش از تصميم گيرى براى پر كردن بازار با اين عينك، به پيامدهاى آن در زمينه حريم خصوصى مردم و امورى از اين قبيل بيانديشند.»
|
|
|
|
|
بصير نصيبى
آينه عبرت بين
روز دوشنبه۸ سپتامبر لنى ريفنشتال كارگردان خلاق امافاشيست قرن ۲۰ در سن ۱۰۱ سالگى در شهرى در استان بايرن آلمان به خواب ابدى فرو رفت.
او در سال ۱۹۳۰يكى ازآثار مشهور سينماى آلمان هيتلرى، پيروزى اراده را خلق كرد واين فيلم تاثير شگفت انگيزى بر تماشاگر مى گذارد واز هيتلر نيز يك شخصيت اسطوره اى مى سازد و ۶سال بعد؛ ديگر كار خلاقه ريفنشتال المپيك ساخته مى شود. اين اثر هم كه برترى نژاد آريا را مى نماياند يك اثر فوق العاده سينمايى است. او از چنددوربين دريك زمان؛ وسايل بالا برنده وريل براى حركت هاى دوربين به نحو ماهرانه اى بهره مى گيرد ونحوه اتصال صحنه ها به هم؛ نگاهى تيز بين كه جزئيات صحنه را زير نظر دارد؛ وسرانجام خلاقيت كه پشتوانه كار اوست المپيك را به اثرى استثنايى تبديل كرده است.
لنى ريفنشتال در آغاز؛ بازيگر فيلمهاى آلمانى بود وهيتلر شيفته بازى او در فيلم دور آبى شد واين شيفتگى به دوستى عميق اين دوانجاميد
در دستگاه هيتلردو ديدگاه براى نحوه اداره سينماوديگر هنرها وجود داشت؛ آقاى گوبلز اصلاح طلب! معتقد به تبليغ غير مستقيم در فيلمها وديگر آثار هنرى بود. اواين راه را براى بقاى انديشه نازى ها كار ساز تر ارزيابى مى كرد؛ اما آقاى هيتلر دوست داشت ستايش از وى وانديشه هايش مستقيما در آثار نمايشى بازتابانده شود. لنى ريفنشتال در اين خصوص همراه انديشه پيشوابود وشايد همين اختلاف ديد تيرگى رابطه گوبلز /ريفنشتال راباعث شده بود.
كشور هاى اروپايى قبل از آن كه خطر تجاوز آلمان متوجه خودشان شود با سفيران هنرى هيتلر ارتباط حسنه اى داشتندو وقتى اين خانم قدم به خاك اطريش گذاشت؛ حضور اورابه گرمى پذيرا شدند وبراى دولت اطريش افتخار آميز بود كه خانم ريفنشتال اين دعوت را پذيرفته بود/ همينطورجشنواره ونيز شيرطلايى اش را با افتخار به خانم لنى ريفنشتال اهدا نمود. ودر پاريس نيز از او به گرمى پذيرايى شد.
حكومت هاى ديكتاتورى آن چنان از عظمت واقتدارپوشاليشان دم مى زنند كه تصور سقوطشان برذهن بسيار كسان نقش نمى بندد.وخانم لنى ريفنشتال هم تصور نمى كردآن بساط جلال وجبروت روزى فروريزد- او كه خود بارها صحنه هاى پر ابهت از هلهله وشادى جوانان هيتلرى را كه فرياد هايل هيتلرشان گوش فلك را كر مى كرد، تصوير بردارى كرده بود هرگز به رورى نمى انديشيد كه به دادگاه فراخوانده شود؛ وبخواهد به انكار عضويت در حزب نازى؛ ويا به بهانه جدايى سياست از هنر؛ وحتى با طرح اين ادعا كه خود مخالف ساختن فيلم هاى پروپاگاندى بوده وهيتلر با زور اورا وادار به ساخت آن فيلمها كرده، به نوعى از مخمصه نجات يابد.
واقعيت هاى تاريخى؛ ادعاى او در اين زمينه؛ كه اوهنرمندى بود كه در سياست دخالتى نداشت را رد مى كند -مى دانيم كه آنگاه سربازان هيتلر در خيابان هاى پاريس رژه مى رفتند ومامورين اس- اس به دنبال يافتن نيروهاى مقاومت؛ خانه به خانه را تفتيش مى كردند، خانم لنى ريفنشتال براى پيشواى محبوبش تلگراف فرستاد واين موفقيت بزرگ را به او وارتش هميشه سرفراز! آلمان هيتلرى تهنيت گفت.
دادگاه نورنبرگ حكم سنگينى براى او قايل نشد؛ اما او در دادگاه وجدان عمومى محكوم شناخته شد؛ واز تمام محافل ومجامع هنرى وفرهنگى طرد گرديد؛ با اين كه نمايش وبررسى آثار او براى دانشجويان رشته سينما امرى مهم است، اين گونه نمايش هاى خصوصى هم با اعتراض دانشجويان مترقى مواجه مى شد.
هيچ فستيوالى جرأت نكرد از او تجليل كند ويا آثارش را مرور نمايد در صورتيكه اگر تنها ارزش هنرى معيار باشدآثار او به خصوص پيروزى اراده والمپيك شايسته تحسين بسيار است.
با وجود اين كه كارهاى وى گذشته از جنبه هاى هنرى اش پولساز نيز بود اما هيچ تهيه كننده اى ديگر نپذيرفت سرمايه فيلم هاى او را تامين كند. لنى ريفنشتال به ناچار به عكاسى روى آورد و مدتى را نيز در بيمارستان روانى سپرى كرد.
او كه در سالهاى كهولت غواصى را آموخته ودر زير آب بارها فيلمبردارى كرده بود در سالهاى اخير با تدوين آنچه كه تصوير بردارى كرده بود، فيلمى با عنوان برداشتهاى زير آب آماده وارايه داد ومشخص شد همچنان از استعداد وتوانايى بسيارى برخوردار است.
دو سال پيش نيز براى تحقيق احضار شد و ادعا كرد كه خبر نداشته كه كولى هائى كه براى استفاده در فيلم او از اردوگاه كار اجبارى آورده شده بودنددر همين اردوگاه جان باختند.
اعلام مرگ او تنها به عنوان يك خبر عادى تلقى شد ودر تمام گزارش ها همكارى او با نازى ها وتاثير آثار او براى شكوه واعتبار بخشيدن به انديشه هاى فاشيستى بار ديگر درياد ها زنده شد.
باشد كه هنرمندان همراه ديگر حكومت هاى سركوبگر به خود آيند واز سرنوشت لنى ريفنشتال پند بگيرند، روزى كه پرونده آن حكومت ها گشوده مى شود، حتى اگر دادگاه ها هم در رسيدگى به اعمالشان كوتاهى كنند، مردم اعمال و رفتارشان را بياد خواهند داشت همانگونه كه حتى خلاقيت انكار ناپذير لنى ريفنشتال نتوانست براعمال ورفتار اوسرپوش بگذارد و كارنامه سياهش اورا از همه مجامع فرهنگى وهنرى جدا كرد
كودكستان محلى يا جشنواره جهانى؟
در خبرها خوانديم كه جشنواره ونيز ۲۰۰۳ جايزه بهترين فيلم از جوان ترين سينماگر جهان را به سفير كوچولوى جمهورى اسلامى اهداء نمود. البته براى اهداء اين امتياز به حنامخملباف؛ يكى ازنوابغ ۵ تن (محسن، مرضيه، سميرا، ميثم و حنا) آل مخملباف؛ قبلا تفاهم شده بود به همين دليل در زمانى كه سرنوشت هيج فيلمى مشخص نبود؛ خانواده مخملباف را كانديداى دريافت يك امتياز ديگر در جشنواره ونيز البته اينبار براى نوجوان خانواده حنا خانم نموده بودند.
اما آيا در طول تاريخ جشنواره ونيزهيچ نوجوانى در دنياوجود نداشت كه در زمينه سينما از استعداد برخوردار باشد تا فيلم او را براى نمايش بپذيرند؟
ميدانيم كه نه تنها در زمينه سينما بلكه در زمينه هاى ديگر هنرى، شعر و موسيقى ونقاشى قصه نويسى؛ و... در سنين پائين بسيار استعدادها را مى توان كشف كرد اما كار اينان در هر زمينه اى كه مستعد باشند جداگانه وبا معيار هاى ديگربايد ارزيابى شود واين چنين نيز رفتار مى شود.
در سال براى فيلمسازى كودكان و نوجوانان، جشنوارهاى متنوعى در دنيا برگزار مى شود كه بچه ها ونوجوانان آثارشان را در آن نمايش مى دهند و آنان در كارگاههاى ويژه اى هم شركت مى كنند وتاييد وتشويق هم مى شوند اما اگر به فرض آقاى وودى آلن (امسال كار وى در كنار حنا خانم نمايش داده شد) هم دوست داشته باشد فيلمش را در اين جشنواره ها عرضه كند خوب كميته انتخاب ضمن رد اين تقاضا به ايشان پيشنهاد خواهد داد كه در جلسه اى با بچه ها شركت كنند وبرايشان شكلات وآب نبات چوبى هديه ببرد.
عكس آن هم صادق است؛ ومقررات هيچ جشنواره حرفه اى اجازه نمى دهد كه فيلم يك بچه حتى اگر خلاق ترين انسان دنياى معاصر باشد با فيلمهاى حرفه اى سنجيده شود (اصولا فضاى اين جشنواره ونمايش فيلمهايى در آن كه هنوز طبقه بندى سنى نشده است، مناسب كودكانى كه در اروپا رشد كرده اند هم نيست چه برسد به بچه اى كه در آغوش خانواده اى رشد كرده كه پدرش قبل از اينكه مدعى تحول دروغين شود حتى راه رفتن زن را در صحنه تحريك زا مى دانست وپيشنهاد داد كه زنان در فيلمها نشسته بازى كنند. حالا دختر كش را به اين محيط هاى فاسد! وفضاى آلوده به لهو و لعب مى فرستد كه هيچ به او مى آموزد كه مقررات جارى را مسخره هم بداند.)
جشنواره ونيز نيز از اين قانون كلى معاف نيست. مسئولين انتظامات هم به درستى وبر اساس قوانين جارى مى خواهند مانع حضور دختر خانم در سالن نمايش شوند اما مدير ونيز كه خود در مصاحبه اى در همين جشنواره ضمن گلايه از مقامات ج.ا براى جلوگيرى از سفر ابوالفضل جليلى از ارتباط خوبش با مقامات جمهورى جنايت كار اسلامى به نيكى ياد مى كند، در اين مورد هم پا فشارى مى كند و سر انجام به انتظامات مى فهماند كه وقتى پاى منافع حاصله از زد وبند در ميان است؛ مى شود موقتا قوانين را فراموش كرد.
حنا خانم هم در متنى كه برايش فراهم كرده اند واو طوطى وار حفظ كرده و از راديوفردا مى خواند، مقررات جشنواره را مسخره توصيف مى كند و دليل جالبى هم ميآورد: جشنواره كان در ۴ سالگى ميزبان او بوده است!!!
من متعجبم از گزارشگران ايرانى كه در اين جشنواره ها حضور دارند واز آن جمله آقاى احمد رافت كه با اين خانم كوچولو مصاحبه دارد-آيا ايشان اين مسايل را نمى دانند؟ اگر نمى دانند چرا گزارش سينمايى تهيه مى كنند؟ واگر مى دانند وبه روى خودشان نمى آورند كه واقعا جاى تاسف بسيار دارد.
وديگر اينكه ندانستيم ونيز جشنواره اى جهانى است ويا كودكستانى محلى؟
***
وقتى كارگردان جهانى؛ معين البكاء ايتاليا يى مى شود
خوانندگان به ياد دارند كه با اوج گيرى اعتراضات دانشجويى بخشى از تاييد كنندگان پيشين نظام از آن روى گرداندند؛ ودر زمينه سينما عباس كيارستمى؛ تا آنجا پيش رفت كه رأيش را از خاتمى پس گرفت وحتى ادعا كرد سيد قرار بوده مذهب رااز سياست جدا كند. هر چند سيد درمانده هرگز چنين خطايى مرتكب نشده بود واز روز نخست حرف او ومشاطه گران دوم خردادى آشتى دين ومذهب وظرفيت يك حكومت مذهبى براى اصلاح پذيرى بود. حتى كنفرانس ناكام جمهورى اسلامى در برلين هم هدف نهايى اش حقنه همين انديشه بود.
مى دانيم يكى از شگرد هاى رژيم استفاده سياسى از هنر براى مشاطه چهره اش نزد خارجيان است كه در باره اش بسيار گفته ايم واينجا قصد ما تكرار همان حرفها نيست اما بهره سياسى از اعتقادات مذهبى؛ نيز بخشى از تلاش هاى حكومت است وبراى بهره سياسى ازتعزيه نيز رژيم همان روش رابكار مى گيرد؛ اين امرى بديهى است كه تعزيه براى يك محقق يك كار نمايشى است كه براى بررسى ريشه هاى تياتر امروز نمى توان از آن چشم پوشيد. حتى فاصله گذارى كه از مشخصه كارهاى تياترى برشت بود؛ در نمايش هاى تعزيه هم بكار گرفته شده است ودر ايران بهرام بيضايى در كتاب با ارزش نمايش در ايران بدان پرداخته است.
اما رژيم در سالهاى اخير در كنار اعزام گروههاى موسيقى وبخشى از نويسندگان وشعراى دوم خردادى در جهت اهداف سياسى اقدام به صدور تعزيه به خارج از ايران نيزنموده است. ابتدا يك گروه تعزيه به هنگام روزهاى خوش مغازله كلينتون /خاتمى به امريكاارسال شد كه محمد باقر غفارى بازيگر كارگاه نمايش سابق سرپرستش بود و راديو آزادى مرحوم مبلغش؛ وبعد هم روبرتو چولى، دلال تئاتر مقيم آلمان با حضور سفير جمهورى اسلامى، مجلسى از تعزيه را به روى صحنه كشانيد وبعد هم با خروج يك گروه تعزيه براى حضور درجشنواره تئاتركلن روى خوش نشان داده شد كه اعتراض گسترده خانواده تئاتر ايران در تبعيد را بدنبال داشت.
اجازه خروج به يك گروه تعزيه خوان براى شركت در يك مجلس تعزيه در ايتاليا آنهم با رژيسورى عباس آقاى به قول كيهان رژيم، لائيك كه به ناگهان مى شود شيفته شهيدكربلا ومظلوميتش، درشرايطى كه حتى از خروج ابوالفضل جليلى (محبوب هر دوباند حكومت) براى شركت در جشنواره ونيز ممانعت شد -نمى توانست زير ذره بين قرار نگيرد
بهرام بيضايى كه عمرش را صرف بررسى و تحقيق وتفحص تئاتر كرده؛ خود تا كنون تعزيه اى را به صحنه نبرده است، حالا چه اتفاقى افتاده كه عباس كيارستمى هوس تعزيه گردانى به سرش مى زند وبى درنگ همه امكانات برايش مهيا؛ وفى الفور مجلس تعزيه خوانى را در رم علم مى كنند- حتى كيهان شريعتمدارى هم نمى تواند اين چرخش ناگهانى را هضم كند ونوشتارى با عنوان تعزيه با سس سياست را كار سازى مى كند؛ شمشير كيارستمى راوى وقايع كربلا /؛ ما به دليل مخالفت با بى هويتى انقلاب كرديم و... عنوان ديگر نشريات است كه در اين زمينه چيزى نوشته اند.
ما تنها به نقل تكه ها يى ازروزنامه اطلاعات (۲۶ تير ۸۲) بسنده مى كنيم وقضاوت نهايى را به خودتان مى سپاريم:
... همانطور كه انتظار مى رفت او (كيارستمى) در نظر داردسياست هايش را به طور ضمنى! در نمايشى كه براى كارگردانى انتخاب كرده بيان كند. وى معتقد است امام حسين رهبرمعنوى تمام مظلومان جهان است...
از جهتى ديگر آقاى محمدرضا اصلانى از روشنفكران عرفان گراى دهه ۵۰ هم در كار فراهم آوردن اين تعزيه همراه كيارستمى بوده است- او نيز اذعان مى كند كه به خواست استاد تعزيه را تلطيف كرده اند -بعد از تلطيف زلزله در «زندگى و ديگر هيچ» و تلطيف ايدز در فيلم مستند كيارستمى -چشممان به تلطيف تعزيه روشن -البته اين امرى بسيار ضرورى بود چرا كه اين خطر وجود داشت كه جماعت فرنگى ناقلا از همان نمايش تعزيه هم بخواهند به اين نتيجه برسند كه اسلام دين خشونت است وتمام رشته ها؛ پنبه شود.
اما اگر امت مسلمان را شايسته تماشاى فيلمهاى روشنفكرى نميداند خوب لااقل نمايش تعزيه اى كه خشونتش تعديل شده را از آنان دريغ ندارند. و چرا بساط تعزيه شان را هم در تكيه دولت رم! پهن مى كنند.
|
|
|
|
|
روزى روزگارى در مكزيك
ال مارياچى همراه با دو دوست خود لورنزو و فودئو
جانى دپ در نقش سندز، مأمور فاسد سازمان سيا
ال مارياچى (آنتونيو باندراس) و همسرش كارولينا (سلما هايك)
باريلو سلطان مواد مخدر
نام فيلم: Once Upon A Time In Mexico كارگردان: رابرت رودريگز بازيگران: آنتونيو باندراس- جانى دپ- سلما هايك- ويلم دفو و ميكى رورك محصول سونى پيكچرز سال ۲۰۰۳ آمريكا
توطئه اى در حال شكل گرفتن است. » باريلو» (ويلم دفو) سلطان مواد مخدر قصد دارد رئيس جمهور مكزيك را به قتل برساند.
سندز (جانى دپ) مأمور فاسد و جيره خوار سازمان سيا ظاهراً مأموريت مى يابد كه اين نقشه و توطئه را خنثى كند.
او براى شروع عمليات و اعلام جنگش به باريلو، از نوازنده گيتار افسانه اى و محبوبى با نام «ال مارياچى» (آنتونيو باندراس) تقاضا مى كند كه با او همكارى كند.
ال مارياچى كه در بكارگيرى اسلحه مهارت چشمگيرى دارد، با وجود اطلاع از فساد سندز دعوت او را به همكارى مى پذيرد.
اما ال مارياچى براى برگشتن به شهر و جنگيدن با باريلو دليلى كاملا شخصى دارد. او مى خواهد انتقام همسر زيبايش «كارولينا» (سلما هايك) و دخترش را كه به دست افراد باريلو كشته شده اند را از باريلو بگيرد.
ال مارياچى براى شروع اين عمليات از دو دوست وفادار خود «لورنزو» ( انريكو ايگلسياس) و «فودئو» كمك مى گيرد. آنها در شهر جنگ خونينى راه مى اندازند.
روزى روزگارى در مكزيك ساخته «رابرت رودريگز» در واقع قسمت آخر سه گانه اى است كه توسط اين كارگردان جوان ساخته شده است.
دو فيلم ديگر با نام هاى ال مارياچى (۱۹۹۲) و دسپرادو (۱۹۹۵) از موفقيت نسبتا چشمگيرى برخوردار شدند.
فيلم ال مارياچى كه با بودجه اى حدود ۷۰۰۰ دلار ساخته شد، اولين فيلم اين كارگردان موفق آمريكائى بود كه در سن ۲۴ سالگى آن را ساخت.
رودريگز دربيشتر فيلم هايش هميشه از حضور «كوئنتين تارانتينو» كارگردان مطرح آمريكائى به عنوان بازيگر، تهيه كننده و همكار نويسنده، بهره گرفته است.
او علاوه بر ساخت اين سه گانه، مجموعه فيلم هاى بچه هاى جاسوس و قسمت اول فيلم از غروب تا دم صبح را با بازى هاروى كايتل، جورج كلونى و كوئنتين تارانتينو ساخته است.
در روزى روزگارى در مكزيك مجموعه اى از بازيگران مشهور سينماى آمريكا مانند جانى دپ، ويلم دفو، آنتونينو باندراس، سلما هايك، ايوا مندز، ميكى رورك و انريكو ايگلسياس خواننده مشهور بازى كرده اند.
اين فيلم در هفته اول نمايش خود با فروشى بيش از ۲۳ ميليون دلار در صدر جدول فروش سينماهاى آمريكا قرار گرفت.
|
|
|
|
|
شروع ساخت فيلم تازه استيون اسپيلبرگ با الهام از زندگى يك پناهجوى ايرانى
مهران كريمى كه ۱۵ سال است در فرودگاه شارل دوگل پاريس بر روى يك نيمكت زندگى مى كند و براى بسيارى شناخته شده است، اكنون توجه استيون اسپيلبرگ فيلمساز معروف آمريكائى را به خود جلب كرده است.
اسپيلبرگ حقوق انتشار داستان زندگى آقاى كريمى را خريده است تا فيلمى بر اساس آن بسازد. فيلمى به نام ترمينال كه بازيگر اول آن تام هنكس است.
كريمى به گزارشگر نيويورك تايمز گفته است تا به اين جا نيامده بودم براى كسى جالب نبودم. او كه تا كنون سوژه چند فيلم مستند بوده، پناهنده سياسى در بلژيك بود و و تا هفت سال پس از آن بدون دردسر به بريتانيا و فرانسه رفت و آمد مى كرد. اما در سال ۱۳۶۷به دليل اين كه هيچ مدركى همراهش نبود، نگذاشتند از فرودگاه شارل دوگل پاريس به لندن سفر كند. و اكنون سالهاست كه در اين فرودگاه زندگى مى كند.
|
|
|
|
|
علت طول عمر بيشتر زنان از مردان: عوامل بيولوژيكى يا شرايط زندگى؟
هنوز دانشمندان در نيافته اند كه چرا زنان بيش از مردان زندگى مى كنند. شمارى از دانشمندان، علت آن را در عوامل بيولوژيكى مى دانند و گروهى ديگر آن را معلول شرايط زندگى و زيست محيطى مى شناسند. مارك لوى، دانشمند جمعيت شناس، وابسته به انجمن پژوهشى جمعيت شناسى آلمان فدرال در ويسبادن، شرايط زندگى زنان را سبب طولانى تر شدن عمر آنان مى داند.
لوى در بررسى هاى خود به اين نتيجه رسيده است كه اگر مردان سيگار نكشند، نوشابه هاى الكلى ننوشند و از پرداختن به مشاغلى كه سبب تنش اعصاب مى شوند، خوددارى كنند، آن وقت مى توانند پنج سال به عمر خود بيافزايند. پژوهش وى بر روى راهب و راهبه هاى ۱۲ صومعه كه شرايط زندگى كاملا يكسانى دارند، نشان داد در حالى كه ميانگين عمر زنان در آلمان، شش سال بيش از مردان است، در صومعه ها زنان يك يا دو سال بيش از مردان زندگى مى كنند.
|
|
|
|
|
فضاپيماى گاليله نابود شد
گاليله تا لحظاتى قبل از سوختن در جو مشترى به ارسال اطلاعات ادامه داد
سازمان فضايى آمريكا - ناسا - اعلام كرده كه فضاپيماى بدون سرنشين گاليله پس از چهارده سال مأموريت در فضا سرانجام منهدم شده است.
ماموريت اصلى اين فضاپيما در خلال سال هاى اخير بررسى سياره مشترى، بزرگترين سياره منظومه شمسى، و قمرهاى متعدد آن بوده است.
در اين مدت، گاليله هزاران تصوير از اين سياره و قمرهاى آن به زمين ارسال كرد و از جمله نشان داد كه ممكن است در سطح يكى از چهار قمر بزرگ مشترى، به نام اروپا، اقيانوس آب وجود داشته باشد.
با تحليل رفتن قدرت مانور گاليله، اين احتمال وجود داشت كه فضاپيما تحت تاثير جاذبه اقمار مشترى، به خصوص اروپا، به سوى آن كشيده شده و با آن برخورد كند.
دانشمندان بيم آن داشتند كه در صورت بروز چنين برخوردى، سطح اروپا با موجودات ميكروسكوپى كه احتمالا در فضاپيما وجود داشت آلوده شود و بر تحقيقات بعدى در مورد وجود حيات در اين قمر مشترى اثر گذارد.
به منظور منهدم كردن گاليله، اين سفينه به سوى كره مشترى هدايت شد و با برخورد با جو اين سياره آتش گرفت.
به گفته ناسا، گاليله تا آخرين لحظات قبل از انهدام آن به ارسال تصوير به زمين ادامه داد.
«دوان بيناشالدر»، مدير برنامه گاليله، گفت كه در اين مرحله گاليله اطلاعات سودمندى را در باره جو مشترى و حوزه مغناطيسى آن ارسال كرد.
گاليله چهارده سال پيش به فضا پرتاب شد و از سال ۱۹۹۵ به بعد ارسال اطلاعات و تصاويرى در مورد سياره مشترى و قمرهاى متعدد آن را شروع كرد.
در سفر به سوى مشترى، اين فضاپيما توانست اطلاعاتى را نيز در باره سيارك ها در اختيار ناسا قرار دهد.
|
|
|
|
|
فيلم «خاك و خاكستر»، محصول مشترك فرانسه و افغانستان
فيلم مشترك فرانسه و افغانستان با نام «خاك و خاكستر»، تا ۱۰ هفته ديگر بر روى پرده سينما خواهد رفت. اين فليم در حال حاضر در پل خومى، شمال افغانستان و جاده اى كه به كابل وصل مى شود در حال تهيه است. پل خومى محل عبور كارگران معدن كركر و در محل تپه هائى است كه هزاران هزار كودك افغانى بدون كلاه و با پاى برهنه در زير آفتاب شديد در حال رفت و آمد هستند.
موناليزاى سومرى، مجسمه ربوده شده پنج هزارساله با كمك پليس نيويورك به موزه بغداد بازگشت
فقدان امنيت در عراق تنها دامن شهروندان آن را نگرفت، بلكه آثار هنرى و عتيقه اين كشور نيز در هرج و مرج و آشفتگى پس از جنگ به تاراج رفت. تعداد ۳۵ هزار اثر باستانى قابل حمل عراق، از مرزهاى اين كشور خارج شده اند و تلاش مأمورين تنها موفق به بازگرداندن سه هزار و ۵۰۰ قلم آن به موزه هاى عراق شده است. مهمترين و قديمى ترين اثر باستانى عراق كه به مجسمه موناليزاى سومرى معروف است و پنج هزار سال قدمت دارد، سر انجام با كمك پليس نيويورك و پس از هفته ها، به خانه خود در موزه آثار باستانى بغداد بازگشت.
|
|
|
|
|
درخشش چهار هنرمند ايرانى در «كمدى فرانسز»
«ژورژ لاولى» كارگردان فرانسوى- آرژانتينى، نمايشى را در پاريس به صحنه آورده است كه چهار تن از ۹ بازيگر درخشان آن هنرمندان ايرانى مقيم پاريس هستند.
نمايش Homebady/ Kabul از سوى «كمدى فرانسزز» برگزيده شده و در تئاتر ويوو كولمبيه» از هفته گذشته به صحنه رفته است و تاكنون با تحسين و ستايش صدها تماشاگر روبرو شده است.
اين نمايش از مقوله «تئاتر متعهد» است كه از پس يك واقعه ساده- ناپديد شدن يك زن غربى در افغانستان زمان طالبان- به غمنامه انسان هاى معاصر از دو دنياى متفاوت مى نگرد و آن را بازگو مى كند. نمايش به زبان فرانسه است و در پاره اى قسمت ها گفتگوها به فارسى و فرانسه مى گذرد.
عكس صحنه پايان نمايش را نشان مى دهد از چپ به راست:
حميدرضا جاودان، الكساندر پاولف، ليزا پاژون، اريك ژنووس، كاترين هيگل، ژان باپتيس مالارات، شكوه نجم آبادى، صدرالدين زاهد و محمد جلالى (م- سحر كه هم شاعر است و هم اهل تئاتر و بازيگرى.)
|
|
|
|
|
گزارش هائى از آمريكا- فرهاد: نيوجرسى
ايرانى ساكن «شارل دوگل» در فيلم «اسپيلبرگ»
*مهران براى فروش سرگذشت خود ۲۷۵ هزار دلار گرفت.
*برنامه هاى بزرگداشت تمدن و فرهنگ ايران در انجمن آسيا.
*موسيقى عرفانى و رقص هاى سنتى ايران در نيويورك، شيكاگو، لس آنجلس و ارواين اجرا مى شود.
واشنگتن- جبهه ملى ايران- واشنگتن اعلام كرد كه آئينى براى بزرگداشت رهبر نهضت ملى ايران برپا مى دارد.
در اعلاميه جبهه ملى واشنگتن، با عنوان «جشن بزرگداشت دكتر محمد مصدق پيشواى فقيد ملت ايران» آمده است كه سعيد فاطمى، استاد دانشگاه و منشى مصدق در ديوان بين المللى لاهه، سايه سعيدى سيرجانى و مهدى جلالى در اين آئين سخنرانى خواهند داشت وعكس ها و اسلايدهائى از دوران نخست وزيرى مصدق نمايش داده خواهد شد.
اعلاميه برگزارى اين آئين با عكس مصدق بر روى جلد مجله معروف تايم، به عنوان مرد سال، همراه است و جبهه ملى واشنگتن، هم ميهنان را به حضور در اين جشن دعوت كرده است.
آئين بزرگداشت رهبر نهضت ملى ايران روز سه شنبه ۲۷ سپتامبر- پنجم مهر- در آمفى تئاتر كالج «نوا» در منطقه ويرجينيا برگزار خواهد شد.
بزرگداشت فرهنگ ايران
نيويورك- انجمن آسيا، برنامه هاى ايرانى پائيز امسال خود را اعلام كرد.
Asia Society اين برنامه ها را كه شامل نمايش فيلم، تئاتر، نمايشگاه هاى نقاشى و سخنرانى درباره هنر ايران است، «بزرگداشت تمدن و ميراث هنر پارسى» ناميده و اعلام كرده است كه برنامه ها از ۱۶ اكتبر امسال (پنجشنبه ۲۴ مهرماه) آغاز مى شود و تا ۱۸ ژانويه (جمعه ۲۸ دى ماه) ادامه مى يابد.
پاره اى از مهمترين برنامه هاى انجمن آسيا چنين است:
نمايشگاه ها: به دنبال بهشت، نگاهى دگرگونه به عصر طلائى هنر ايران، دوران پادشاهان نخست و دوم صفوى، شاه اسمعيل و شاه تهماسب.
فيلم: طوبا، فيلمى ويديوئى از شيرين نشاط كه آينده اى از طرح باغ هاى ايرانى، سياست و عرفان و تاريخ ايران، با هنر امروزى است.
فيلم: پشت صحنه، از شيرين نشاط.
فيلم: مارياى لس آنجلسى، از شجاع آذرى.
فيلم: غريبه ها، كارى از رامين بهرانى، فيلمساز جوانى كه پس از پايان تحصيل در آمريكا به جستجوى زندگى خانواده خود، به ايران بازمى گردد.
فيلم: ايران افسانه اى (دنياى ناديده) كارى از آريانا فرشاد، كه داستان سفر يك زن امروزى ايرانى به سرزمين مادرى خويش است.
تئاتر: رستم و سهراب، آميزه اى از داستان رستم و سهراب شاهنامه و زندگى تراژيك- كمدى يك خانواده زرتشتى در بمبئى هند كه هشت شب بر صحنه خواهد بود.
انجمن آسيا برنامه شب سه شنبه ۲۸ اكتبر را «شب ايرانيان آمريكا» نامگذارى كرده است.
عرفان و هنر ايران
نيويورك- موزه معروف «مترو پوليتن» اعلام كرد كه برنامه موسيقى عرفانى و رقص هاى سنتى غرب ايران را كه زربار RAZBAR ناميده شده، بار ديگر در چهار شهر بزرگ ايالات متحده به نمايش مى گذارد.
اين برنامه در سال ۲۰۰۲ اجرا و با استقبال گرم روبرو شده بود و متروپولتين اعلام كرد كه درخواست هاى فراوان مردم، برنامه گذاران را واداشته است كه آن را دوباره اجرا كنند.
برنامه رزبار روزهاى ۱۹ و ۲۰ سپتامبر در شيكاگو اجراء شد و روزهاى ۲۷ و ۲۸ سپتامبر در لس آنجلس و ارواين و اول اكتبر در تالار شهر نيويورك به اجرا درمى آيد.
آواره ثروتمند
نيويورك- زندگى مهران كريمى، ايرانى آواره ساكن قديمى فرودگاه «شارل دوگل» پاريس، موضوع فيلم تازه «استيون اسپيلبرگ» تهيه كننده و كارگردان بزرگ آمريكائى است.
«تام هنكس» بازيگر نامدار آمريكا نقش مهران را در اين فيلم بازى خواهد كرد. نيويورك تايمز، اين هفته نوشت: پس از گذشت ۱۵ سال، اكنون نام مهران كريمى براى بسيارى از مردم جهان نامى آشنا است. تبعيدى ايرانى از يك دهه و نيم پيش، شب و روزش را در فرودگاه شارل دوگل به سر برده و خلبانان، ميهمانداران، كاركنان فرودگاه و ميليونها مسافر اين فرودگاه او را مى شناسند كه بر روى يك نيمكت و در ميان كوهى از روزنامه ها و مجلات زندگى مى كند.
مهران، با لهجه اى آميخته از پارسى و فرانسوى به گزارشگر نيويورك تايمز مى گويد: تا هنگامى كه به شارل دوگل نيامده بودم، براى هيچكس در دنيا جالب نبودم. او كه مدتى مى گفت، مادرش سوئدى و زمانى مى گفت انگليسى است، حاضر نيست از گذشته و از كودكيش در ايران سخن بگويد.
مهران در آغاز آوارگى، از بلژيك پناهندگى سياسى گرفت و تا هفت سال به فرانسه و انگليس آزادانه رفت و آمد داشت.
روزى در سال ۱۳۶۷ (خورشيدى) هنگامى كه از فرودگاه شارل دوگل رهسپار لندن بود، براى نداشتن گذرنامه، از سفرش جلوگيرى كردند و او، از آن زمان ساكن فرودگاه شد. مهران مدعى بود كه مدارك سفرش را در متروى پاريس دزديده اند.
قيمت يك سرنوشت
با پانزده سال زندگى در گوشه اى از فرودگاه بين المللى فرانسه، سرگذشت اين آواره ۱۵ ساله ايرانى، اكنون چند صد هزار دلار ارزش يافته است.
به نوشته نيويورك تايمز اسپيلبرگ فيلمبردارى داستان زندگى مهران را از همين هفته آغاز مى كند و شايع است كه براى به تصوير كشيدن زندگى مهران، ۲۷۵ هزار دلار به او پرداخت كرده است. مهران كريمى و اسپيلبرگ، خودشان درباره رقم قرارداد سخنى نمى گويند.
«تام هنكس» (مهران) در فيلم اسپيلبرگ مردى است كه با ناپديد شدن كشورش از صحنه سياست جهانى، به پناهنده اى بى هويت در فرودگاه نيويورك بدل مى شود و آنگاه به يارى دختر جوانى كه دلباخته او مى شود، از گرفتارى و آوارگى رهائى مى يابد و به اوج موفقيت مى رسد.
هنگامى كه گزارشگر نيويورك تايمز درباره تام هنكس، نظر مهران كريمى را مى خواهد، مهران ازاو مى پرسد: اين آقا ژاپنى است؟
|
|
|
|