Nimrooz
Vol. 15, No. 753, September 26, 2003
سال پانزدهم - شماره ۷۵۳ - جمعه ۴ مهر ۱۳۸۲
هويت تراشى براى جمهوريخواهان (۲)
محسن كردى
003042.jpg
كردى
گفتيم كه در راستاى اهداف ۲ خرداد (تبديل دشمن به مخالف و مخالف به همكار و موافق) هدف برخى پايه گذاران اتحاد جمهوريخواهان چيزى بجز بردن بخشى از جمهوريخواهان خارج كشور به بازيهاى سياسى داخل و زنده كردن دوباره مرده اصلاحات نيست. با شكست اصلاح طلبان و رويگردانى مردم از انتخابات داخلى و در نتيجه آن، بى اثر شدن هرگونه تلاش سياسى در جهت بهبود اوضاع در داخل از طريق انتخابات دمكراتيك، تبديل جمهوريخواهان خارج از كشور به اصلاح طلبان جديد چيزى بجز سرگردان كردن و خنثا كردن نيروى مخالفت جمهوريخواهان خارج و داخل كشور نيست و اين تلاش اگر هم حسن نيتى در آن نهفته باشد بيهوده و در جهت تداوم عمر رژيم سركوب است. اين گروه قصد دارد با هماهنگ كردن ۱۰۰۰ نفر بقول خودش فرهيخته با روش اصلاحات مردم داخل كشور را باز هم به پاى صندوقهاى رأى در جمهورى اسلامى بكشد.
چنانچه پايه گذاران اتحاد جمهوريخواهان مقاصد خود را بدون پرده پوشى اعلام ميكردند ميشد به آنها گفت كه براى اين كار بروند به داخل ايران و تلاش شان را بكنند و مرز دشمن رژيم و مخالف قانونى رژيم را كه رژيم تحمل ميكند را مخدوش نكنند. اما مشكل اينجاست كه «رفقا» اين هدف را علنا اعلام نميكنند و ميخواهند روز روشن هم سر جمعى را شيره بمالند و هم از مشروعيت و امتياز اپوزيسيون بودن برخوردار باشند.
اينگونه اتخاذ تاكتيك ريشه تفكر لنينى و حزب توده دارد كه هدف وسيله را توجيه ميكند و ميشود با حقه بازى، وارونه جلوه دادن حقايق، و ساخت و پاخت پشت پرده مردمان را بعنوان وسيله نامشروع بكار گرفت و گنجشك را رنگ كرده و جاى قنارى به آنان فروخت. اين حركت چيزى بجز خدمت در راستاى جمهورى اسلامى نيست. رفقا بهتر بود لختى به نتايج حاصل از بكار گيرى علنى اين روش يعنى همكارى شان با رژيم بر عليه ساير نيروهاى مخالف رژيم در اوايل انقلاب بيانديشند. هنوز سركوفتهاى مربوط به آن دوران در گوش بسيارى از «رفقا» زنگ ميزند. گويا برخى كسان از بس سركوفت شنيده اند ديگر ننگ و عارشان نميشود. اين بيعارى «رفقا» نبايد باعث شود كه ما دست از افشاگرى برداريم و روش جديد همكارى با رژيم را افشا نكنيم.
به اين جملات دو پهلو از همان مقالات هويت تراشى آقاى نگهدار توجه فرمائيد؛
«توليد اتحاد براى دموكراسى با اتكاء بر هويت دينى
در صحنه سياسى كشوراتحاد ديگرى مركب از ملى-مذهبى ها و گروه هاى روشنفكران دينى جدا شده از حكومت اسلامى، در حال شكل گيرى، قوام يابى وهويت گزينى است. هيچ شخصى، بر خلاف مجاهدين و سلطنت طلبان، محور اين اتحاد نيست. گرچه اعضاى اين اتحاد مخالف ولايت فقيه و طرفدار غيرحكومتى كردن دين و حاكم كردن جمهوريت و مردمسالارى بر نظام سياسى كشور به روش هاى مسالمت آميز هستند اما يگانه بودن با اين اصول لزوما حس تعلق گروهى را در ذهن اعضا تكميل نمى كند.
براى احساس تعلق به جريان ملى-مذهبى، علاوه بر اين اصول فوق، فرد بايد خود را فردى شيعه متدين بفهمد. پس داشتن حس «دينى» يا «شيعى بودن» در ميان نيروهاى آن امرى جدى و پايه ايست، به گونه اى كه اگر چنين حسى در وجود تو نباشد نه تو خود شخصا احساس تعلق مى كنى و نه آن محيط تو را از خود خواهد شناخت. پيشينه و حركت جارى اين فعالان نيز حاكى از تأكيد آنان بر ضرورت حزبيت دينى است. تا كنون به تجربه هم ديده نشده در تشكل ها، در حركات دسته جمعى، در بيانيه هاى مشترك ملى-مذهبى ها، امضاى افراد ساير فرق مذهبى و يا اشخاص «بى نماز» ديده نشده است.
به اين ترتيب در صحنه سياست ايران نيروهايى نيز وجود دارند كه از يك سو اصول ارزشى دموكراتيك و از سوى ديگر هويت اسلامى خود را معيار تعلق گروهى و مبناى اتحاد خود قرار داده اند. الويت ايمان مذهبى بر پايبندى به اصول دموكراسى در حركت سياسى وجه تمايز اصلى آنان از ساير هواداران دموكراسى است. درجه موفقيت فعالين اين گرايش در توليد حس تعلق گروهى، تبديل احساس تعلق به احساس وظيفه و قوام بخشيدن به «اتحاد» از اين طريق، قبل از همه بستگى به درجه موفقيت آنان در معتقد كردن خويش به امكان درآميختن ازرشهاى دينى و دموكراتيك با يك ديگر دارد. پايبندى به اصول دموكراسى و پايبندى به ارزش هاى دينى دست مايه همبستگى افراد اين نحله است.»
ملاحظه فرموديد؟ شما هرگز نميتوانيد از ديدگاه «هويت جمهوريخواهان» يك موضعگيرى مشخص در مقابل ملى مذهبى ها از اين نوشته دريابيد. ملى مذهبى ها آنطور كه آقاى نگهدار نوشته اند از حكومت جدا نشده اند. آنها منتظر هستند كه محافظه كاران به آنها چراغ سبز شركت در بازيهاى درونى رژيم را بدهند. نمونه اش آقاى حجاريان كه ميگويد تا جايى كه بشود فعاليت ميكنيم، آنجا كه نشود توقف ميكنيم! يعنى ميرويم نماينده مجلس يا عضو دولت ميشويم و همانجا توقف ميكنيم! آقاى نگهدار مطلب را طورى نوشته است كه اگر اوضاع بر وفق مراد شد اتحاد جمهوريخواهان بتواند با توسل به مقدمه چينى كه در اين هويت تراشى آمده و ايجاد قوم و خويشى كه با ملى مذهبى ها كرده است، چنانچه روزى قوم و خويشها در بازى هاى داخل توسط محافظه كاران شراكت داده شدند، اينها هم با استفاده از «تعلق گروهى» و «اتحاد» با ملى مذهبى ها بروند بدنبال اصلاح طلبى و شركت در فعل و انفعالات سياسى و قانونى رژيم. اينكه اعتراض كرده است كه چرا ملى مذهبى ها «افراد بى نماز» را در جمع خود راه نميدهند اشاره به همين ۱۰۰۰ نفر اتحاد جمهوريخواهان است كه اينها هم در جمع ملى مذهبى ها در بازيهاى داخل راه داده شوند. و اگر اوضاع بر وفق مراد نشد بتوانند زيرش بزنند و بگويند منظور از آن پاراگراف در مقاله هويت تراشى، همكارى با اصلاح طلبان نبود و چنين چيزى از آن مستفاد نميشود. در اينجا سئوال ميشود كه پس منظور از درج آن پاراگراف در مقاله هويت جمهوريخواهان چه بود؟ پاسخ ميشنويد كه يك اظهار نظرى بود در مورد ملى مذهبى ها! كه در جواب بايد گفت خوب يكى دو خط هم در مورد آب و هواى ژاپن و يا روابط مونيكا لوينسكى و بيل كلينتون اظهار نظرى ميكرديد! واقعا حضرات كى ميخواهند دست از اين پشتك وارو زدنها بردارند؟ چرا اينقدر صحنه سياسى را مغشوش ميكنند و حرف دل شان را مشخصا بيان نميكنند؟
و باز نمونه ديگرى از همان مقاله؛
«ما با صداى رسا اعلام كرده ايم «ما جمهورى خواهيم» ؛ بدون هيچ پسوند و پيشوند. ما ميخواهيم كلمه «اسلامى» از پشت نام حكومت در ايران برداشته شود و برداشته خواهد شد». ملاحظه ميفرمائيد برداشتن صفت اسلامى از پشت اين جمهورى ظاهراً همان خواسته اى است كه ملى مذهبى هاى «دمكرات» داخل رژيم نيز بدنبال آن هستند. آنچه در اين جملات پنهان است اين است كه اين هردو، يعنى جمهوريخواهان نويسنده منشور و ملى مذهبى ها و اصلاح طلبان داخلى هيچكدام خواهان سرنگونى رژيم نيستند. مسلم است كه آنها هرگز موفق به برچيدن ولى فقيه در سلسله مراتب جمهورى اسلامى نخواهند شد اما رژيم به آنها اين اجازه را ميدهد كه در لباس «مخالفت با ولى فقيه و برچيدن صفت اسلامى» خدمت بزرگترى به رژيم بكنند؛ با سرنگونى رژيم مخالفت كنند.
باز كردن يك جبهه بر عليه مشروطه خواهان؛ «ما ايستاده ايم كه نظام سلطنت به ايران بر نگردد و بر نخواهد گشت» با توجه به نيروى بزرگ مشروطه خواهان در داخل و خارج، هدفى آنقدر بزرگ هست كه كل حركت جمهوريخواهان را بتواند تحت تاثير كلى قرار بدهد و بهمين دليل بايد از آن در منشور بطور علنى ياد ميشد. دليل اين لاپوشانى و حقه بازى توسط پايه ريزان اين حركت، چيزى بجز پنهان كردن اهداف اصلى شان از امضاء كنندگان منشور نبود.
اين «ايستادن»، تنها ايستادن در مقابل يك نيروى سياسى مخالف نيست بلكه ايستادن در مقابل خواست بخشى نه چندان كوچك از مردم ايران است كه خواستار برقرارى نظام پادشاهى مشروطه در كشور هستند. بيان اين جمله در مقاله هويت تراشى آقاى نگهدار امرى غير دمكراتيك و خطرناك و پايه ريزى براى دشمنى هاى نالازم آينده از جانب تيم ايشان است.
غير دمكراتيك از اين نظر كه حق دمكراتيك يك نيروى سياسى دمكرات (مشروطه خوهان) به كنار، اصولاً جمهوريخواهان حق ندارند كه در مقابل خواست دمكراتيك و مشروع بخشى از مردم ايران براى به رأى گذاردن نوع نظام آينده كشور در يك رفراندوم كه نظام پادشاهى نيز يكى از آلترناتيوها خواهد بود «بايستند»! و خطر ناك از اين نظر كه اين «ايستادن» ها از جانب مخالفين جمهوريخواهان با كرنش مواجه نخواهد شد، بلكه با ايستادن متقابل مواجه خواهد شد. ناگفته پيداست كه برنده اين جدال جمهورى اسلامى خواهد بود. حال اين سئوال را بايد با آنكه نا خوانده و سرخود به وسط ميدان آمده و علاوه بر هويت تراشى، هل من مبارز طلبيده و از جانب جمهوريخواهان جنگى يكطرفه را با مشروطه خواهان اعلام ميكند كه «ايستاده ايم» بايد درميان نهاد كه منظورش از شروع اين جنگ چيست؟ تا زمانى كه توضيح قانع كننده اى از جانب آقاى فرخ نگهدار يا ساير جمهوريخواهان امضاء كننده پيرامون نكاتى كه ذكر شد داده نشود، چاره بجز اين نيست كه به اين منشور و اين حركت با ديده شك و ترديد بنگريم و نگران حضور دست جمهورى اسلامى و اهداف پنهان آن در اين حركت باشيم.
اين نگارنده، هم ميهنان جمهوريخواه امضاء كننده را فرا ميخواند كه اجازه ندهند كه هويت تراشانى از قبيل آقاى نگهدار با استفاده از نام و مشروعيت اين هم ميهنان، اين حركت را به خدمت اهداف جمهورى اسلامى در آورند.
آقاى نگهدار در مقاله شان گفته اند كه برداشتن يك نام از آن هزار نام تاثيرى در روند كار نخواهد داشت. اولا كه اين يك پندار است. كافيست خود آقاى نگهدار خود را كنار بكشد تا جمعى همراه او انشعاب كنند! ثانيا بهمين دليل اگر آقاى نگهدار و چند نام مشخص ديگر اين منشور را پايه گذارى نميكردند اين ۱۰۰۰ اسم فراهم نميشد. پس آقاى نگهدار و آن «نامهاى مشخص» از برد كاريسماتيك در ميان جمعى از امت شان برخوردار هستند. سوالى كه از اين امام بايد پرسيد اين است كه فراهم آوردن اين ۱۰۰۰ نفر در دوران «اصلاحات ۲ خرداد» هم امكانپذير بود چرا تابحال اقدام به چنين كارى نكردند؟ چرا بلافاصله پس از رويگردانى مردم از انتخابات درون رژيم پس از انتخابات ۹ اسفند به ميدان آمدند و به تكاپوى تشكيل سازمان و جبهه اى جديد افتادند؟ آيا بجز اين است كه با توجه به آنچه كه رفت ميخواهند آب رفته را به جوى برگردانند؟ آيا جاى تعجب خواهد بود كه حضور برگزيدگانى از اين جمهوريخواهان را بعنوان نامزد نمايندگى مجلس شوراى اسلامى در انتخاباتى كه در پيش است شاهد باشيم؟ يا دستكم شاهد توصيه اين گروه به مردم باشيم كه آنها را به شركت در انتخابات رژيم تشويق ميكنند؟
ضمنا يك اعتراض شخصى هم به آقاى نگهدار در مورد اين جمله شان دارم؛ «ما حمايت فرهيخته ترين اقشار جامعه را به دنبال داريم و آندو (مجاهدين و مشروطه خواهان) ندارند» از زمانى كه اين جمله را در مقاله تان خوانده ام از بغض و عقده خواب و زندگى بر من حرام شده است! حقش نبود همه خوبان را براى خود و همه نافرهيختگان را براى بقيه بگذاريد! يكى از علائم شرف و حيثيت و فرهيختگى اين است كه فرد حقه بازى و نوكر مآبى را كنار بگذارد و آنچه را در دل دارد علنا اعلام كند و در لفافه پنهان نكند. «فرهيخته ترين اقشار جامعه» از پشت كوه نيامده اند كه بتوان سرشان را شيره ماليد.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
خاطرات
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
خانواده
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   خاطرات   •   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •