Nimrooz
Vol. 15, No. 751, September 12, 2003
سال پانزدهم - شماره ۷۵۱ - جمعه ۲۱ شهريور ۱۳۸۲
۴ گل براى ايجاد اميدوانسجام
• هجوم به ديوار نامطمئن دفاعى ايران كه در پى يكى دو حمله سريع و يك شليك دور به گل تبديل شد و اردن را كه آمده بود مثل لبنان و كويت در خانه حريف خود برنده شود به رؤيا فروبرد!
افشاگرى هفته
بكام: روزى كه فهميدم رفتنى ام
از استانبول دورى كنيد

۴ گل براى ايجاد اميدوانسجام
• هجوم به ديوار نامطمئن دفاعى ايران كه در پى يكى دو حمله سريع و يك شليك دور به گل تبديل شد و اردن را كه آمده بود مثل لبنان و كويت در خانه حريف خود برنده شود به رؤيا فروبرد!
تا دقيقه ۷۶ كه توپ گرد با ضربه سر واحدى نيكبخت وارد دروازه اردن شد، تماشاگران خيلى خون دل خوردند وتحمل كردند. مگر مى شود تيمى ده ها بار تا يكقدمى گل پيش رود و حريف ضعيف تر از خود را به ديركهاى دروازه بچسباند اما از گشودن قفل دروازه عاجز و درمانده باشد.
بارها است كه فوتبال ايران به دليل بازى احساسى و غفلت از بازى گروهى و حساب شده چنين زجر هائى كشيده است، اگر چه در اين بازى ۳ دقيقه پس از وقت عادى نيمه اول گل تساوى دائى، اردن را كه در دقيقه سوم با گل المنصور پيش افتاده بود متوقف كرد تا در نيمه دوم با تلاشى پيگير ۳ بار ديگر دروازه بان اردنى تسليم شود و نتيجه ناباورانه اى برجاى بماند.
آنچه محمود جوهرى مربى مصرى تيم اردن در دستور كار داشت خيلى زود نتيجه داد. هجوم به ديوار نامطمئن دفاعى ايران كه در پى يكى دو حمله سريع و يك شليك دور به گل تبديل شد و اردن را كه آمده بود مثل لبنان و كويت در خانه حريف خود برنده شود به رؤيا فروبرد! حركات ناجوانمردانه دروازه بان اردنى كه براى قطع كردن حملات سردرگم ايران دوبار بازى را تا حدود ۴ دقيقه قطع كرد و دم به دم بر خشم و بازى احساسى ايران مى افزود تا لحظه اى كه داور بحرينى به او كارت زرد نشان داد و ديگر چنين عملى از او سرنزد، ادامه داشت و نقشه هاى جوهرى را عملى مى كرد اما گل دايى در دقيقه ۴۸ و هماهنگى تيمى كه كم كم ظاهر شد و سه تعويض صحيح كه تركيب تيم را يكدست تر كرد اجازه داد تا تيم ايران سراپا حمله حريف را از رؤيا بيرون آورد.
گل روحيه بخش واحدى نيكبخت در دقيقه ۷۶ زمانى اتفاق افتاد كه ضربه آزاد مبعلى، يار تازه وارد روى ديرك دروازه نشست و به كرنر رفت. همين كرنر با ضربه سر نيكبخت به گل تبديل شد. ديگر جاى نگرانى نبود كه بايد به حملات افزود: شوت دور بازيكن ريز نقش فولاد اهواز سومين گلى بود كه حاصل شد. مبعلى با اين ورود خوش يمن اردنى ها را كاملاً از هم پاشيد تا چند دقيقه بعد با پاس بزيك و ضربه سر شيرجه مانند دايى گل چهارم به تماشاگران ايرانى كه حالا سخت به هيجان آمده بودند تقديم شود.

افشاگرى هفته
بكام: روزى كه فهميدم رفتنى ام
ديويد بكام فوتباليست هاليوودى (!) تيم فوتبال ريال مادريد يك كتاب خاطرات جديد نوشته كه نامش «روايت من» است و از اين هفته در نشريه جنجالى «اخبار جهان» به صورت پاورقى چاپ مى شود.
يكى از جالب ترين قسمت هاى اين كتاب شرح جدايى او از منچستريونايتد و رفتن اجبارى اش به برنابيو است كه بكام با نوعى افشاگرى درخصوص آن چنين آورده است: ماه نوامبر (آبان ۸۱) بود. ما را به مراسم تجليل مقام هاى دولتى و ملكه انگليس از تيم ملى انگليس در كاخ باكينگ هام بردند. تمام شد و رفت. با ويكتوريا (همسرش) ودو پسرمان به تعطيلات در باربادوس رفتيم، سپس بازگشتيم و من به سر تمرينات رفتم. اما احساس كردم سردى شديدى بين من و الكس فرگوسن (مربى اسكاتلندى منچستر) و از جانب او به وجود آمده است. پرسيدم: مشكلى هست؟ فهميدم از اين ناراحت است كه به جاى رفتن مستقيم به تعطيلات به باكينگ هام رفته ام. اعتقادش اين بود كه اگر براى آن ملاقات دو روز اضافى در انگليس معطل نمى ماندم و سريعترمى رفتم و بازمى گشتم، آمادگى ام بيشتر حفظ مى شد. به او گفتم من كاپيتان انگليس ام و وظيفه ام حضور در اين جلسه بوده است. جمله بعدى اش مثل يك نيش در قلب من فرورفت و هرگز فراموش اش نمى كنم. گفت: پس مشخص است كه به آن مسايل بيشتر از منچستر اهميت مى دهى. به وفادارى تو به تيم مان شك دارم، بكام اضافه كرده است: البته همه ما در اولترافورد، عادت داشتيم متلك هائى از رئيس بخوريم اما اين يكى بسيار شخصى و خردكننده بود. آن روز گذشت تا اين كه در اوايل بهار سال بعد بازى برگشت مان با ريال مادريد در جام قهرمانى باشگاههاى اروپا برگزارمى شد.
به محض اين كه تركيب تيم را داد و ديدم كه من درونش نيستم فهميدم آينده اى در منچستر ندارم. حس مى كردم او در تمام فصل داشت آن مقدمه چينى ها را مى كرد تا به آن نقطه برسد و آن كار را با من بكند. تا بگويد هى بچه اين مسابقه مهمتر از آن است كه تو در آن بازى كنى! او مرا در دقيقه ۷۰ به ميدان فرستاد. يك گل زدم و كارى كردم كه هى يرو مجبور شود به خودشان (ريالى ها) گل بزند. اما در وقت تلف شده يك ضربه آزاد ديگر به نفع ما شد. ضربه ام با كمترين فاصله به اوت رفت. بعداً فيلم بازى را از تلويزيون ديدم. سرالكس چنان نگاه ملامت بارى كرد و آه كشيد كه فهميدم كار تمام است. يخ كردم. صورت او همه چيز را به من گفت. هى پسر تقصير توست كه ما به ريالى ها باختيم. برو پى كارت. اصلاً برو به همان مادريد.
و او رفت!
منبع: «سان»

از استانبول دورى كنيد
اتحاديه فوتبال و مقامهاى امنيتى انگليس به فوتبالدوستان اين كشور هشدار دادند از سفر به تركيه براى مسابقه حساس ماه آينده تيم ملى انگليس با اين رقيب اكيداً خوددارى ورزند. با اينكه اين اتحاديه از دريافت هر سهميه بليتى براى مسابقه شنبه شب اين هفته با مقدونيه در كادر رقابتهاى مقدماتى يورو۲۰۰۴ پرهيز كرده بود باز هم تعدادى تماشاگر انگليسى در اسكوپيه ديده مى شدند.
ديويد سوييفت رئيس گروه پليسهاى انگليسى اعزامى به اسكوپيه ديروز مى گفت: بهتر است دوستان (!) بدانند كه بازى تركيه يك مقوله كاملا ً مجزا و متفاوت با ديدارمان بامقدونيه است. ما و اين كشور يك پيشينه منفى در تلاقى هاى قبلى ورزشى مان نداريم، اما در مورد تركيه اين قضيه صدق نمى كند و توصيه جدى من به همه كسانى كه مى خواهند «سرخود» به استانبول بروند، اين است كه اين كار را نكنند و جانشان را كف دستشان نگذراند.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
آخر هفته
حوادث
خانواده
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •