Nimrooz
Vol. 15, No. 751, September 12, 2003
سال پانزدهم - شماره ۷۵۱ - جمعه ۲۱ شهريور ۱۳۸۲
قتل معلم انگليسى زن در برج آتى ساز
۳ جوان رباينده زنان و دختران در انتظار اعدام
رد پاى يك زن و ۲ برادر در جنايت دووى مرگ

قتل معلم انگليسى زن در برج آتى ساز
يك معلم انگليسى زن كه در برج آتى ساز تدريس خصوصى مى كرد، در تنهايى و به طرز مرموزى به قتل رسيد.
اين زن ۴۶ ساله كه در طبقه هشتم آخرين برج آتى ساز زندگى مى كرد، «ليدا آركاليا» نام داشت و از چهار روز پيش از كشف جسدش ناپديد شده بود.
بنا به اين گزارش، ساعت ۱۴ و ۱۵ دقيقه ظهر سه شنبه ۱۱ شهريورماه سال جارى مأموران اطلاع يافتند در يكى از برجهاى آتى ساز حادثه مرگبارى رخ داده است.
اكيپى از كارآگاهان از تجسس كلانترى به برجهاى آتى ساز اعزام شدند، بوى تعفن در راهروهاى برج پيچيده بود و مأموران پس از باز كردن در خانه زن تنها، پاى در قتلگاه وى گذاشتند و با پيكر بى جان اين معلم زبان كه در يكى از اتاقها افتاده بود، روبرو شدند.
در تجسس هاى، مشخص شد قربانى خفه شده است، قفل درهاى ورودى سالم بود و هيچ اثر بهم ريختگى در خانه ديده نمى شد، به گونه اى كه پليس پى برد انگيزه اين جنايت غير از سرقت بوده است.
كارآگاهان براى به دست آوردن رد پايى از عاملان جنايت، تحقيقات خود را روى به دست آوردن اطلاعاتى از زندگى «ليدا» متمركز كردند و پى بردند اين زن داراى همسر و بچه نيست و تنها يك برادر دارد كه او نيز در خارج از ايران زندگى مى كند.
از سوى ديگر، بررسى ها نشان داد «ليدا» از سالها پيش در خانه اش به تدريس خصوصى زبان انگليسى مشغول بوده و چند شاگرد نيز داشته است، به گونه اى كه در مدت ناپديد شدن وى، اين شاگردها با مراجعه به خانه اش با در بسته و غيبت اين زن مواجه شده اند.
بنابه گزارش رسيده، پليس جنايى تهران با توجه به ردپايى از يك مرد كه گفته مى شود از ماهها پيش «ليدا» را به عقد خود درآورده بود و هفته اى چند بار به خانه وى رفت و آمد داشت، تحقيقات جنايى ويژه اى را در دستور كار خود قرار داده است.

۵ سال حبس براى جنايت فاميلى
ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه پنجشنبه ۱۷ بهمن ماه سال گذشته يكى از ساكنان خيابان شهيد رجايى شهرك مدرس در تماس با اداره پليس اعلام كرد زن جوانى كه در همسايگى آنها زندگى مى كند در غياب خانواده اش به طرز مرموزى جان سپرده است.
اكيپى از مأموران به همراه قاضى كشيك براى بررسى علت مرگ در بيمارستان ۱۵ خرداد كه جسد به آنجا منتقل شده بود، حاضر شدند.
در بررسى هاى نخست مشخص شد زن جوان مرضيه نام دارد و از سال قبل به خاطر اختلاف با همسرش در منزل پدرى زندگى مى كرد.
ماموران در نخستين اقدام خانواده قربانى را تحت بازجوئى قراردادند. پدر مرضيه در بازجوئى به مأموران گفت: از يك سال قبل دخترم پس از اختلاف با همسرش به خانه ما آمد و ما نيز در دادگاه خانواده تقاضاى طلاق او را كرديم ولى هربار شوهرش به بهانه اى در دادگاه حاضر نمى شد. روز حادثه به همراه دختر كوچكم براى گرفتن پول از بانك خانه را ترك كرديم و همسرم نيز براى فاتحه خوانى به قبرستان رفت. دخترم در خانه تنها بود.
وى در ادامه گفت: ساعت ۲ بعدازظهر بود كه به خانه بازگشتيم ولى كسى در را بازنكرد. پس از چند دقيقه پسر كوچكم از مدرسه به خانه آمد و وقتى ما را ديد گفت دقايقى قبل به خانه آمدم ولى كسى در را بازنكرد و من هم كيف را به داخل حياط انداختم و به منزل خاله ام رفتم.
پدر مرضيه در ادامه گفت: پسرم را از بالاى در به داخل خانه فرستادم و پس از بازكردن در، اتاقها را جست وجو كرديم تا اينكه در يكى از اتاقها دخترم را در حالى كه خوابيده بود و چادرى را هم روى خودش كشيده بود، پيدا كرديم. از آنجايى كه دخترم ناراحتى قلبى داشت ما تصور كرديم او سكته كرده است و به همين خاطر او را به بيمارستان ۱۵ خرداد رسانديم.
در حالى كه تحقيقات مأموران روى ادعاهاى خانواده قربانى ادامه داشت كارشناسان پزشكى قانونى پس از انجام آزمايش هاى مختلف اعلام كردند مقتول بر اثر فشار بر عناصر حياتى گردن كشته شده است.
پس از اعلام نظر كارشناسان پزشكى قانونى، كارآگاهان وقتى اصرار خانواده را مبنى بر ايست قلبى دخترشان ديدند پسر بزرگ خانواده به نام احمد را كه بعدازمرگ خواهرش ناپديد شده بود مورد توجه قرار دادند و تجسس هاى خود را در اين زمينه آغاز كرده و متوجه شدند روز جنايت احمد زمانى كه خواهرش در خانه تنها بود به آنجا رفته است.
همچنين مأموران در بازجوئى از حميدرضا متوجه شدند وى زمانى كه از مدرسه به خانه بازگشته است احمد در را بازكرده و از او خواسته است تا به خانه خاله اش برود و ساعتى بعد به خانه بازگردد.
با ادعاهاى برادر كوچك، كارآگاهان رديابى هاى خود را براى دستگيرى متهم آغاز كردند تا اينكه صبح روز سه شنبه ۲۴ تيرماه سال جارى «احمد» با مراجعه به اداره آگاهى خود را تسليم مأموران كرد.
وى در بازجوئى ضمن اعتراف به قتل خواهرش گفت: پس از اختلاف خواهرم با همسرش من هميشه ناراحت بودم و حتى يك بار به خاطر او با همسرش درگير شدم و او را با چاقو زخمى كردم.
وى در ادامه گفت: روز حادثه وقتى از سر كار به خانه آمدم مرضيه در خانه تنها بود. از او خواستم تا برايم غذا درست كند ولى او به من پرخاش كرد. خيلى ناراحت شدم و چند سيلى به صورتش زدم. ناگهان به طرفم حمله كرد و من نيز با فشردن گلويش او را خفه كردم.
به گزارش رسيده، متهم پس از محاكمه در شعبه ۱۰۳ جزايى ورامين و باتوجه به گذشت اولياى دم از قصاص به ۵ سال حبس محكوم شد.

۳ جوان رباينده زنان و دختران در انتظار اعدام
سه جوان كه به جرم ربودن زنان و دختران جوان از سوى قاضى دادگاه كرج به اعدام محكوم شده بودند، در چند قدمى چوبه دار قرار گرفتند.
حكم اعدام اين سه جوان چندى پيش توسط قضات ديوان عالى كشور تاييد شده و پرونده آنان جهت اجراى حكم به اجراى احكام كرج ارسال شده است.
بنا به گزارش پرونده، اين سه جوان به همراه دو تن ديگر از تيرماه سال گذشته در پى شكايت خانواده يك دختر لال كه توسط اين متهمان ربوده شده بود تحت تعقيب قرار گرفتند.
خانواده اين دختر در شكايت خود به مأموران گفته بودند، دخترمان زهرا وقتى قصد داشت از خيابان رسالت كرج به فرديس برود، سوار يك خودروى پيكان قرمز رنگ كه سه سرنشين داشته، شده بود كه پس از سوار شدن او را با تهديد و ضرب و شتم به جاده خلوت برده و طلاهاى نامزدى اش را به سرقت برده و دخترمان را در شهرك مهندسى زراعى پياده كرده اند.
در اين شكايت و تمام شكايتهاى ديگرى كه از سوى زنان و دختران جوان در اداره پليس مطرح شده بود، شاكيان گرفتار سرنشينان خودروى پيكان قرمز رنگ شده بودند. قاضى نعمت الله حاجعلى رئيس شعبه ۱۱۹ جزايى كرج به كارآگاهان مأموريت داد تا سرنشينان اين خودرو را بازداشت كنند.
پس از ارجاع پرونده با توجه به اهميت موضوع به دستور سردار كيومرثى (فرمانده انتظامى شهرستان كرج) چندين اكيپ از كارآگاهان تجسس هاى گسترده اى را براى شناسايى متهمان آغاز كردند.
پس از چهره نگارى متهمان، مأموران چندين نقطه از شهر را كه احتمال مى دادند متهمان اقدام به سوار كردن طعمه هاى خود كنند، تحت نظر قرار دادندو پس از گذشت چند روز، ظهر روز ۲۵ تير ماه، اكيپى از مأموران كه ميدان قدس كرج را تحت نظر قرار داده بودند به خودرو پيكان قرمزرنگى كه سه سرنشين آن يك زن را به عنوان مسافر سوار كردند ظنين شدند و پس از تعقيب و گريز در تقاطع محمدشهر و ريل راه آهن، خودرو را به محاصره خود درآورده و سرنشينان را دستگير كردند.
متهمان كه پرويز، قاسم و حسين نام دارند در بازجوئى هاى نخست، منكر هرگونه آدم ربايى و اذيت و آزار زنان و دختران جوان شدند، ولى پس از روبرو شدن با طعمه هاى خود، وادار به اعتراف شدند و مأموران توانستند با اين اعترافات دو تن ديگر از همدستان آنان را دستگير كنند.
پس از دستگيرى متهمان به دستور قاضى عكس آنها در جرايد چاپ تا كسانى كه توسط اعضاى اين باند ربوده شده و مورد اذيت و آزار قرار گرفته بودند آنها را شناسايى كنند. پس از چاپ چهره هاى متهمان، چند دختر و زن جوان با مراجعه به اداره آگاهى ضمن شناسايى آنها اعلام كردند توسط اعضاى اين باند مورد اذيت و آزار قرار گرفته اند.
يكى از قربانيان اين باند كه دختر جوانى به نام منيره بود به مأموران گفت: ساعت ۲بعدازظهر روز ۱۲ تيرماه براى رفتن به دكتر از خانه خارج شدم. در ميدان مادر، زمانى كه منتظر تاكسى بودم خودرو پرايدى مزاحم من شد. براى خلاص شدن از دست آن به طرف خودرو پيكان قرمزرنگى كه چند متر جلوتر ايستاده و منتظر مسافر بود، رفتم و سوار شدم. پس از طى مسافتى و زمانى كه از سه راه گوهردشت عبور كرديم، يك نفر از آنها به نام پرويز كه در صندلى عقب نشسته بود به طرفم حمله كرد و با مشت به سر وصورتم زد.
سعى كردم تا در برابر آنها مقاومت كنم ولى فايده اى نداشت. آنها با تهديد چاقو تمام پولها و جواهرات و تلفن همراه مرا سرقت كردند. وى در ادامه گفت: پس از گذشت نيم ساعت مرا به طرف منطقه بيابانى كريم آباد بردند و در آنجا قاسم و پرويز مرا مورد اذيت و آزار قرار دادندو سپس در محله گلستان رهايم كردند و تهديدم كردند در صورتى كه چيزى به مأموران بگويم مرا خواهند كشت.
يكى ديگر از قربانيان اين باند كه دختر دانشجويى به نام آنيتا است درباره نحوه ربوده شدنش به مأموران گفت: عصر روز ۲۴ فروردين ماه سال گذشته از كلاس به منزل بازمى گشتم و در ۴۵مترى گلشهر براى رفتن به مهرشهر سوار بر خودرو پيكان قرمز رنگى شدم. به غير از راننده مرد جوانى نيز در صندلى عقب نشسته بود. بعداز آنكه از پمپ بنزين گذشتيم ناگهان تغيير مسير دادند و به طرف زير پل اتوبان حركت كردند. خيلى ترسيده بودم و از آنها خواستم تا خودرو را متوقف كنند ولى جوانى كه در صندلى عقب نشسته بود باچاقومرا تهديد كرد و در حالى كه خودرو به طرف جاده خاكى در حركت بود، تمام پولها و جواهراتم را سرقت كردند. ساعت از ۹شب گذشته بود. با التماس از آنها خواستم تا اجازه بدهند به خانه بروم چون پدر و مادرم نگران بودند.
شيشه هاى خودرو دودى بود و دستگيره هاى در شكسته شده بود. با خواهش و التماس از آنها خواستم تا رهايم كنند ولى آنها با مشت و لگد مرا به شدت كتك زدند و پس از ساعتى مرا در يك منطقه بيابانى رها كردند و متوارى شدند. بعداز گذشت دقايقى خودم را به جاده رساندم و با كمك راننده خودرويى به خانه آمدم.
يكى ديگر از قربانيان اين باند زن ۴۴ساله اى به نام فاطمه به مأموران گفت: عصر روز ۲۴ خردادماه براى دادن اجاره خانه به مهرشهر رفته بودم ولى تا ساعت ۲۱ هر چقدر منتظر صاحبخانه شدم او نيامد. درحالى كه مبلغ ۳۰۰ هزارتومان پول نقد به همراه داشتم براى رفتن به خانه به سر ايستگاه رفتم و سوار خودرو پيكان قرمزرنگى شدم.
وى با شناسايى پرويز به مأموران گفت: او راننده خودرو بود و پس از گذشت مسافتى صداى ضبط را زياد كرد و جوانى كه در صندلى عقب نشسته بود سر مرا گرفت و دستانش را روى دهانم گذاشت. سعى كردم با دادوفرياد خودم را از دست آنها رها كنم ولى فايده اى نداشت. آنها مرا به خرابه اى در منطقه ولدآباد بردند و پس از سرقت پول و جواهراتم مرا مورد اذيت وآزار قراردادند. وى در ادامه گفت: پس از آن كه رهايم كردند به زحمت درتاريكى شب خودم را به پاسگاه محمدشهر رساندم.
كارآگاهان پس از شناسايى متهمان توسط چهار زن و دخترى كه مورد اذيت و آزار قرارگرفته بودند بار ديگر آنها را تحت بازجوئى قراردادند. پرويز، سردسته باند در بازجوئى ها ضمن اعتراف به ربودن زنان و دختران جوان با همدستى دوستانش گفت: «با خودرو پيكان قرمزرنگى كه داشتم هربار به همراه يكى از دوستانم با پرسه زدن در خيابانهاى شهرستان كرج طعمه هاى خود راشناسايى مى كرديم و بعد به بهانه مسافركشى آنها را سوار خودرو مى كرديم. وى در ادامه گفت: براى آن كه طعمه هايمان موفق به فرار نشوند دستگيره درها را از داخل شكسته بودم و شيشه بالابرها را نيز برداشته بودم و پس از آن كه زنان و دختران جوان را سوار مى كرديم پس از طى مسافتى كوتاه آنها را به بيابانهاى فرديس، ولدآباد و نوروزآباد مى برديم و …
پس از اعترافات تكان دهنده متهمان، كارآگاهان همسر پرويز را احضار كردند و تحت بازجوئى قراردادند. وى به مأموران گفت چندين بار پرويز طلا و جواهراتى را به خانه آورد و به من گفت آنها را از يك مالخر خريده است و سپس به همراه هم آنها را به طلافروشى در محمدشهر مى برديم و تعويض مى كرديم. وى پس از بازجوئى طلا و جواهراتى راكه به همراه همسرش در جواهرفروشى تعويض كرده بود، تحويل مأموران داد.
براساس اين گزارش، قاضى دادگاه كرج پس از برگزارى چندين جلسه محاكمه و با توجه به اين كه بسيارى از دختران و زنانى كه توسط اعضاى اين باند مورد اذيت و آزار قرارگرفته بودند و به خاطر حفظ آبرو حاضر به شكايت از آنها نشده بودند، متهم رديف اول به نام پرويز خالقى را به جرم اذيت و آزار دختران و زنان جوان به اعدام در ملا عام و به جرم آدم ربايى و شركت در ۵ مورد سرقت و زورگيرى همراه با اذيت و آزار به ۲۵ سال حبس و ۷۰ ضربه شلاق و همچنين متهم رديف دوم به نام قاسم اقسامى را به جرم اذيت و آزار زنان و دختران جوان به اعدام در ملا عام و به جرم ۴ فقره آدم ربايى و زورگيرى همراه با اذيت و آزار ۲۳ سال حبس و ۶۰ ضربه شلاق و متهم رديف سوم به نام حسين حسن وند را به جرم اذيت و آزار زنان و دختران جوان به اعدام در ملاءعام و به جرم آدم ربايى و چهار مورد سرقت همراه با اذيت و آزار به ۱۵ سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق محكوم كرد.
قاضى همچنين، متهم رديف چهارم به نام حسين را به اتهام رابطه نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق در ملاءعام و ۵ سال تبعيد به يك منطقه بد آب و هوا و به جرم آدم ربايى و شركت در دو فقره سرقت همراه با اذيت و آزار به ۱۶ سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق و متهم رديف پنجم را به جرم شركت در يك فقره آدم ربايى و سرقت همراه با اذيت و آزار به يكسال حبس و ۳۰ ضربه شلاق محكوم كرد.
بنابراين گزارش، حكم دادگاه پس از بررسى در شعبه ۳۴ ديوانعالى كشور تاييد و براى اجرا به اجراى احكام دادگسترى كرج ارسال شد.

رد پاى يك زن و ۲ برادر در جنايت دووى مرگ
راز جنايت در دووى نقره اى رنگ كه مرد كارخانه دارى قربانى سرقت مرگبار شده بود، فاش شد.
ساعت ۲و۱۵دقيقه بامداد پنجشنبه ۲۳ مردادماه سال جارى گزارشى در اختيار مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ قرار گرفت كه بررسى آن پرده از راز مرگ يك مرد كارخانه دار برداشت. وقتى اكيپى از مأموران كلانترى ۱۴۷ نارمك در پشت پارك فدك حضور يافت با بازكردن در صندوق عقب خودرو به پيكر بى جان مردى برخوردند كه داخل چادر نقره اى رنگ خودرو پيچانده شده بود.
مشاهده جسد نشان مى داد كه دور سر قربانى كيسه اى كشيده شده و با چسب به دور گردن جسد چسبانده شده بود. پليس در نخستين اقدام به بررسى كيف سامسونتى پرداخت كه در صندوق عقب و روى جسد گذاشته شده بود، از داخل آن مدارك هويت قربانى كه «محمد» نام داشت و ۶۲ ساله بود به همراه سه دستگاه گوشى تلفن همراه با حافظه اى پاك شده، اسناد حقوقى، سوييچ خودرو و تعدادى چك به دست آمد.
كارآگاهان با توجه به اينكه پيداشدن اسناد و اشياى قيمتى نشان مى داد انگيزه عاملان جنايت غير از سرقت باشد، اين جنايت را مرموز و پيچيده دانستند.
۱۲ ساعت بعد وقتى با دستور بازپرس ويژه قتل، پرونده جنايت در «دوو» ى نقره اى در اختيار اداره ۱۰ پليس آگاهى قرار گرفت تيم ويژه اى براى رديابى عاملان جنايت وارد عمل شد و آنان با بررسى پرونده هاى گمشدگان پى بردند خانواده «محمد» با مراجعه به اداره ۱۱ پليس آگاهى ادعا كرده اند وى در مسير خانه اش به شركت ناپديد شده است. با شناسايى خانواده مرد كارخانه دار، تحقيقات روى سرنخ هائى متمركز شد.
كارآگاهان در تحقيقات خود پى بردند كه مرد كارخانه دار روز ۲۰ مردادماه از خانه اش در دولت آباد براى رفتن به دفتر شركت واقع در خيابان جم، سوار بر «دوو» ى مرگ خارج شده و حتى ساعت ۹ صبح در تماس با منشى شركت ادعا كرده است در مسير شركت است. وقتى مشخص شد كه قربانى تا ۷۲ ساعت قبل از كشف جسد زنده بوده، ردپاى ديگرى به دست آمد؛ ساعت ۱۱ و ۳۵دقيقه زنى ناشناس از تلفن همراه «محمد»، به بانك وى در دولت آباد زنگ زده و خواسته تا اطلاع يابد در حساب جارى مرد كارخانه دار به چه ميزان پول وجود دارد و آيا به ميزان ۲۰ ميليون تومان مى رسد.
* اين زن كيست؟
بدين ترتيب، كارآگاهان تحقيق كردند تا مطلع شوند روز جنايت «محمد» چه ميزان پول به همراه داشته است و اين تحقيقات نشان داد ۲۴ ساعت قبل از ناپديدشدن مرد كارخانه دار، كارمند شركت ۵ ميليون تومان تراول چك از بانك گرفته و به وى تحويل داده است. اين سر نخ كه مى توانست پليس را به زن ناشناس برساند تحت پيگيرى هاى پليس قرار گرفت تا اينكه كارآگاهان توانستند به وصول كننده تراول چك ها در خيابان وليعصر برسند. در تحقيق از اين مرد كه ادعا مى كرد تراول چك ها را از ديگرى گرفته است، پليس جنايى به تعقيب زنجيره اى مسير خرج شدن تراول چك پرداخت و پس از بازجوئى ۸ مرد به يك مركز رايانه اى در مركز تهران راه پيدا كرد.
در اين مركز رايانه اى يك مرد جوان در برابر پرسش هاى كارآگاهان سكوت كرد و وقتى ديد ردپايش در پرونده قتل به دست آمده است از وقوع هرگونه جنايتى اظهار بى اطلاعى كرد و گفت كه به پيشنهاد باجناق جوانش كه ۳۲ ساله است و «مجيد» نام دارد، اين تراول چك ها را خرج كرده و سعى داشته به گونه اى باشد كه پيچيدگى داشته باشد تا رديابى نشود.

* بازداشت توطئه گر
«مجيد» عصر يكشنبه ۱۶ شهريورماه سال جارى وقتى در خانه اش در خيابان نبرد جنوبى دستگير شد، ابتدا ادعا كرد تراول چك ها را از مردى گرفته كه چند روز پيش درگذشته است. وقتى اين ادعاى گمراه كننده به جايى نرسيد، «مجيد» وادار به اعتراف شد. او گفت كه از طريق زن برادرش كه «ليلا» نام دارد با مرد كارخانه دار آشنا شده و با دخالت برادر ۳۰ ساله اش به نام «حميد» او را شكار كرده اند.
هنوز چند ساعتى از دستگيرى مرد توطئه گر نگذشته بود كه «ليلا»، و «حميد» نيز به دام افتادند و تحت بازجوئى هاى تخصصى پليس جنايى قرار گرفتند.

* اعتراف به قتل مردكارخانه دار
كارآگاهان كه پى برده بودند پدر و مادر «ليلا» با مرد كارخانه دار دوستى قديمى داشته اند و قربانى در خيلى از برهه ها آنان را با پرداخت وام هاى بلاعوض حمايت مالى ميليونى كرده است، پى بردند كه «ليلا» با آگاهى از روحيه انساندوستى اين مرد او را به قتلگاه كشانده است.
اين زن، در بازجوئى ها گفت: «من روز جنايت با تلفن همراه «محمد» تماس گرفتم و با بيان اينكه مشكلى برايم پيش آمده است خواستار مساعدت شدم، او چون من و خانواده ام را مى شناخت پذيرفت به ملاقاتم بيايد و من با هماهنگى هائى كه شده بود، آدرس خانه «مجيد» را در اختيارش قرار دادم. وقتى قربانى به خانه «مجيد» آمد، همسرم و برادرش به او حمله بردند و دست و پايش را به صندلى بستند، سپس از او خواستيم هر چه پول دارد به ما بدهد، «محمد» مقاومت كرد. كيف سامسونت اش را باز كرديم جز چك مشترى هايش و دسته چك خود او چيزى نبود، بخاطر همين از قربانى خواستيم يك چك ۲۰ ميليون تومانى بكشد، نپذيرفت باورمان نمى شد او پولى همراهش نباشد به جست وجوى جيب هايش پرداختيم چون روى صندلى نشسته بود و طناب ها اجازه نمى داد تراول چك ها را از جيب هايش بيرون بكشيم لباس هايش را پاره كرديم و هر چه در جيب هايش بود، حدود سه ميليون تومان را برداشتيم.
بعد از اين كار به درخواست همسرم براى خريد از خانه خارج شدم وقتى برگشتم او را نديدم پرسيدم چه شده است؟ آنها گفتند جسدش در حمام است سپس آن را لاى چادر اتومبيل پيچانديم و با آوردن خودرواش به پاركينگ جسد را با كيف سامسونت و گوشى هاى همراه، داخل صندوق عقب انداختيم» .

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
آخر هفته
حوادث
خانواده
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •