Nimrooz
Vol. 15, No. 741, July 4, 2003
سال پانزدهم - شماره ۷۴۱ - جمعه ۱۳ تير ۱۳۸۲
گفتگوى بهرام معصومى با پيمان پيران
به مناسبت چهارمين سالگرد جنبش دانشجوئى
حاكميت مرتجع ايران بايد توسط مردم و گروه هاى آزاديخواه از سرير قدرت به زير كشيده شوند
جنبش دانشجوئى يك حزب، سازمان و دسته سياسى نيست از اين رو نمى توان گفت دانشجويان تماماً يك دست و همفكر هستند و همگى با هم دست به اقدام مى زنند

در اين شرايط تنها راه مبارزه، همكارى بين آزاديخواهان درون مرز و برون مرز است
003267.jpg
معصومى
هرمان هسه، نويسنده و شاعر بزرگ آلمانى كه به وطن خود عشق مى ورزيد، مى گويد: وطن معنوى ترين كلام روى زمين است، دوستيش نه در آب است و نه در خاك، دوستى وطن در دل است، در خون است و شايد همان حيات دمنده اى است كه در تن ما بالا و پائين مى رود.

با چشمانى گريان و دلى داغدار، همانند ميليون ها ايرانى وطن پرست و آزاده اذعان دارم كه وطن عزيز ما حتى بعد از ۲۴ سال سلطه جمعى از تازى پرستان و چهار سال پس از به خون كشيده شدن جنبش دانشجوئى همچنان در اشك و خون بهترين فرزندان ايران زمين غوطه ور است. شكنجه هاى قرون وسطائى غوغا مى كند. زندان ها و سياهچال ها از مبارزانى كه به عمله هاى رژيم ضد بشرى ملاها كه در مكتب ملاباقر مجلسى ها پرورش يافته و با خرافات و واپسگرائى تا مغز استخوان ها درآميخته اند، نه گفته و دست رد بر سينه آنان زده اند، انباشته است. چهار سال پيش تظاهرات آرام و آزاديخواهانه جمعى از فرزندان عزيز ايران در تهران بى رحمانه توسط مزدوران نظام قرون وسطائى ملاها به خون كشيده شد و علاوه بر كشتار جمع كثيرى از آنان، عده اى نيز دستگير و شكنجه و زندانى شدند. فرصتى دست داد تا با يكى از رهبران جنبش دانشجوئى، آقاى «پيمان پيران» گفتگوئى داشته باشيم، كه ذيلاً از نظر خوانندگان گرانمايه نيمروز مى گذرد:

س: ممكن است نخست خودتان را معرفى نموده و برايمان توضيح دهيد كه در سال ۱۹۹۹ ميلادى يعنى چهار سال پيش، دانشجويان ايرانى در ۱۸ تير ماه چه اهدافى را دنبال مى كردند و به كدام يك از خواسته هاى خود رسيدند؟

ج: طى يك دهه گذشته جنبش دانشجوئى به عنوان بخش از نيروى اجتماعى، در يك شرايط كاملاً مساعد سياسى بارها اقدام به حركات اعتراضى و دسته جمعى زد. ريشه و سرآغاز اين اعتراضات را مى توان در اوايل دهه هزاروسيصد و هفتاد جستجو كرد. از همان زمانى كه دفتر تحكيم وحدت و اقمار آن به عنوان يك تشكل وابسته به دولت، ديگر توانائى پاسخگوئى به مطالبات انباشته شده دانشجويان را نداشته و تحت تأثير افكار يكدست دولتى، حركت هاى دانشجوئى را كاناليزه مى كرد.
اگر چه در ابتدا اعتراضات دانشجوئى در درون نظام و براى خواسته هاى گاه ناچيز و محدود بوده اما به طور دائم مورد سركوب شديد دستگاه حكومتى قرار گرفته است.
در همين حال حركت گروه هاى دانشجوئى وابسته به حاكميت به دليل نبود روابط سالم درون گروهى و همچنين تداوم وابستگى به منابع قدرت جوابگوى خواست هاى قشر عظيم دانشگاهيان نبوده و سبب انشعاباتى به حق گرديد. تشكيل گروه هاى مستقل دانشجوئى و به دنبال آن سركوب آنها توسط مسئولين دولتى و حراست دانشگاه ها موجب گرديد تا اين گروه ها به صورت مخفيانه (زيرزمينى) به دنبال تحقق خواست هاى منفى سياسى خود باشند.
جابه جائى منشاء اقتدار از رأى مردم به قدرت زور و سر نيزه و همچين عدم به رسميت شناختن حقوق پايه اى انسان، حقوقى چون آزادى بيان، آزادى تشكل و گردهمائى، آزادى مطبوعات، حق دخالت در سرنوشت، حق نظارت و غيره.... موجب اوج گيرى اعتراضات دانشجوئى گرديده بطورى كه دانشگاهيان به عنوان قشرى آگاه و تحصيلكرده پس از سركوب خواسته هايشان و متعاقب آن آشكار شدن عاملين و آمرين قتل هاى زنجيره اى و همچنين تعطيلى فله اى مطبوعات، مطالبات خود را از اصلاح طلبى به آزاديخواهى ارتقاء داده و در همين راستا اولين حركت جدى خود را در واكنش به حمله عوامل سركوبگر، در ۱۸ تير ماه ۷۸ صورت دادند.
اگر چه جنبش دانشجوئى در اولين حركت جدى خود به نتيجه اى نرسيد ولى فضاى ملتهب حاكم بر دانشگاه ها و همچنين اعتراضات بعدى توانست خواسته ها و مطالبات را از سطح به عمق جامعه برده و بتواند اقشار ديگر اجتماع را براى رسيدن به اهداف مشترك پيوند زند.

س: بالاخره اعلام شد كه در آن جنبش دانشجوئى چه تعداد از دانشجويان به قتل رسيدند و چه تعداد مفقود و زندانى شدند؟

ج: پس از مقاومت و حماسه جنبش دانشجوئى، حاكميت تمامى تظاهر كنندگان و فعالين تشكل هاى مستقل را كارب ناميد و دستور سركوب نظامى عليه آنها صادر كرد.
افراطيون مذهبى و اصلاح طلبان درون حاكميت در يك پروژه مشترك به سركوب جنبش دانشجوئى پرداخته و هزاران تن از فعالين را راهى سياه چال هاى توحيد، ۲۰۹ اطلاعات، بازداشتگاه ،۶۶ اوين و... كردند.
اتحاديه ملى دانشجويان، فارغ التحصيلان ايران تعدادى از اسامى رسمى را چنين معرفى كرد. غلامرضا مهاجرى نژاد، محمدرضا شرافى، مهران ميرعبدالباقى، حسين يكتا، منوچهر محمدى، خانم دكتر جيلانى، اكبر محمدى، حشمت الله طبرزدى، مهرداد لهراسبى، عباس دلدار، بهروز جاويد تهرانى، على مهرى، على بيكس، پرويز صفرى، حسن زارع زاده، احمد باطبى، فرخ شفيعى، محمد مسعود سلامتى، مهندس جواد امامى، كوروش صحتى، پيمان پيران، حميد عليزاده، سعيد كاشيلو، خانم صادقى، فرهاد كهندانى، خانم سپيده پورآقائى، خانم مهندس اخوان نيا، درويش على  كرم زاده، مهدى حقانى، محمد آزادگان، آقاى مجيدى، محمود شوشترى و... تعداد بسيارى از فعالين جنبش بازداشت شدند كه بعد از گذشت چهار سال همچنان تعدادى از آنها در بدترين شرايط زندان ها به سر مى برند. از افراد به قتل رسيده مى توان به شادروان عزت الله ابراهيم نژاد و محمد ابراهيمى اشاره كرد البته تعداد آمار به قتل رسيده ها بسيار زياد بود به طورى كه پدران و مادران زيادى به دفتر پيام دانشجو مى آمدند و خبر مفقود و كشته و زخمى شدن فرزندان خود را مى دادند و از ما طلب يارى مى كردند. از افراد مفقود شده مى توان به خانم فرشته عليزاده اشاره كرد كه در اتفاقات ۱۸ تير ۷۸ مفقود گشته و هيچ اطلاعى از او در دست نيست.

س:لطفاً يكى از فجايعى را كه عمله هاى رژيم در مورد تظاهر كنندگان اعمال نمودند و شما به چشم خود ديديد و شاهد بوديد، برايمان تعريف كنيد.

ج: به ياد مى آورم تجمع اعتراضى كه در سال ۷۹ به مناسبت سالگرد ۱۸تير خونين ۷۸ برگزار شد و من نيز در همان تجمع براى بار دوم بازداشت شدم. زمانى كه نيروهاى شبه نظامى با لباس هاى شخصى به تجمع كنندگان حمله ور شده و دختر جوانى را مى ديدم كه با تيغ موكت بُرى غرقه در خون شده بود، در حالى كه خودم بعد از سخنرانى دستبند به دست داشتم و چندين نفر مرا مورد ضرب و شتم قرار مى دادند اما نگاهم به آن دختر جوان بود كه تيغ موكت بُرى به گردن او خورده بود و خون به همه جا پاشيده مى شد. در آن هنگام مرا به سرعت به اتومبيلى منتقل كردند و ديگر چيزى نديدم.

س:در مورد انگيزه و علت و شروع تظاهرات اخير لطفاً برايمان توضيح دهيد و آيا اين اعتراضات خودجوش بوده يا برابر برنامه خاصى دو تا سه هفته قبل از ۱۸ تير ماه شروع شده است؟

ج:تنها تظاهراتى كه در چند هفته گذشته از سوى اتحاديه ملى دانشجويان و فارغ التحصيلان ايران اعلام شده است، مربوط به پنجشنبه ۲۹ خرداد ماه مى باشد كه در حمايت از حركت هاى خودجوش مردمى صورت گرفته است.
اقدامات اخير نشان مى دهد كه مردم ايران از هر فرصتى براى ابراز اعتراضات عمومى استفاده مى كنند. بيشترتظاهرات هاى اخير شايد فقط با يك بحث و جدل ساده خيابانى آن هم به صورت پراكنده درباره اوضاع ايران شروع شده و هيچگونه عمل از پيش تعيين شده اى در آن صورت نمى گيرد.
نبايد اين نكته را هم فراموش كرد كه مردم ايران به خصوص دانشجويان در شهرهاى بزرگ بعد از مدت ها اعمال سركوب از سوى حاكميت، تجربه برگزارى خودجوش تجمعات عمومى را فرا گرفته اند.

س: آيا به نظر شما اين شروع زودرس باعث نخواهد شد كه حاكمان يكه تاز به نحوى از تظاهرات ايرانيان در روز ۱۸ تير جلوگيرى نمايند و مثلاً تمامى خيابان هاى منتهى به دانشگاه را مسدود و تردد و عبور و مرور را ممنوع اعلام نمايند.

ج: اكنون تجمعات محدود دانشجوئى گسترده تر شده و هر روز به تعداد تظاهر كنندگان افزوده مى گردد، بطورى كه حتى سركوب، بازداشت و دستگيرى تعداد زيادى از جوانان و مردم عادى نيز نمى تواند حركت هاى اعتراضى و دسته جمعى را متوقف سازد.
حركت هاى زودرس و همچنين بستن خيابان هاى اطراف دانشگاه مانعى براى برگزارى اعتراضات آينده نخواهد بود چرا كه حضور گسترده مردم، حركت هاى اعتراضى را به ديگر خيابان هاى همجوار مى كشاند.

س:آيا اطلاع دقيق داريد كه در اين تظاهرات اخير تاكنون چند نفر به قتل رسيده اند و چه تعداد مجروح و دستگير شده اند؟

ج: تاكنون آمار رسمى و دقيقى از كشته شدگان و مفقودين تظاهرات هاى اخير به دستم نرسيده ولى تعداد بازداشت شدگان به هزاران نفر مى رسد كه در سرتاسر كشور در بازداشتگاه ها به سر مى برند. تعداد كمى از اسامى دانشجويان دستگير شده به قرار زير است: محمد جواد صداقت، اميرحسين اعتمادى، پيمان عارف، عليرضا صادقى، سيد حسين نبوى، محمد بهرانى، كريم اسكندرى، امين بزرگيان، مهدى شيرزاد، ميثم رشيدى، ياشا محمدى، احمد مشكلاتى، حسن طوفانى، ميثم طالبى، باقر اسكوئى، محسن شكوهمند، عليرضا خوشبخت، مجتبى افرند، يحيى صفى آريان، حسين زاده، رهگذر، كاكاوند و....

س: از ديد شما تفاوت تظاهرات اخير (امسال) با تظاهرات چهار سال پيش چه مى باشد و چه عواملى اين دو را از يكديگر متمايز مى سازد؟

ج:بحران مشروعيت و عدم اقتدار ملى و شكست اقتدار كاذب و متكى بر سركوب نظامى و امنيتى و قضائى موجب شده به مرور اقشار مختلف جامعه وارد كارزار مبارزه فعال شوند. اگر چهار سال گذشته در ۱۸ تيرماه ۷۸ جنبش دانشجوئى بود كه تقريباً يك تنه بار مبارزه را تحمل مى كرد اما تظاهرات هاى اخير امروز به ما نشان مى دهد كه روزنامه نگاران، نويسندگان اصناف كارگرى، اتحاديه فرهنگيان و ساير اقشار مردم هستند كه همگام با جنبش، حلقه ديگرى از سلسله مبارزات آزاديخواهانه را شكل دهى مى كنند.

س: چه عاملى باعث گرديد كه دانشجويان تازه بعد از شش سال متوجه شده اند كه محمد خاتمى تافته جدا بافته اى نبوده و با آخوندهاى ديگر هيچگونه تفاوتى ندارد و فقط براى تطهير رژيم ضد بشرى ولايت فقيه به ميدان آورده شده است؟

ج: وقتى مى گوئيم دانشجويان، اگر منظورمان جنبش دانشجوئى باشد، اين جنبش يك حزب، يك دسته و يا سازمان سياسى نيست، بلكه يك بخش و يك جريان از جامعه محسوب مى گردد چرا كه احزاب و گروه ها معمولاً محدوديت ها و سانسورهاى درون گروهى خود را دارند. از اين رو نمى توان گفت دانشجويان تماماً يك دست و همفكر هستند و همگى با هم دست به اقدام مى زنند. اما در مورد مسئله خاتمى و اصلاح طلبان درون نظام بايد گفت كه تعدادى از گروه هاى مستقل و پيشرو دانشجوئى از همان آغاز با برنامه هاى دولتى خاتمى به اعتراض برخاستند. اعتراضات زمانى گسترش پيدا كرد كه دولت خاتمى در سال ۱۳۷۷ از مردم خواست در انتخابات خبرگان رهبرى شركت كنند. متعاقب آن نيز دولت خاتمى در حادثه كوى دانشگاه با افراطيون مذهبى و اقتدارگرايان همراه شده و دست به سركوب زدند. در همين راستا بعد از پروژه قتل هاى زنجيره اى، خاتمى با كانون قدرت و افراطيون مذهبى براى عدم افشاى آمران اين قتل ها سازش كرد.
مجموعه اقدامات صورت گرفته سبب گرديد جنبش دانشجوئى بيش از پيش فعاليت هاى آزاديخواهانه خود را گسترش دهد و سيستم ولايت فقيه را يك سيستم بسته فكرى معرفى نمايد كه هيچگونه ظرفيت اصلاحاتى در آن امكان پذير نيست.

س:آينده را چگونه مى بينيد و آيا تظاهركنندگان به ويژه دانشجويان داخل پيرامون روز نجات وطن از يوغ ملاها و مسئله رهبرى برنامه اى دارند؟

ج: مسلماً آينده متعلق به مردم ايران خواهد بود و هيچ نيروئى والاتر از نيروى مردم نيست. حاكميت مرتجع ايران بايد توسط مردم و گروه هاى آزاديخواه از سرير قدرت به زير كشيده شوند چرا كه مُلك و دين را با هم به مرز انحطاط رسانيده اند. گروه هاى مستقل دانشجوئى داخل ايران برنامه مبارزاتى خود را بارها اعلام كرده اند و ما نيز به نوبه خود از تمامى همرزمان مى خواهيم تا تلاش كنند همه دانشگاه ها و خوابگاه هاى دانشجوئى را همچون دژى مستحكم سنگر آزادى و پايدارى قرار داده و از همين مراكز، مبارزات دموكراتيك، سازماندهى مردم حتى پس از پيروزى تا تشكيل نهادهاى قانونى برعهده هسته ها و گروه هاى دانشجوئى و دانشگاهيان خواهد بود.

س: از ايرانيان خارج از كشور و گروه هاى اپوزيسيون چه انتظارى داريد و فعاليت هاى آنان را در راستاى نجات وطن چگونه مى بينيد؟

ج:من به عنوان يكى از اعضاى اتحاديه ملى دانشجويان و فارغ التحصيلان ايران و اين تشكل به عنوان بخشى از جنبش دانشجوئى، از ايرانيان خارج از كشور مى خواهم تا ضمن تشديد اقدامات خود براى پشتيبانى از مبارزات درون مرز از طريق پيام رسانى، تظاهرات خيابانى، براى تشكيل شوراى ائتلاف اپوزيسيون و معرفى يك نيروى جايگزين اقدام عاجل به عمل آورند.
در اين شرايط تنها راه مبارزه، همكارى بين آزاديخواهان درون مرز و برون مرز است، كسانى كه رهبر فكرى هستند بايد موقتاً دست از مجادله بردارند و هم خود را براى تبليغ و اشاعه اصول ساده و مختصرى كه متفق عليه حاكميت مذهبى ايران مصروف دارند و عقايد خشك و جامدى را كه در حقيقت جلوه جمود مذهبى قرون وسطاست كنار بگذارند و خود را به اصول اساسى مبارزه پايبند نمايند تا شايد از اين طريق دستبند را از دست، پا بند را از پا و دهانبند را از دهان باز كنيم و شاهد ايرانى آباد و آزاد باشيم.

نيمروز: آقاى پيران، بابت اين گفتگو بى نهايت سپاسگزاريم.
پيمان پيران: من هم از شما و دوستانتان متشكرم كه اين فرصت را به من داديد.
به اميد پيروزى ايران زمين

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
احزاب
ورزش
خاطرات
مقاله هاى ايران
آخر هفته
حوادث
فال هفته
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   احزاب   •   ورزش   • 
•   خاطرات   •   مقاله هاى ايران   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •