Nimrooz
Vol. 15, No. 741, July 4, 2003
سال پانزدهم - شماره ۷۴۱ - جمعه ۱۳ تير ۱۳۸۲
حسين باقر زاده
۱۸ تير را به روز خروش عليه استبداد مذهبى تبديل كنيم
در نبرد مرگ و زندگى كه رژيم جمهورى اسلامى در گير آن شده است خطرات و فرصت هاى زيادى نهفته است. رژيم جمهورى اسلامى ممكن است در كوتاه مدت از سياست سركوب خود سود ببرد، ولى به نظر نمى رسد كه در سر انجام نهايى اين نبرد حتى براى خود رژيم ترديدى در كار باشد. به صلاح هر دوطرف مبارزه و از جمله جمهورى اسلامى، و مهمتر از آن، آينده ايران است كه اين نبرد قاطعانه و هر چه سريعتر به پايان برسد.
002973.jpg
Bagherzadeh
با نزديك شدن سالگرد ۱۸ تير، اقدامات حكومتى براى جلوگيرى از بزرگداشت اين روز و تظاهرات عمومى مردم ايران تشديد شده است. به گفته مقامات دولتى بيش از چهار هزار نفر به دنبال تظاهرات چند هفته اخير دستگير شده اند و نيمى از آنان هنوز در بازداشت به سر مى برند. غالب اين دستگيرشدگان در زندان هاى بى نام و نشان وابسته به نهادهاى مختلف حكومتى، به سر مى برند و از وضع و حال آنان اطلاع زيادى در دست نيست. عده زيادى نيز به وسيله نيروهاى موسوم به لباس شخصى مضروب و مجروح شده اند. گزارش هائى از كشته شدن افراد به دست اين نيروها در گوشه و كنار كشور نيز رسيده است.
علاوه بر اين، مقامات روحانى و قضائى كشور دستگيرشدگان را به مجازات هاى سخت و خشن و از جمله اعدام تهديد كرده اند، و به شيوه مرضيه هميشگى خود مخالفان و معترضان را با برچسب محارب با خدا و مفسد فى الارض از پيش محكوم كرده اند. حتى از يك سياهه پنجاه نفره از كسانى كه ممكن است در خطر اعدام باشند نام برده مى شود. در برابر اين تهديدهاى خشن و ظالمانه كمتر كسى نيز از حق دفاع برخوردار است. حتى آن دسته معدود از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى كه در دفاع از مظلوميت دستگيرشدگان سخنى گفته اند به نشر اكاذيب و حمايت از «اراذل و اوباش» متهم شده و به تعقيب و مجازات تهديد شده اند.
زبان سركوبگران و تهديدكنندگان زبان تازه اى نيست. اينان با همين زبان و منطق در دهه اول انقلاب به جان مخالفان و معترضان به جمهورى اسلامى افتادند و هزاران و بلكه ده ها هزار نفر از آنان را به قربانگاه مرگ فرستادند. امروز نيز بسيارى از آنان در انديشه احياى شرايط آن روزها و سال ها هستند. برخى شرايط را دقيقا با اوضاع آن روزها به قياس مى گذارند، و برخى ديگر عليرغم درك تفاوت زمانه، از تهديد دست بر نمى دارند. هر دو اينان. اما، در درك يك نقطه مشتركند: عمر تاريخى جمهورى اسلامى به سر رسيده و اكنون راهى جز اعمال خشونت عريان براى حفظ آن (و لو براى مدتى كوتاه) باقى نمانده است.
در واقع مى توان گفت كه جمهورى اسلامى در گوشه اى گير كرده و راه فرارى برايش باقى نمانده است. جنبش اصلاح طلبى كه بالقوه مى توانست با اصلاحات تدريجى عمر اين جمهورى را درازتر كند و با هم آهنگ كردن نسبى آن با مقتضيات زمانه تحمل آن را براى نسل جوان كشور آسان تر كند با سرسختى هاى جناح ولى فقيه به بن بست و شكست كشانده شد. اميدهاى (غالبا كاذب) نسل جوان به اصلاح طلبان حكومتى بر باد رفت و خشونت عريان قوه قضائيه بيش از پيش ماهيت ضد دموكراتيك و ضد حقوق بشرى نظام را برملا كرد. اكنون، و در فرداى ۹ اسفند كه جامعه كلان شهرهاى ايران براى اولين بار در طول حيات رژيم جمهورى اسلامى رأى عدم اعتماد خود به كليت رژيم را قاطعانه صادر كرد، راهى جز رودررويى مستقيم با مردم ايران براى رژيم باقى نمانده است. در چنين شرايطى، نامنتظره نيست كه اين رژيم به اصطلاح شمشير را از رو بر كمر خود ببندد و با تمام قوا به جنگ مردم خود بيايد. به عبارت ديگر، تهديدهاى رژيم نه از موضع قدرت و اعتماد و بلكه دقيقا از موضع ضعف و سردرگمى است.
در برابر اين تهديدهاى خشن و مرگبار البته جان هزاران زن و مرد مبارزى است كه براى اعتراض به استبداد مذهبى حاكم به خيابان ها ريخته اند، زير شلاق و قمه نيروهاى موسوم به لباس شخصى ها قرار گرفته اند، و عده زيادى از آنان سر از بازداشت گاه ها و شكنجه گاه هاى مخوف جمهورى اسلامى در آورده اند. اينان در صف اول جبهه آزاديخواهى ق رار گرفته اند و بهاى تهور و شجاعت خود را با جان و آزادى خويش مى دهند. پشت سر اينان كسانى هستند كه نداى حق طلبى و آزاديخواهى دسته اول را در جامعه منعكس مى كنند و يا براى رهايى آنان از زندان و شكنجه و اعدام به دادخواهى بر مى خيزند، اعتصاب غذا مى كنند، به تحصن مى نشينند، و يا از راه هاى ديگر در مبارزه عمومى ضد استبداد مذهبى شركت مى كنند. و بالاخره، در پشت جبهه، نيروهاى عظيم اجتماعى ديگر در داخل و خارج كشور قرار دارند كه موظفند از يك سو از مبارزان در بند و يا در خطر دستگيرى حمايت كنند و از سوى ديگر نداى مظلوميت آنان ر ابه گوش جهانيان برسانند، و توطئه هاى رژيم جمهورى اسلامى براى سركوب جنبش آزاديخواهى مردم ايران را خنثى كنند.
اكنون و در آستانه ۱۸ تير مصاف مردم ايران با جمهورى اسلامى به حد تازه اى از اوج خود رسيده است. نيروهاى وسيعى از مردم خود را براى بزرگداشت اين روز آماده مى كنند. رژيم جمهورى اسلامى نيز براى سركوب مردم بيش از پيش خود را آماده كرده است. قاضيان و ميرغضبان تدارك تشكيل دادگاه هاى سريع و احكام خشن را مى بينند. روحانيان حاكم با طرح اتهام محاربه رسماًفتواى قتل صادر كرده اند. علاوه بر اين، رژيم جمهورى اسلامى به منظور سوء استفاده از احساسات مردم و سرپو ش گذاشتن بر سياست سركوب خود، يك تشييع جنازه عمومى را براى جمعى از قربانيان جنگ كه پس از ۱۵ سال از خاتمه جنگ چند هفته پيش اجساد آنان به ايران تحويل داده شده است در روز ۱۸ تير تدارك ديده است.
عليرغم همه اين تشبثات، به سختى مى توان تصور كرد كه رژيم در اعمال سياست اغفال و سركوب خود موفق شود. رسوايى سياست هاى رژيم بيش از آن است كه بتواند با تحريك احساسات مردم براى خود اعتبارى كسب كند، و دامنه اعتراض هاى سياسى آن قدر گسترده است كه سر كوب اين يا آن گروه نمى تواند همانند گذشته به آن مهارى بزند. علاوه بر اين، جهان ناظر عملكرد ايران است و در دنياى پس از حمله آمريكا به افغانستان و عراق، رژيم ايران به سختى مى تواند فارغ از واكنش هاى بين المللى به جنايات پيشين خود ادامه دهد. رژيم جمهورى اسلامى ممكن است به دليل اين كه در گوشه اى گير كرده است و راه فرارى ندارد به تنها وسيله دفاع از خود يعنى خشونت عريان متوسل شود، ولى اين امر هيچ تضمينى براى موفقيت ندارد و بلكه احتمالا سقوط نهايى آن را تسريع خواهد كرد.
در اين نبرد مرگ و زندگى كه رژيم جمهورى اسلامى در گير آن شده است خطرات و فرصت هاى زيادى نهفته است. رژيم جمهورى اسلامى ممكن است در كوتاه مدت از سياست سركوب خود سود ببرد، ولى به نظر نمى رسد كه در سر انجام نهايى اين نبرد حتى براى خود رژيم ترديدى در كار باشد. از اين رو به صلاح هر دوطرف مبارزه و از جمله جمهورى اسلامى، و مهمتر از آن، آينده ايران است كه اين نبرد قاطعانه و هر چه سريعتر به پايان برسد. جامعه ايران از سياست هاى خشونت بار، ضد انسانى و خانمان بربادده جمهورى اسلامى زيان فراوان ديده است و نمى تواند دوره اى ديگر از خشونت و سركوب را تحمل كند. جمهورى اسلامى نيز كه اكنون به دوران احتضار خود رسيده است اگر پيش از آنكه بر پرونده قطور جنايات خود بيفزايد به حياتش خاتمه داده شود با بار نسبتا سبكترى اين آخرين مرحله حيات خود را طى خواهد كرد و واكنش هاى انتقامى كمترى را متوجه مقامات و عوامل خود خواهد كرد.
از اين رو، از فرصت ۱۸ تير و هفته ها و ماه هاى آينده بايد براى تدارك يك بسيج عمومى به منظور مقابله با ماشين سركوب رژيم و نهايتا انتقال به جامعه اى آزاد و دموكراتيك پس از جمهورى اسلامى استفاده كرد. در تدارك اين بسيج نيروهاى پشت جبهه مسئوليت زيادى به عهده دارند. تهديدهاى رژيم در آستانه ۱۸ تير را بايد به فرصتى مناسب تبديل كرد و از آن براى اعمال فشارهاى داخلى و بين المللى عليه رژيم استفاده نمود. ايرانيان خارج كشور، به دليل برخوردارى از آزادى و امنيت و امكان ارتباط با سازمان ها و مقامات خارجى و بين المللى در اين خصوص مسئوليت بيشترى به عهده دارند. اين فرصت تاريخى در واقع يك مسئوليت تاريخى نيز بر دوش همه ما گذاشته است. كسانى كه در اين فرصت از تحرك عملى در حمايت از مبارزات مردم داخل كشور كوتاهى كنند، عملا در ايفاى وظيفه ملى خويش قصور (اگر نه تقصير) ورزيده اند.
بگذاريد ۱۸ تير را به روز خروش همه ايرانيان عليه استبداد مذهبى حاكم تبديل كنيم و هركس و هرجا كه هستيم، صرف نظر از مرام و مسلك سياسى و عقيدتى خود مشتركا نداى آزادى و دموكراسى سر دهيم. اين كمترين كارى است كه در حمايت از هزاران دانشجو و هم وطن مبارز ما كه در چنگال استبداد مذهبى به سر مى برند و گرفتار حملات نيروهاى رسمى و نارسمى وابسته به رژيم شده اند و برخى احيانا در خطر اعدام قرار دارند مى توانيم انجام دهيم. اين وظيفه ملى را فراموش نكنيم.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
احزاب
ورزش
خاطرات
مقاله هاى ايران
آخر هفته
حوادث
فال هفته
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   احزاب   •   ورزش   • 
•   خاطرات   •   مقاله هاى ايران   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •