|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ناگفته هاى دو شاهد خردسال از مرگ خاموش پدر
ادعاهاى دو شاهد خردسال مرگ يك مرد، تحقيقات قضائى و پليسى را در پيچيدگى قرار داده است. اين دو دختر بچه در بازجوئى هاى تكميلى پليس عنوان كرده اند شاهد جنايتى بوده اند كه درآن پدرشان قربانى اختلاف خانوادگى شده است.
بنابه اين گزارش، صبح روز ۶ مهرماه سال ۸۱ زن جوانى در نهاوند با برادرشوهرش تماس گرفت و درحالى كه مضطرب نشان مى داد از او خواست خودش را به خانه آنها برساند. پدرشوهر اين زن مى گويد: «زمان وقوع حادثه من وهمسرم درسفر حج عمره بوديم وقتى عروسم در تماس تلفنى به پسر ديگرم اطلاع مى دهد كه «محمدرضا» پسر ۳۶ساله ام در منزل خود را به دار آويخته است پسرم سراسيمه به آنجا مى رود. پيكر بى جان «محمدرضا» در حالى كه طنابى بريده شده دور گلو ديده مى شود روى زمين افتاده بود عروسم در صحنه مرگ پسرم به مأموران كلانترى شهرستان نهاوند ومسئولان پزشكى قانونى مى گويد شوهرش درغياب وى و نوه هايم خود را حلق آويز كرده است.»
* نظريه اوليه پزشكى قانونى
پيكر بى جان «محمدرضاسيف» پس از هماهنگى هاى كلانترى ۱۲ حافظ نهاوند و دستور قاضى كشيك صحنه به پزشكى قانونى نهاوند انتقال داده شد تا علت اصلى مرگ وى مشخص شود.
در نظريه معاينه جسد كه به امضاى دكتر قريشى رسيده است، متخصصان پزشكى قانونى اعلام كرده اند از زمان مرگ «محمدرضا» كمتر از ۱۲ساعت مى گذشت. در معاينه ظاهرى سروصورت پارگى به طول تقريبى سه سانتى متر در پشت سر در سمت چپ مشهود بود كه داراى علائم حياتى به نظر مى رسد. در سر وصورت آثار ضرب وجرح ديگرى مشاهده نشد در معاينه گردن اثر شيارى كامل از جلوى گردن شروع شده بود وبه سمت عقب و بالا امتداد داشت مشهود بود.در پايان اين اعلام نظر رسمى نيز آمده است: «باتوجه به شرح معاينه براى دقيق بودن علت تامه مرگ نياز به كالبدگشايى است و در صورت صلاحديد مقام قضائى انجام خواهد گرفت».
پدر قربانى مى گويد: «پسر و دخترم به سبب شوكى كه به آنان وارد شده بود، قدرت تجزيه وتحليل و تصميم گيرى قاطع را نداشتند حتى با وجود تأكيد پزشكى قانونى بر مشكوك بودن مرگ محمدرضا، خصوصاً وجود علائم حياتى در شكاف ۳سانتى جراحت در پشت سر قربانى به ادعاهاى عروسم ترديد نكردند و دادگاه بدون اجازه اولياى دم كه من وهمسرم بوديم و در ايران حضور نداشتيم تنها با جلب رضايت دختر و پسرم، جواز دفن را صادر كرد».
*شكايت در دادگاه
پدر و مادر قربانى وقتى از سفر حج عمره بازگشتند و در جريان مرگ «محمدرضا» قرار گرفتند با شناختى كه از وى داشتند به ماجراى خودكشى او ايراد گرفتند زيرا «محمدرضا» در شرايطى دست به اين كار زده بود كه خودش را براى برگزارى مراسم جشن بازگشت آنها از حج آماده مى كرد. آنان در نخستين اقدام به طرح شكايتى دست زدند و بخاطر گزارش پزشكى قانونى و عدم توجه هاى اوليه به آن خواستار نبش قبر و كالبد شكافى جسد «محمدرضا» شدند.
با اين شكايت، دستور ويژه قضائى صادر شد و جسد قربانى پس از نبش قبر در اختيار متخصصان پزشكى قانونى قرار گرفت كه اين بار با وجود دو ماه تلاش، پزشكى قانونى همدان بدون مشخص كردن اينكه مرگ «محمدرضا» در اثر خودآويزى است يا غيرآويزى نظريه اى مبهم اعلام كرد و پرونده براى بررسى به شعبه ۴ دادگاه نهاوند ارجاع داده شد.
* همسر قربانى چه گفت؟
عروس اين خانواده كه از ابتداى ماجراى مرگ شوهرش چندبار تحت بازجوئى قرار گرفته است با تكرار ادعاهايش آن را يك خودكشى مى داند. اين زن مى گويد: «من صبح حادثه يك ساعت خارج از خانه بودم و بچه ها هم حضور نداشتند وقتى به منزل برگشتم با ديدن صحنه دار آويختگى بدون هرگونه داد و فريادى و صدا زدن همسايه ها خود را بالاى چهارپايه اى رساندم و با چاقو طناب دار را بريدم.»
همسر «محمدرضا» در خصوص علت پارگى عميق سرشوهرش گفت: «به علت سنگينى وزن جسد آن هنگام پائين آوردنش، سر «محمدرضا» به ديوار خورد و شكافته شد.» اين ادعا درحالى از سوى همسر قربانى مطرح شده است كه در نظريه پزشكى قانونى آمده است از زمان قتل بيش از يك ساعت گذشته بود و پارگى پشت سر او داراى علائم حياتى بود و «محمدرضا» قبل از خفه شدن در طناب دار بخاطر اصابت سنگين به پشت سرش دچار جراحت شده است.
* دوشاهد كوچك
مدتى پس از اين مرگ مرموز و درحالى كه هنوز خانواده «محمدرضا» روى اينكه پسرشان قربانى توطئه اى شده است پافشارى مى كردند دوشاهد كوچك ادعاهايى كردند كه مسير تحقيقات را تغيير داد وتجسس هاى پليسى و قضائى را وارد مرحله تازه اى كرد. «نيلوفر» و «شكيبا» وقتى در برابر مأمور پليس قرار گرفتند سكوت چند ماهه خود را شكستند و پرده از رازى برداشتند كه تا آن زمان فاش نشده بود.
اين دو دختر بچه به كارآگاهان گفتند: «حادثه شب اتفاق افتاد و ما شاهد همه ماجرا بوديم و مى دانيم چه كسى پس از درگيرشدن با پدرمان و وارد آوردن ضربه شديد با يك ميله فلزى ملاقه بزرگ به سرش او را كشته است».
آنها در بيان جزئيات مرگ پدرشان به پليس گفتند: «وقتى ما در خانه يكى از اقوام بوديم بابا سراغ مامان نسرين آمد تا به خانه برگرديم، مامانم نميخواست به خانه برود بين آنها دعوا شد كه فاميل مامان به كمك مامانم رفت و با پدرم گلاويز شد او با يك ملاقه بزرگ حليم زنى به سر بابا محمدرضا كوبيد.»
دوشاهد كوچك ادامه دادند: وقتى بابا روى زمين افتاد مامان نسرين با دست به سر وصورت خودش كوبيد و با گريه و زارى به فاميلش گفت: چرا اين كار را كردى؟ تو اونو كشتى، مامان نسرين بهش مى گفت چرا در دعواى آنها دخالت كرده است، وقتى بابام ديگه به هوش نيامد مامانم و بقيه به ما گفتند اگر اين ماجرا را جايى تعريف كنيم مامان نسرين را دار مى زنند و بعد بابا محمدرضا را برداشتند و از خانه بيرون بردند.
پليس با شنيدن ادعاهاى تكان دهنده اين دوشاهد كوچك پى برد كه بعد از بى هوش شدن «محمدرضا» به خاطر اصابت «ملاقه بزرگ» به پشت سر توسط يكى از بستگان همسرش توسط وى و برخى از آشنايان به خانه خود انتقال داده شده و با صحنه سازى ماهرانه اى سعى دراين شده است كه ماجرا را خودكشى جلوه بدهند.
بدين ترتيب تحقيقات روى اختلاف زن و شوهر متمركز شد و كارآگاهان دريافتند قربانى به خاطر علاقه اى كه به همسرش داشت پول خانه فروخته شده را به وى داده است و اين زن وقتى «محمدرضا» درخواست پول كرده است با حمايت هاى خانواده اش سعى در عدم پرداخت پول داشته و بين آنها اختلاف و درگيرى به وجود آمده است. با اين سرنخ ها و ادعاهاى دو شاهد خردسال كه با صحنه حادثه و آثار جراحت در جسد «محمدرضا» مطابقت داشت قاضى را در جريان قرار دادند.
* قاضى: شهادت دو دختر بچه را نمى پذيرم
قاضى اين پرونده پيچيده وقتى ماجراى فاش شدن جزئيات قتل «محمدرضا» از زبان دو دختر بچه وى مطرح شد پس از بازجوئى قضائى از «نيلوفر» و «شكيبا» شهادت آنها را نپذيرفت.
با اين اقدام قضائى، آگاهى شهرستان نهاوند در گزارش تكميلى درخواست كرد اين دو كودك از سوى گروهى از روانشناسان، قضات و جرم شناسان تحت بررسى و مطالعه قرار گيرند تا در صورت اثبات ادعاهايشان عامل مرگ مرد جوان به مجازات برسد.
پدر «محمدرضا» دراين خصوص مى گويد: «با گذشت نزديك به ۹ ماه هنوز هيچ اقدامى دربرخورد با عاملان قتل پسرم صورت نگرفته است. دو نوه ام در حضور رئيس آگاهى نهاوند و قاضى پرونده همه آنچه را كه در شب حادثه مشاهده كرده بودند به زبان آورده اند، اما با وجود صراحت آن هنوز اقدامى براى مجازات عامل قتل پسرم صورت نگرفته است.
* حقوقدانان چه مى گويند؟
قاضى محمدسلطان همتيار يكى از قضات با تجربه جنايى در تهران مى گويد: اين ماجرا قابليت تحقيق دارد. بچه ها بايستى همان روز نخست چنين ادعاهايى را مطرح مى كردند، شهادت بچه اگر غيرمميز باشد كه قابل اتكا ء نيست و در حد مميز نيز يك قرينه است و مى توان آن را تحت تحقيق قرارداد.
اگر دو دختربچه شهادت داده اند كه پدرشان به دست يكى از بستگان به قتل رسيده است، يا در روزهاى نخست ادعا كرده اند از مرگ پدر اطلاعى ندارند هر دو شبهه برانگيز است چرا كه ابتدا شايد تحت القائات خانواده مادر و در حال حاضر شايد تحت القائات خانواده پدرى قرارگرفته اند اما در هر حال در حد ظن گمان اين شهادت را مى توان پذيرفت.
بازپرس ويژه قتل دادسراى امور جنايى تهران نيز معتقد است: «با توجه به نظريه پزشكى قانونى پرونده قتل محسوب مى شود اين كه قتل نسبت به چه كسى است جاى تحقيق دارد و اگر دو دختربچه اى كه شاهد حادثه بوده اند ادعايى مطرح كنند، مى تواند قرينه باشد اما دليل نيست درواقع اماره قضائى است كه خود آن يكى از دلايل و ادله اثبات ادعا است. به نظرم دادگاه بايستى تحقيقات جامع ترى انجام دهد تا بتواند نتيجه گيرى صحيح داشته باشد.
وكيل خانواده مقتول پس از شنيدن جزئيات اين حادثه مرگبار مى گويد:
«همانطور كه در نظريه پزشكى قانونى آمده است در پارگى سه سانتى مترى در پشت سر در سمت چپ قربانى علايم حياتى به نظر مى رسد، پس اين زخم برخلاف ادعاى همسر وى نمى توانسته پس از پاره شدن طناب و اصابت سر مقتول كه در آن زمان به خاطردارآويختگى درقيد حيات نبود به وجود آمده باشد و اين زخم متعلق به قبل از دارآويختگى است.»
وى درخصوص شهادت دو دختربچه قربانى مى گويد: «اين شهادت مى تواند مزيد اطلاع، اغناى وجدان و كمك به تحقيقات و روشن شدن حقيقت باشد اما چون به سن قانونى كه گاهى سن بلوغ ۹ سالگى در دختران و ۱۵ سالگى در پسران و سن رشد ۱۸ سالگى ملاك قرارداده مى شود نرسيده اند از مستندات اصلى پرونده نيست و مى توان اين شهادت را صورتجلسه كرد و با مواجهه حضورى دو دختربچه و مظنون پرونده از وى اقرارگرفت. وكيل سنايى در مورد عدم پذيرش اين شهادت از سوى قاضى پرونده و عدم انجام هرگونه اقدامى براى اثبات ادعاهاى دودختربچه گفت: «اگر پرونده به همين روال طى شود و خانواده قربانى روى نظرات خود پافشارى كنند آنان مى توانند درخواست استماع شهادت كنند و پس از صدور حكم با توجه به صورتجلسه شدن اين شهادتها به رأى صادره اعتراض كنند و مى توان گفت ادعاهاى دو دختر بچه مى تواند از موارد نقض رأى در ديوانعالى كشور باشد.»
|
|
|
|
|
يك پزشك، ۳ آدم ربا اجيركرد
يك پزشك كه بخاطر اختلافات مالى سه آدم ربا را اجير كرده بود تحت تعقيب پليس قرارگرفت.
اين دكتر كه مدير يك شركت است پس از رهاسازى مردى از چنگال آدم ربايان، طراح اصلى ربايش وى شناخته شد.
بنابه اين گزارش؛ ادعاهاى مردى در روز ۲۴خردادماه سال جارى نزدپليس، آنان را در برابر ماجراى ربوده شدن مردى ۴۷ساله به نام «عبدالله» قرارداد كه براى وصول پول دايى اش از ريكاباد جيرفت به تهران آمده بود.
بدين ترتيب، اقدامات اطلاعاتى ازسوى پليس آگاهى تهران صورت گرفت و كارآگاهان توانستند با شناسايى آدم ربايان كه سه مرد به نام هاى «غلام»، «رستم» و «جهانبخش» بودند ساعت ۲۳و۳۰دقيقه شامگاه سه شنبه ۲۷خردادماه «عبدالله» را از اسارتگاهى در خيابان فرجام نجات دهند.
|
|
|
|
|
قهرمان سابق كشتى
سركرده باند سرقت خودروهاى مدل بالا بود
عضو سابق تيم ملى كشتى كه اقدام به راه اندازى يك باند سرقت خودروهاى مدل بالا كرده بود، رديابى و بازداشت شد.اين متهم به دنبال فاش شدن راز فروش خودروهاى مدل بالا با اسناد و مدارك جعلى ازسوى اعضاى اين باند، ازسوى پليس آگاهى تهران تحت تعقيب قرارگرفت.
* نخستين رد
روز ۱۷اسفندماه سال ۸۱ شناسنامه مالكيت كه مشخصات مربوط به يك خودروى سوارى پرايد در آن درج شده بود ازسوى يك دفترخانه اسنادرسمى به شماره گذارى تهران فرستاده مى شود. به دليل عدم تطابق اين مشخصات با كارتكس، مأموران شماره گذارى متوجه جعلى بودن سند مى شوند. درنتيجه پرونده اى در اين ارتباط در كلانترى ۱۳۷ مرزداران تشكيل و درنهايت براى پيگيرى هاى تخصصى به آگاهى تهران ارجاع داده مى شود.
* رد دوم
تيم چهارم اداره دوم پليس آگاهى مسؤوليت پيگيرى اين پرونده را بر عهده مى گيرد. در بررسى ها مشخص مى شود خودرو سرقتى است و فروشندگان با مهارت خاص پلاك و شماره هاى بدنه خودرو را تغييرداده اند.تحقيقات دراين باره ادامه مى يابد تا اينكه پرونده مشابهى در ارتباط با فروش دو خودروى مدل بالاى ديگر به اداره دوم آگاهى ارجاع مى شود. به دليل تشابه در شگردها مأموران احتمال مى دهند عاملان سرقت و فروش هر دو خودرو يكى هستند.
* دايره محاصره تنگ تر مى شود
وقتى در بررسى پرونده ها اين اطمينان به وجود مى آيد كه عاملان در تمامى موارد با استفاده از شناسنامه ها و كارت هاى پايان خدمت جعلى اقدام به فروش خودروهاى مسروقه كرده اند، كارآگاهان در يك شاخه عملياتى با استعلام از حوزه نظام وظيفه به شناسايى مالكان واقعى كارت هاى پايان خدمت مى پردازند. مشخص مى شود كه همه كارت هاى مورداستفاده سارقان سرقتى بوده است. ساعات حضور فروشندگان در نمايشگاه ونحوه مفقودشدن كارت هاى پايان خدمت نشان مى دهد كه سارقان و جاعلان بايد ساكن شهرستان كرج باشند
* بررسى سوابق متهمان كرجى
سوابق و پرونده هاى متهمان و سارقان حرفه اى كه در محدوده كرج و اطراف آن سكونت داشتند ازسوى پليس با دقت بررسى مى شود. تمامى مراحل تحقيقى به باند «بهروز» قهرمان سابق كشتى آسيا ختم مى شود.
* رديابى سردسته باند
درجريان بررسى ها مشخص شد كه تمامى اقدامات جعل اسناد اززمانى آغازشد كه بهروز از زندان آزاد شده است. ازطرفى شگردهاى به كار رفته هم با شگردهاى اين متهم سابقه دار تطابق پيدامى كند.پليس پس از شناسايى محل سكونت اين متهم در بلوار بلال حبشى كرج او را رديابى و بازداشت مى كند.در بررسى خانه محل سكونت وى يك خودروى پرايد سرقتى و مقاديرى آثار و ادوات جعل، شناسنامه هاى سفيد عكس دار و... به دست مى آيد.
* دستگيرى ساير متهمان
عليرغم انكارهاى اين متهم در مراحل نخست بازجوئى ها، وى با ارائه دلايل و مدارك مستند از سوى پليس، مجبور به اعتراف مى شود.
پليس در جريان تحقيقات خود مخفيگاه «حميد» يكى از همدستان وى را در منطقه هشتگرد پيدا مى كند. وقتى مأموران به آنجا مى رسند، او خانه اش را ترك كرده و بنابراين مأموران با تعقيب و گريز او را درحالى كه سوار بر يك بيوك يشمى رنگ قصد فرار به تهران داشته، بازداشت مى كنند.
در ادامه تجسس هاى پليسى «خشايار» خواهرزاده و «احمد» برادر «بهروز» نيز ازسوى پليس به عنوان همدستان وى بازداشت مى شوند.
* جاسوسى از بازداشتگاه پليس
«حميد» پس از بازداشت درجريان بازجوئى هاى پليسى اعتراف مى كند كه بهروز اطلاعات پليس از اعضاى باند را توسط افرادى كه در بازداشتگاه بودند و آزاد مى شدند به «حميد» و ساير همدستانش مى رساند تا مأموران موفق به بازداشت آنان نشوند.
وى همچنين مى گويد: تمامى جعل هاى انجام گرفته روى اسناد و مدارك خودروها توسط «بهروز» انجام مى گرفت. سپس چندنفر ديگر مأمور مى شدند با چهره هاى مبدل و اسناد شناسايى جعلى خودروها را به فروش رسانند. درحالى كه بهروز و برادرش دورادور آنها را تحت نظر داشتند.
از اعضاى اين باند تاكنون ۱۱خودروى مدل بالاى سرقتى كشف شده و تحقيقات درباره ساير اقداماتشان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
اعدام بخاطردردناكترين جنايت
مردى كه نوعروس باردارش را حلق آويز كرده و به قتل رسانده بود، به قصاص نفس اعدام محكوم شد.
اين جنايت خانوادگى زمانى فاش شد كه متخصصان پزشكى قانونى اعلام كردند زن جوان برخلاف صحنه مرگ خودكشى نكرده است.
بنابراين گزارش، عصر روزچهارشنبه ۱۸دى ماه سال گذشته، زن جوانى در حالى كه صدايش مى لرزيد در تماس با پليس ادعاكرد خواهرش خود را از سقف اتاق حلق آويز كرده است. دقايقى بعد، اكيپى از مأموران كلانترى ماهدشت كرج در بيمارستان شريعتى كرج حضور يافتند و با پيكر زن ۲۴ساله اى به نام سكينه الله وردى در حالى كه جاى طناب دار دور گردنش بود، روبرو شدند. با انتقال جسد به پزشكى قانونى متخصصان اين سازمان اعلام كردند در بدن نوعروس نشانه هاى مسموميت ناشى از مرگ موش مشاهده شده است.
پس از اعلام نقد كارشناسان پزشكى قانونى، به دستور قاضى پرونده در اختيار اداره آگاهى كرج قرارگرفت و اكيپى از كارآگاهان تجسسهاى خود را در اين زمينه آغاز كردند. كارآگاهان در اولين اقدام خواهر سكينه را كه به عنوان اولين شاهد واردخانه خواهرش شده بود تحت بازجوئى قراردادند.
وى به مأموران گفت: ۹ماه قبل بود كه خواهرم با مجيد زندگى مشتركشان را آغاز كردند. آنها مشكل خاصى نداشتند.
وى افزود: ساعت ۳۰و۱۶ دقيقه روز چهارشنبه مجيد به منزل ما زنگ زد و گفت هديه اى براى خواهرم خريده و مى خواهد او را شگفت زده كند به همين خاطر از ما خواست تا به خانه آنها برويم و خواهرم را به منزل خودمان بياوريم. بعد از چند دقيقه مادرم به خانه آنها كه چند كوچه با ما فاصله داشت رفت ولى هرچه در زد كسى در را باز نكرد. يكى از همسايه ها كه متوجه مادرم شده بود گفت چند روز است كه از دخترت خبرى نيست ولى دامادت را ديدم كه ساعتى قبل از منزل بيرون رفت.
پس از بازگشتن مادرم، مجيد در حالى كه چندين پلاستيك ميوه به دست داشت به خانه ما آمد، وقتى به او گفتم كسى در را باز نكرده، از من خواست تا براى آوردن سكينه به خانه آنها برويم. از آنجايى كه خواهرم هفت ماهه باردار بود نگران شدم و همراه مجيد به درخانه آنها رفتم. وقتى مجيد با كليد در را بازكرد و وارد خانه شديم با تعجب ديديم كه همه چراغ ها خاموش است. ترسيده بودم ولى حميد از من خواست تا وارد اتاق شويم. وقتى وارد اتاق پذيرايى شديم ناگهان مجيد فرياد زد كه سيكنه خودش را دارزده است. از آن چيزى كه مى ديدم حيرت زده شدم. خواهرم به وسيله طنابى كه از سقف اتاق آويزان بود حلق آويز شده بود و كپسول گازى نيز زيرپايش روى زمين افتاده بود. فرياد بلندى كشيدم و به طرف آشپزخانه دويدم و كاردى را آوردم و به وسيله آن طناب را بريدم و به كمك همسايه ها خواهرم را به بيمارستان شريعتى برديم ولى پزشكان بعد از معاينه اعلام كردند كه حداقل ۴ساعت از مرگ خواهرم مى گذرد.
كارآگاهان پس از بازجوئى از خواهر مقتول، باتوجه به گزارش پزشكى قانونى مبنى برمسموميت زن جوان و همچنين حركات مشكوك همسرمقتوله و از آنجايى كه وى روز بعد از حادثه صحنه قتل را به هم زده بود، وى را صبح روز يكشنبه ۲۲ديماه بازداشت كردند. متهم در بازجوئى هاى اوليه منكر قتل همسرش شد ولى عاقبت در بازجوئى هاى فنى و پليسى لب به اعتراف گشود و قتل همسرش را به گردن گرفت. وى درباره نحوه به قتل رساندن همسرش گفت: مدت ۹ماه از ازدواجمان مى گذرد و در اوايل زندگى او را دوست داشتم ولى كم كم به خاطر اين كه بيكار بودم و كسى از خانواده ام و همچنين خانواده او توجهى به ما نمى كرد، از همسرم متنفر شدم.
وى در ادامه گفت: سكينه هفت ماهه باردار بود و در سونوگرافى جنسيت نوزاد را دختر تشخيص داده بودند ولى از آنجايى كه خانواده ام پسر دوست داشتند، نمى خواستم او و فرزندمان زنده بمانند به همين خاطر نقشه قتل زنم را طراحى كردم.
وى افزود: چند بار تصميم گرفتم زنم را با مرگ موش به قتل برسانم ولى موفق نشدم تا اين كه شب قبل از حادثه مرگ موشها را به او خوراندم. سكينه پس از خوردن كپسول ها بى حال شد. صبح وقتى از خواب بيدار شدم سعى كردم با آمپول هوا او را به قتل برسانم ولى بازهم موفق نشدم. پس از گذشت ساعتى وقتى به هوش آمد از او خواستم تا خودكشى كند ولى او قبول نكرد و من خودم او را دار زدم. وى در ادامه بازجوئى گفت: پس از آن كه او را به قتل رساندم چندساعت كنار جنازه اش نشستم و سپس براى آن كه صحنه سازى كنم به منزل مادرش زنگ زدم و از آنها خواستم دنبال دخترشان بروند و او را به منزل خودشان ببرند چون من شب دير به خانه مى آيم. با همين بهانه از خانه خارج شدم و پس از خريدن ميوه به منزل مادرزنم رفتم و با صحنه سازى اعلام كردم كه از صبح هيچ اطلاعى از سكينه ندارم. به گزارش رسيده، پس از اعترافات متهم و برگزارى چند جلسه محاكمه، قاضى متهم را به قصاص نفس اعدام محكوم كرد.
|
|
|
|
|
جسدى در يخچال خانه ويلايى
پيداشدن «جسدى در يخچال» پليس را در برابر معماى هولناك مرگ پسر جوانى قرار داد. مرگ پنهان اين پسر ۲۱ | |