خامنه اى مخالفان رژيم را به اعدام تهديد كرده است
براى جلوگيرى از اين فاجعه بايد هر چه زودتر دست به كار شد
Bagherzadeh
به دنبال اوج گرفتن تظاهرات دانشجويان و گسترش آن به شهرهاى سراسر كشور، خشونت گرايان حاكم به ارعاب پرداخته اند و زندانيان و بازداشت شدگان را به مرگ تهديد كرده اند. چند روز از شروع تظاهرات بيش نگذشته بو دكه آيت الله خامنه اى در سخنرانى شديد اللحنى از سركوب تظاهرات به شيوه ۲۳ تير ۱۳۷۸ نام برد. پس از آن زمزمه هاى شومى از دهان وابستگان به ولى فقيه آغاز شد و جمعى از اينان در خطبه هاى نماز جمعه اين هفته صريحا بازداشت شدگان را محارب و مفسد فى الارض ناميدند و خواستار اعدام آنان شدند.
در سال ۱۳۷۸ و به دنبال اوج گيرى تظاهرات دانشجويى، آقاى خامنه اى در شب بيست و سوم تيرماه رسما فرمان بر پاداشتن چوبه هاى دار و به كار گرفتن جوخه هاى آتش را صادر كرده بود. در آن موقع، در ساعت دو و پنج دقيقه پس از نيمه شب، و پس از اين كه بيش از يك هزار و سيصد نفر در تظاهرات دستگير شده بودند، ايرنا خبرگزارى رسمى جمهورى اسلامى ايران فرمانى را تحت عنوان پيام "حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى ... خطاب به ملت رشيد و مسلمان" ايران مخابره كرد.
رهبر انقلاب در اين بيانيه ابتدا شركت كنندگان در تظاهرات دو روز پيش از آن را «اشرار» مى خواند و آنان را به «فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويى» متهم مى كند. او اين اتهامات را نه در باره آنانى كه علنا و رسما به كوى دانشگاه حمله بردندو به تخريب و آزار پرداختند، دانشجويان را از طبقات بالا به پائين پرت كردند، عزت اله ابراهيم نژاد را كشتند، و ده ها نفر ديگر را مضروب و مصدوم كردند به كار مى برد و بلكه آن ها را نثار كسانى مى كند كه دقيقا در اعتراض به اين جنايات به خيابان هاريخته اند و داد مى طلبند.
نامبرده سپس با تكرار ادبيات رايج جمهورى اسلامى كه از يك سو هر صداى اعتراض و مخالفت با رژيم جمهورى اسلامى يا رهبران آن را به «آمريكاى جنايتكار» مى چسباند و از سوى ديگر مخالفت هاى وسيع و عمومى مردم را كار فقط يك دسته از «گروهكهاى وابسته و معاند» مى شناسد، تهديد مى كند كه «ملت مومن و شجاع و هوشيار به آنان اجازه ادامه ى شرارت را نخواهند داد» و از همه مهمتر اين كه «نظام مقتدر اسلامى آنان را به شدت منكوب خواهد كرد».
آيت الله خامنه اى در عبارت اخير مستقيما به ارگان هاى امنيتى، قضايى و انتظامى براى سركوب مخالفان و معترضان دستگير شده دستور صادر كرده بود. سپس براى اين كه روشن كند كه اين سركوب بايد تا حد اعدام پيش برود، تيرخلاص فتواى خود را صادر مى كند. او تأكيد مى كند كه از «مسئولان و به خصوص مسئولان امنيت عمومى» خواسته است تا با «درايت و قدرت» به تعقيب ومجازات «عناصر مفسد و محارب» بپردازند. به عبارت ديگر، مقامات قضايى وامنيتى رژيم جمهورى اسلامى با يك عده محارب سر و كار پيدا كرده اند، و بايد آنان را با شدت سركوب كنند. مجازات محارب هم كه در جمهورى اسلامى روشن است.
البته آقاى خامنه اى به دستورى كه براى اعدام سريع معترضان و مخالفان خود به نيروهاى قضايى و امنيتى صادر كرده بود بسنده نمى كند و در آن از «فرزندان بسيجى»اش نيز خواسته بود كه كار پايان نيافته شب ۱۸ تير را دنبال كنند و «با حضور خود در هر صحنه اى كه حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منكوب كنند.» صدور اين اطلاعيه شداد و غلاظ در آن ساعات نيمه شب و در حالى كه سدهانفر دستگير شده اند و مأموران امنيتى رژيم هم چنان به خانه ها يورش مى برند و روز بعد تظاهرات فرمايشى تدارك شده بود، صرف نظر از اين كه از يك روحيه ترس و از خودباختگى حكايت مى كرد، از خطر يك فاجعه قريب الوقوع خبر مى داد.
آن شب به نظر مى رسيد كه در زندان ها و شكنجه گاه هاى جمهورى اسلامى نقشه هاى شومى در جريان باشد. صبح چهارشنبه ۲۳ تير، سخنگويان جناح وابسته به ولى فقيه در اجتماع تظاهركنندگان در دانشگاه تهران هم چنان برطبل خشونت مى كوبيدند و از قلع و قمع كردن مخالفان ولى فقيه سخن مى گفتند. از سرنوشت دانشجويان دستگير شده تا مدت ها خبرى نبود. نگرانى در مورد دادگاه هاى دربسته و احكام صادره از آنها ادامه داشت. مراجعات غالب خانواده ها براى خبرگيرى از سرنوشت عزيزانشان به جايى نمى رسيد. تا سرانجام، چهار ماه و چند روز بعد، يعنى در روز يك آذرماه غلامحسين رهبرپور رئيس دادگاه انقلاب طى مصاحبه اى با روزنامه جمهورى اسلامى از صدور حكم اعدام براى چهار تن از دانشجويان دستگير شده خبر داد. رهبر پور اين خبر را بدون هيچ مقدمه و مؤخره اى در ضمن يك مصاحبه طولانى كه به مسايل ديگر مى پرداخت مطرح كرد و كوچكترين توضيحى در باره هويت محكوم شدگان، و اين كه كى و كجا و درچه دادگاهى اينان به اين حكم محكوم شده اند نداد.
اين كه رئيس يك دادگاه خبر حكم اعدام چند انسان را به اين صورت و با اين بى قيدى به صورت مبهم اعلام كند خود نشان دهنده ارزشى است كه نظام جمهورى اسلامى براى حيات انسانى قائل است. ولى اعلام مبهم اين خبر هدف ديگرى نيز در پى داشت: ايجاد نگرانى براى خانواده هاى دانشجويان دستگير شده. از سوى ديگر، اين خبرنشان مى داد كه فرمان آقاى خامنه اى بى اثر نبوده است. اگر به دلايلى ميرغضبان جمهورى اسلامى نتوانستند در گرماگرم فرمان كشتارى كه آقاى خامنه اى در ساعات پس از نيمه شب چهارشنبه ۲۳ تير صادر كرده بود، حمام خون راه بيندازند و رضايت خاطر او را جلب كنند، در اين مدت بيكار هم نبوده اند و دست كم اين كه در اين فاصله چهار نفر رابه اعدام محكوم كرده بودند.
پخش اين خبر البته سازمان هاى حقوق بشر ايرانى و بين المللى را به تكاپو انداخت تا اولاً حكومت ايران جزييات و نام و نشان اين افراد را اعلام كند و ثانياً از اجراى اين احكام دست بكشد. اين تلاش ها به ثمر رسيد، و گرچه هنوز سه تن از اين افراد يعنى باطبى و برادران محمدى پس از تحمل شكنجه هاى فراوان در زندان به سر مى برند، خطر اعدام از سر آنان برداشته شد.
شواهد حاكى از آن است كه آقاى خامنه اى براى روز چهارشنبه ۲۳ تير ۱۳۷۸ تدارك حمام خون ديده بود. صدور فرمان غلاظ و شداد در اولين ساعات پس از نيمه شب با تأكيد صريح بر قلع و قمع دستگيرشدگان و محارب خواندن آنان، تنها براى صدور جواز قتل عام در روز چهارشنبه، كه تظاهرات فرمايشى جو عمومى را براى چنين حركتى آماده مى كرد، معنا داشت. در اين كه چرا اين نقشه وحشيانه بلافاصله به مرحله اجرا در نيامد، دلايل آن روشن نيست. ولى رواياتى هست كه آقاى خاتمى در بازدارندگى از اين امر نقش داشته است (آن هم البته به بهاى پشتيبانى از ولى فقيه و پشت كردن به دانشجويان در گفتگوى خود با تلويزيون در ۲۲ تير).
اكنون نيز بار ديگر آقاى خامنه اى حربه ارعاب را پيش كشيده است و با زبان محارب (زبان اعدام) سخن مى گويد. البته نه شرايط داخلى و خارجى ايران در وضع چهار سال پيش است كه آقاى خامنه اى بتواند فارغ از عكس العمل هاى بين المللى به چنين جنايتى دست بزند، و نه جنبش عظيم مردمى ايران كه در برابر او به حركت در آمده است در برابر تهديداتى از اين قبيل عقب خواهد نشست. همگان و از جمله خود خامنه اى مى دانند كه نفوذ او و همراهانش در جامعه ايران چند درصدى بيش نيست، و ادعاهاى رهبرى او را كمتر كسى ديگر جدى مى گيرد.
ولى هيچ يك از اين عوامل، تضمين كننده بازداشتن اين آلوده دستان از خونريزى بيشتر نيست. آنان پايگاه قدرت خود را بر حربه اعدام گذاشته اند و براى استقرار و حفظ آن هزاران تن از مردم ايران را به قتلگاه فرستاده اند. اكنون كه غروب حكومت خود را به چشم مى بينند و اميدى به فرداى روشن ندارند چه بسا كه به شيوه نامرضيه خود باز گردند تا شايد حكومت استبدادى خود را با تزريق خون جوانان وطن چند روزى بيشتر حيات بخشند. به گفته ابراهيم نبوى، چهار سال پيش آقاى خامنه اى با زبان تحبيب اول به ميدان آمد و بعد سركوب ۲۳ تير را فرمان داد. امروز كه نامبرده از اول با حربه تهديد به ميدان آمده است چه انتظارى از او مى توان داشت.
به عبارت ديگر، اين خطر جدى است و بايد به موقع براى رفع آن اقدام كرد. هم اكنون صدها، و شايد بيش از هزار نفر در بازداشت گاه هاى مختلف به سر مى برند. قاضيان شرع جواز شرعى قتل و كشتار را از رهبر خود گرفته اند. اصلاح طلبان حكومتى اگر چه در سايه تظاهرات عمومى و جنبش مردمى كمى راديكاليزه شده اند، ولى به همان نسبت نفوذ خود در حاكميت را از دست مى دهند. در بين آنان، البته كروبى و خاتمى استثنا هستند: اين دو هم چنان با ولى فقيه و اطرافيان او روابط نزديك و حسنه دارند. شايد نفوذ آنان، و به خصو ص خاتمى بتواند هم چون چهار سال پيش از اين فاجعه جلوگيرى كند. ولى به اين اميد نبايد زياد دل خوش كرد.
ايرانيان خارج كشور بايد با توسل به سازمان هاى جهانى و مقامات كشورهاى دموكراتيك جهان براى جلوگيرى از اين فاجعه دست به كار شوند. بيش از هزار و سيصد نفر تاكنون فراخوانى خطاب به دبير كل سازمان ملل و مقامات كشورهاى دموكراتيك جهان صادر كرده اند و نسبت به چنين فاجعه اى اعلام خطر كرده اند.
متن اين فراخوان و امضاهاى اوليه آن را مى توانيد در سايت هاى اينترنتى و از جمله http://news.gooya.com/2003/06/20/2006-h-26.php ببينيد. اين فراخوان هنوز در نشانى زير (و فقط در آن جا) براى امضا باز است.
ايرانيان در هر نقطه جهان كه هستند مى توانند نسخه اى از آن را به مقامات سياسى كشورهاى محل اقامت خود بفرستند و از آنان بخواهند كه پيش از آن كه دير شده باشد براى جلوگيرى از سركوب دانشجويان و آزاديخواهان ايران اقدام كنند.
براى امضاى فراخوان و ارسال آن به مقامات محلى به http://www.petitiononline.com/hbzadeh/petition.html مراجعه فرماييد. متن را مى توان به زبان انگليسى فرستاد و يا اگر ترجيح مى دهيد به زبان محل اقامت خود ترجمه كنيد.