|
با داريوش همايون درباره حوادث هفته گذشته تهران و شهرهاى ديگر ايران
اين فرياد خشم مردمى است كه به پايان تحمل رسيده اند
سردمداران رژيم، راه چائوشسكو را مى روند
مردم آزادى مى خواهند و شكل حكومت فعلاً براى آنها اهميت ندارد رهبرى از دست «دوم خرداد» بيرون رفته و برگشتنى نيست.
پشتيبانى آمريكا از جنبش مردمى عامل سازنده اى در مبارزات است
|
|
Homayoun
|
سئوال: حوادث چند شب گذشته تهران و تعدادى از شهرهاى ديگر ايران و سرايت مبارزات و مقاومتهاى دانشجوئى به ميان مردم، پرسشهاى بيشمارى را در چگونگى روند حوادث آينده پيش آورده است. اين حوادث هيچ ترديدى باقى نگذاشت كه كوچكترين اعتراضات صنفى هم به يك حركت وسيع سياسى برعليه حكومت اسلامى بدل مى شود. اما ابراز نگرانيهاى عميق از امكان سركوب و پرداخت هزينه سنگين بويژه از صف دانشجويان و جوانان بدون آنكه مبارزات اين مقطع به نتيجه و دستاورد قابل لمس سياسى ختم شود، قابل چشم پوشى نيست. برآورده شدن چه درجه اى از انتظارات و مطالبات سياسى مى تواند مردم را به نتيجه دهى مبارزات اين مرحله اشان كماكان اميدوار نگاه دارد؟
همايون: اگر جنبش مردمى به رهبرى دانشجويان گسترش يابد، هيچ چيز كمتر از سرنگونى رژيم اسلامى آنان را خرسند نخواهد كرد. اين تظاهرات چنانكه مى فرمائيد صنفى و براى اعتراضهاى جزئى نيست؛ فرياد خشم مردمى است كه دارند به پايان تحمل شان مى رسند. امكان سركوب گسترده ترهست و هزينه سنگين انسانى نيز دركار خواهد بود، ولى مردمى كه در زير اين رژيم هر روز هزينه هاى سنگين ترى مى پردازند ممكن است آماده پرداخت آن باشند، چنانكه در دو دهه گذشته از امريكاى جنوبى تا اروپاى خاورى شاهدش بوده ايم.
سئوال: از سوى كسانى كه دائم از داخل با رسانه هاى گروهى خارج كشور تماس مى گيرند گفته مى شود؛ اين اعتراضات تا هجدهم تير چهارمين سالگرد جنبش دانشجوئى ادامه خواهد داشت. اين سخنان بازتاب وسيعى داشته و مردم بسيارى در ايران خود را آماده شركت در تظاهرات اعتراضى ۱۸ تير مى كنند.
آيا فكر مى كنيد حاكمان اسلامى قادر به جلوگيرى از برگزارى تظاهرات وسيع در اين روز خواهند شد؟
همايون: قدرت سركوبگرى رژيم و اراده آن را به ماندن برسر قدرت نمى بايد دست كم گرفت ولى دو عامل به زيان آنها كار مى كند. نخست، محدوديت آشكارى كه در بكاربردن زور حد اكثر دارند. آنها حتا از نيروهاى انتظامى، بيشتر براى تنگ كردن ميدان تظاهرات و نه حمله به تظاهر كنندگان استفاده مى كنند زيرا مى دانند كه دل نيروهاى انتظامى با مردم است و آنها در دفاع از رژيمى كه منفور اكثريت شان نيز هست تا حد معينى پيشتر نخواهد رفت. دوم، مردم ايران در روياروئى خود با رژيم جرأت بيشترى يافته اند. پشتيبانى صريح بالا ترين مقامات امريكائى از جنبش مردمى، عامل سازنده اى در موقعيت كنونى است و هيچ كمروئى درباره آن لزومى ندارد. تبليغات مقامات جمهورى اسلامى براى امريكائى جلوه دادن تظاهراتى كه تنها از پشتيبانى امريكا به عنوان يك جنبش دمكراتيك برخوردار است » پس آتش» مى كند. مردم هرچه بيشتر از اين بابت اطمينان يابند بر جسارت شان افزوده خواهد شد. آن سخنگويان مخالفى كه زير تاثير تبليغات رژيم و هنوز در عوالم ۲۸ مرداد هستند نكته را در نيافته اند. مردم مى دانند كه منافع ملى امريكا در مورد جمهورى اسلامى با منافع ملى ايران همسو شده است و هيچ اشكالى در آن نمى بينند. بر عكس مانند آنچه در اروپاى خاورى روى داد، پشتيبانى امريكا مى تواند قدرت اضافى لازم را به مردمى برهنه دربرابر دستگاه گسترده سركوبگرى رژيم بدهد.
آنچه در اين زمينه اهميت دارد نگهداشتن اطمينان مردم به اين پشتيبانى است كه ايرانيان در بيرون مى توانند در آن موثر باشند. ترديد نيست كه هرچه مبارزه بالا تر بگيرد پشتيبانى بيشتر خواهد شد.
سئوال: ضرورت يك رهبرى با تجربه و قوى، براى رسيدن به لحظه مورد نظر يعنى ۱۸ تير و ادامه مقاومت تقريبا يكماهه و حفظ شور و حرارت و حمايت مردم را نمى توان نديد گرفت. بسيارى از اعتراض كنندگان و مردمى كه با دلاورى از اين مبارزات دفاع مى كنند، از نبود رهبرى يكپارچه گله مندند و انتظار خود را از حمايت و ارتباطات گسترده تر از سوى خارج مخفى نمى كنند.
همايون: اين رهبرى نيست كه مبارزه را بوجود مى آورد. مبارزه رهبرانش را پرورش خواهد داد يا به صحنه خواهد آورد. ما در ايران به يك شبكه رهبرى در سطح گسترده محلى نيازمنديم كه همراه مبارزه دارد شكل مى گيرد. در بيرون ما بايد به آگاهى رسانى، برقرارى ارتباط درون و بيرون و در هر جا ميان مبارزان، و يك تلاش پيگير روشنگرى افكار عمومى و حكومتهاى دنياى آزاد بپردازيم و به مبارزان درون كمكهاى مادى از منابع ايرانى برسانيم و در اينجا نيز يك شبكه رهبرى محلى از همه گرايشها لازم است كه پا گرفتن آن را هم داريم مى بينيم.
سئوال: نقش موفقيت آميز رسانه هاى گروهى يعنى راديو و تلويزيونهاى ايرانى مستقر در آمريكا در انتقال اخبار درگيريها، مقاومتها و تشويق مردم به خارج شدن از خانه ها و حمايت از دانشجويان و در جلوگيرى از سركوب آنان بدست نيروهاى پليسى حكومت، دستگاه حكومتى و نهادهاى دانشجوئى وابسته به حكومت را به دستپاچگى انداخته است. خود آنها مرتب بر «دخالت و تحريك» نيروهاى بيرون در ايجاد و هدايت اين مبارزات و نا آراميها تكيه مى كنند.
آيا نقش نيروهاى خارج كشور در اين اعتراضات تنها بصورت قواى پشتيبانى و وسيله ارتباطى است يا اينكه، اين نقش از اين بعد فراتر مى رود؟
همايون: چنانكه اشاره شد نقش بيرون اساسا پشتيبانى است و مبارزه اصلى طبعا در ايران صورت مى گيرد. ولى اين نقش و بويژه جنبه ارتباطى آن را نبايد دست كم گرفت. بسيارى مردم در ايران مى توانند از آگاهيها و توصيه هائى كه از رسانه هاى بيرون مى رسد بهره بگيرند. با نيرومند شدن جنبش اعتراضى، مخالفان بيرون نيز دست گشاده ترى در پيشبردن مبارزه در درون مى يابند. در همين كمتر از يك هفته صدها تن در ايران به شبكه پنهانى حزب مشروطه ايران در درون كشور پيوسته اند.
سئوال: انجمن اسلامى دانشگاه تهران و علوم پزشكى در بيانيه خود در مورد وقايع اخير، عملكرد دستگاههاى حكومتى از جمله تعطيل مطبوعات و رسانه هاى داخلى را مسئول اصلى اين وقايع معرفى كرده اند. دراين بيانيه با اشاره به تعطيل سراسرى و يك شبه روزنامه ها و رسانه هاى داخلى آمده است: «اين امر خود بخود اذهان جستجوگر را معطوف به صداى رسانه هائى مى كند كه اعتقادى به مفاهيم والاى قانون اساسى ندارند. و نتيجه اين مى شود كه تاثير آن را در اين چند روزه مى توان به عينه مشاهده كرد.»
آيا فكر مى كنيد چنانچه مطبوعات وابسته به جبهه دوم خرداد آزاد مى بودند، مى توانستند جلو خشم دانشجويان را گرفته و مردم را در حمايت از اعتراضات دانشجوئى مردد سازند؟
همايون: بهترين آن مطبوعات اگر امروز انتشار مى يافتند بلندگوى تظاهر كنندگان مى شدند. آن انجمن اسلامى خودش را به نديدن مى زند. جمهورى اسلامى از شش سال پيش در موقعيت بى برد بوده است. دوم خرداد چه به نويدهايش عمل مى كرد و چه سركوب مى شد، پايان رژيم مى بود. تفاوت، تنها در چگونگى پايان است. ظاهرا سردمداران بر راه چائوشسكو مى روند.
سئوال: پيگيرى تحليل هاى تئوريسين هاى جبهه دوم خرداد از چند ماه قبل نشان مى دهد، آنها چنين لحظه هائى را پيش بينى كرده و بدون آنكه قادر به تاثيرگذارى بر اوضاع باشند، انتظار ناآراميها و اعتراضات مردمى را مى كشيدند. اما آنچه در اين تحليل ها توجه را جلب مى كند، تدارك نظرى است كه تنى چند از استراتژهاى اين نيرو از جمله حجاريان براى تغيير تاكتيك سريع در مواجه با اين لحظه ها مى بينند. ازجمله عملى ساختن استعفاى دسته جمعى نمايندگان دوخردادى از مجلس كه وى اميدوار است، ابعاد اين استعفا همچنين به وزراى كابينه نيز بكشد.
آيا چنين سياستهائى به مفهوم تدارك سوار شدن برموج نارضايتى هاى مردم مانند مقطع دوخرداد نيست؟ در اين صورت آيا اصلاح طلبان با راديكالتر كردن حركات خود قادر خواهند بود اعتماد مردم را جلب و خلاء رهبرى را پر نمايند؟
حجاريان در مصاحبه اى كه يكماه پيش انجام داده به صراحت گفته است، دوم خرداديها ديگر نبايد «دستكش سفيد» مشت آهنين يا «پيچك استتارى براى پوشش سيم هاى خاردار» باشند.
همايون: دوم خرداد اين استراتژيها گذشته است. استعفاى مقامات دوم خردادى در اوضاع و احوال كنونى انتظار نمى رود. آنها به مقامات خود چسبيده اند و هيچ علاقه ندارند كه رژيم را در موقعيت پرخطر كنونى ناتوانتر كنند. كناره گيرى آنها همراه بسيارى از رقيبان همدست شان بيشتر در لحظه غرق كشتى روى خواهد داد.
سئوال: دوم خرداديها بزرگترين ضعف خود و علت شكست اصلاحات را عدم تشكل و لذا عدم آمادگى در پيشبرد سياستهاى خود مى دانند. حجاريان مى گويد، در اين پنج ساله «تنها به چانه زنى از بالا» اكتفا شد و براى استفاده از «فشار از پائين» سازماندهى صورت نگرفت.
به موازت اين تحليل ها موجى از تلاش براى سازماندهى و «تشكيل ائتلافهاى جديد» در داخل و خارج كشور مشاهده مى شود. با توجه به اينكه هرائتلاف و اتحادى ضرورتا مستلزم شعار و مطالبه اى محورى و مشترك و مورد توافق است، آيا شعار «جمهوريخواهى»، دوم خرداديها را كه روى طرفداران خود در ميان اپوزيسيون خارج كشور در جا انداختن و محورى نمودن اين شعار خيلى حساب مى كنند، به نقطه مطلوبشان يعنى رهبرى جنبش اعتراضى مردم در اين مقطع خواهد رساند؟
همايون: نخست مى بايد ديد كه آيا خواست مردم يك جمهورى اسلامى و حتا يك جمهورى است؟ تا آنجا كه مى توان ديد مردم آزادى مى خواهند و شكل حكومت دست كم در مرحله مبارزه براى آنها اهميت ندارد. موضوع شكل حكومت براى بيشتر ايرانيان به جاى شايسته اش، يعنى اواخر جدول اولويتها رفته است. مردم آزادى مى خواهند زيرا به تجربه تلخ دريافته اند كه جمهورى و پادشاهى بدون آزادى به معنى استبداد است. موضوع براى مردم اين نيست كه اوضاع يكى دو درجه بهتر شود. آنها درپى دگرگونى كلى هستند كه براى دوم خرداديان و همراهان شان در مخالفان بيرون، طنين مرگ دارد. رهبرى از دست دوم خرداد بيرون رفته است و برگشتنى نيست.
سئوال: علوى تبار يكى ديگر از تحليل گران صاحب نام جبهه دوم خرداد، در مورد تركيب نيروهاى ائتلافى مورد نظر اصلاح طلبان از سه نيرو نام مى برد، جبهه دوم خرداد، نيروهاى ملى مذهبى و نيروهاى جمهورى خواه. وى فعاليت در عرصه سياسى ايران را تنها محدود به اين سه نيرو مى داند و محور اساسى يا بعبارت صحيح تر شرايط مهم اين «ائتلاف بزرگ و جديد» را مخالفت با فروپاشى سياسى كنونى و «تلاش براى اصلاح همراه با حفظ نظم آن» برمى شمرد. نظمى كه به گفته خود وى «صفت دينى» بودن خود را بايد حفظ نمايد.
آيا پذيرش «جمهورى» يا «مردمسارلارى» با صفت دينى آن بهائى است كه جمهوريخواهان لائيك طرفدار ائتلاف با اصلاح طلبان دوم خردادى مى بايست بخاطر ورود به بازى قدرت بپردازند؟
همايون: معماى جمهوريخواهان در بيرون همين است. بسيارى از آنان به روشنى از راه حل نجات رژيم از افتادن در پرتگاه از طريق بزرگتر كردن حلقه خوديها و بازگشت به ائتلاف دوران انقلابى و پس از آن هوادارى مى كنند. همه تأكيد بر آرامش، و غمخوارى براى مردمى كه سركوب مى شوند، و ترساندن از هرج ومرج و تجزيه و جنگ داخلى براى آن است كه به آن روزها برگردند. گفتاورد بالا درست همان است كه در بيرون هم از موافقان مشروط جمهورى اسلامى مى شنويم. مشكل آنها اين است كه يك، جمهورى اسلامى اصلاح بردار نيست و دو، جلو فروپاشى سياسى كنونى را نمى توان گرفت. اين نيروها در بيرون و درون هنوز وقت دارند به مردم بپيوندند و از چنبر خودى و غير خودى بيرون بيايند.
سئوال: اما آنگونه كه روند اعتراضات گسترده چند روزه گذشته نشان مى دهد عملا مطالبات مردم بسى فراتر از ظرفيت ائتلاف مورد نظر نيروهاى دوم خردادى و مدافعان آنها در صفوف اپوزيسيون جمهوريخواه خارج كشور است. درست مانند مقطع دوم خرداد ۷۶ كه مطالبات مردم بسى فراتر از توان خاتمى، كابينه وى و مجلس ششم اسلامى بود، دانشجويان و نيروى پشتيبانى مردمى آنها به صراحت خواهان تغيير نظام كنونى در كليت آن و قطع دخالت دين در قدرت سياسى و حيات اجتماعى هستند. جمهوريخواهانى كه هنوز بدنبال پيوند خود با بخشى از حكومت و نيروهاى طرفدار حضور دين در سياستند، آيا حاضرند رودروئى حتى در نظر و تئورى با مطالبات مردم را بپذيرند، يا اينكه آنها خواهند توانست به موقع جهت و صف خود را تغيير دهند؟
همايون: در صفوف آنها هم اكنون مى توان شكافهائى را ديد. جمهوريخواهان روز افزونى به هواداران فروپاشى و براندازى رژيم مى پيوندند. هر تحولى در ايران آنان را مطمئن تر مى سازد كه همكارى با اصلاح طلبان حكومت عملا تفاوتى با پشتيبانى از مافياى مالى- سياسى ندارد. حتا در سازمانهاى سياسى كه مى بايد از همفكرى برخوردار باشند ما شاهد اختلافات سخت برسر پشتيبانى يا سكوت دربرابر جنبش اعتراضى هستيم. صداهائى از آنان به پشتيبانى بلند مى شود در حالى كه ديگران در سكوت دوم خرداد فرو رفته اند.
سئوال: در مقطع كنونى جلوگيرى از سركوب خشونت بار جنبش آزاديخواهى دانشجويان و مردم بدست نيروهاى پليسى، امنيتى و حزب الهى آشكارا موجب گسترش حضور بيشتر مردم در خيابانها خواهد شد. نيروهاى خارج در قبال اين وظيفه مهم يعنى بستن هرچه بيشتر دست رژيم از سركوب مردم و دانشجويان چه اقداماتى بايد انجام دهند؟
همايون: اميد همه ما اين است كه سركوب تظاهر كنندگان كه تا اين لحظه به كشته شدن دو دانشجو و به زندان افتادن دهها تن انجاميده است، به سستى گرفتن حركت اعتراضى نينجامد. ما در بيرون مى بايد با فراموش كردن خود و بستگيهاى حزبى و مسلكى مان همگروه به پشتيبانى اين تظاهرات برخيزيم و افكار عمومى جهانيان را به دفاع از تظاهر كنندگان برانگيزيم و به خانواده هاى آنها كمك كنيم. رساندن اطلاعات لازم هر روزه به تظاهر كنندگان اهميت فراوان دارد. آنها بايد بدانند كه در ارتباط با حركت شان چه تحولاتى صورت مى گيرد. رسانه ها و فعالان سياسى بيرون مى توانند سهم عمده اى در اين عمليات پشتيبانى داشته باشند.
سئوال: فراهم آوردن يك نيروى پشتيبانى گسترده از مبارزات داخل، در خارج آيا مى تواند شرايط ايجاد يك اتحاد وسيع در دفاع از دمكراسى را تسهيل نمايد؟
همايون: همه چيز در مبارزه روى مى دهد. خاموشى و بيحركتى انگيزه خوبى براى اتحاد عمل نيست. مردم در ايران دارند بسيارى از بى ميل ترين افراد و گروهها را در بيرون وادار به بازانديشى موقعيتى مى سازند كه دارد آنان را پيوسته بى ربط تر مى سازد. ما هيچ از اين فرايند بيربط شدن بسيارى از مخالفان خود در گروههاى سياسى خرسند نيستيم. آنها همه فرصتها را از دست نداده اند. ما مى توانيم نه تنها در پيكارى كه درگرفته است بلكه در پايه گذارى يك جامعه سياسى (پاليتى) تازه با فرهنگ سياسى نوينى كه در كشورهاى آزاد مى بينيم همكارى كنيم.
|