Nimrooz
Vol. 15, No. 737, June 6, 2003
سال پانزدهم - شماره ۷۳۷ - جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۸۲
محسن كردى
تشرهاى «رفيق استالينى»
003069.jpg
كردى
به اين متن توجه فرماييد و حدس بزنيد كه چه كسى اين را نوشته است؛
«به دوست گرامى ف. تابان
سردبير نشريه اينترنتى اخبار روز
نظر به تعهدى كه شما اعلام مى كنيد به دموكراسى، شفافيت و پاسخ پذيرى به مردم داريد از شما به تأكيد تقاضا مى كنم نام و مشخصات روشن و كامل ارائه دهنده سند مربوط به همكارى ميان آقاى سيد على خامنه اى و سازمان القاعده را در اولين فرصت اعلام كنيد. امتناع از اين كار ظن بسيارى استنتاجات و ارتباطات نامطبوع پيرامون شما را تقويت مى كند كه به هيچ وجه به صلاح يك امضاء كننده منشور جمهورى خواهى نيست.
تقاضا دارم در اولين روزكرد نشريه اخبار روز اين نگرانى من از آنچه كه پيرامون نشريه شما مى گذرد را به اطلاع خوانندگان خود برسانيد.»
خوب...حدس زديد چه كسى نوشته است؟ بله؟ ... نخير قربان اشتباه ميفرماييد اين متن را محمد رضاشاه بهنگام بيمارى و غربت كه پشم و پيلى اش ريخته بود خطاب به دكتر مصباح زاده ننوشته است.
بله؟ ...نخير اين حدستان هم؛ ارتشبد نصيرى به هنگامى كه تذكرى به روزنامه ها ميداد اشتباه است
بله؟ ... نخير نامه اعتراضى كروپسكايا همسر لنين خطاب به استالين به هنگام مرگ لنين كه جنگ قدرت در گرفته بود هم نيست...اما خيلى نزديك شده ايد. نه زحمت نكشيد...نميتوانيد حدس بزنيد. بقول آن آگهى معروف تجارتى؛ باوركردنى نيست اما حقيقت دارد؛ اين نامه را «رفيق فرخ نگهدار» خطاب به «رفيق تابان» نوشته است. هردوى آقايان از اعضاى برجسته سازمان فدائيان اكثريت هستند
قضيه از اين قرار است كه آقاى تابان خبرى از همكارى رژيم جمهورى اسلامى با سازمان القاعده درج كرده بود و آقاى نگهدار كه ماشالله هميشه «نگرانند» كه مبادا جايى سخنى به دروغ درج شود خطاب به رفيق و يار غار شان اينچنين بيمهرى كرده اند كه چرا دروغ به اين بزرگى در مورد همكارى القاعده و على خامنه اى چاپ كرده است.
موضوع مورد اختلاف آقايان به كنار، اين بيمهرى و اين تشر را نبايد دست كم گرفت. در تاريخ معاصر بخصوص در كشورهاى بلوك شرق چه سرها كه با چيزى شبيه همين دوخط نامه بظاهر ساده بالاى دار نرفته و چه زندگى ها كه در ابعاد ميليونى نابود نشده است. آقاى نگهدار هنوز غوره نشده مويز شده اند و بعنوان وصف العيش و دستگرمى يك دوخط مرقوم فرموده و تمرين كرده اند.
حالا ديگر پس از يك عمر مبارزه آقاى تابان نياز به قيم دارند كه براى شان تعيين كنند كه چه كارى به صلاح شان است و چه كارى به صلاح شان نيست. اين عبارات بظاهر ساده ( «ارتباطاط مشكوك» و «امتناع از اين كار» و «به هيچ وجه به صلاح يك امضاء كننده منشور جمهوريخواهى نيست» ) را نبايد دست كم گرفت. دم خروسها را بايد گرفت و از زير بغل افراد بيرون كشيد. اين همان فرخ نگهدار «نگران» ى است كه عليرغم آنكه هم مشروطه خواهان و هم رضا پهلوى بارها تأكيد كرده اند كه مخالف حمله آمريكا به ايران هستند باز هم مينويسد كه رضا پهلوى در ديدارهايش با مقامات آمريكائى آنها را تشويق به حمله به ايران ميكند اما در سايت خبرى اش خبر اين تشويقها را نميدهد!!). اين نهايت بى اخلاقى است كه آقاى نگهدار از خبر همكارى سيد على خامنه اى با القاعده كه امرى واضح و مبرهن است بر مى آشوبد اما خود چنين تهمتى به رضا پهلوى ميزند.
آقاى نگهدار! چگونه است كه هنگامى كه سلطنت طلبان را به سيا و غيره منتسب ميكنيد لزومى به ارائه سند نميبنيد ولى حالا كه به اسب ولى فقيه گفته اند يابو برافروخته شده ايد؟ مگر در اين كشور ولى فقيه همه كاره نيست؟ يا اينكه جنابعالى عقيده داريد روح على خامنه اى از وجود القاعده در آن كشور بيخبر است؟ كه خود عذرى بد تر از گناه است، مضافا به اينكه تكذب آن چيزى از مسئوليت او و رژيم اسلامى و آنها كه عمر اين رژيم را اضافه ميكنند كم نميكند. آيا همين كه اجازه اقامت به اين جانيان در ايران داده شده خود دليل بر همكارى با آنها نيست؟
رژيم ولى فقيه شما كسان بسيارى را به بهانه پناه دادن و پنهان كردن افرادى نظير بنى صدر، بختيار و رجوى و... به جرم همكارى با آنها اعدام كرده است! بر اين سبيل حد اقل پناه دادن به تبهكاران القاعده از ديد خود رژيم جرمى قابل توجيه است. شما چرا كاسه داغ تر از آش شده و يار سالهاى مبارزه تان را به روابط مشكوك متهم ميكنيد؟
مگر همكارى جمهورى اسلامى با القاعده و با تائيد على خامنه اى حرف تازه اى است؟ مگر در جمهورى اسلامى كسى براى كارهايى از اين دست سند تنظيم ميكند كه بتوان آن را بدست آورد و مدرك كرد؟ خود جمهورى اسلامى گاه به گاه و در اثر فشار هاى آمريكا اعلام ميكند كه اعضاى القاعده را بازداشت كرده و به كشورهاى متبوع شان اعزام ميدارد. اين خود نشان ميدهد كه اينها از زمان حمله آمريكا به افغانستان تا بحال در ايران بوده اند.
مگر ممكن است كه اينها در ايران باشند و دستگاه اطلاعاتى رژيم كه به گفته خودشان ظرف ۴۸ ساعت هر ديارالبشرى را كه بخواهند در ايران پيدا ميكنند از حضور آنها بى خبر باشد؟
چگونه است كه امروز پس از تهديد آمريكا اينها دستگير ميشوند و به كشورهاى متبوع شان تحويل ميشوند؟ بغير از اين است كه تنها با نظر مثبت و حتا كمكهاى لجستيك رژيم توانسته اند در اين مدت در ايران بمانند؟ القاعده اى كه با سلسله مراتب شيعه مثل كارد و پنير است و اگر در قدرت باشد بعنوان مرتد آنها را نابود خواهد كرد به چه دليل توانسته است در ايران بماند؟ القاعده از چه كارى و از چه «سازندگى» بر ميآيد كه اين مدت را مهمان جمهورى اسلامى بوده است؟ بجز اين بوده كه «خدمات و سرويس» ترور خود را در اختيار على خامنه اى قرار داده است؟
اين نگارنده بارها و بارها نوشته ام كه مبارزين در طيف مشروطه خواه نبايد به اكثريت و يا افراد آن تهمت همكارى با رژيم بزنند بجرم اينكه حرفى يا سخنى در موافقت با سياستهاى اصلاح طلبان بر زبان رانده اند. اما حالا كه خود «رفقا» اين باب را باز ميكنند ديگر چه جاى گله و شكايت از سلطنت طلب افراطى؟ بر اين سبيل...آقاى نگهدار...شما لطفا از روابط مشكوك سخن نگوئيد كه طشت رسوائى بلند ترين صدا را در اپوزيسيون پرو رژيم دارد. ديگر نيازى به مدرك نيست. شما بطور عريان در مقالات و موضع گيرى هاى تان قصد زنده كردن مرده اصلاحات در كشور و جلوگيرى از راديكاليزه شدن مبارزات داريد.
آقاى نگهدار! مگر بجز اين است كه شما و آقاى تابان عمرى را كنار هم مبارزه كرده ايد و به آقاى تابان اطمينان هم بوده است؟ چگونه است كه امروز آقاى تابان دست به برقرارى ارتباطات مشكوك زده است؟ آيا عقل از سرش پريده يا او را به طمع قدرت فريفته اند يا پول و مالى به او بخشيده اند؟ زمين و زمان ميدانند كه شما با آقاى تابان بر سر تاكتيك مبارزه اختلاف نظر داريد... طبيعى است كه آقاى تابان در زمينه تاكتيك مبارزه با جمهورى اسلامى و ولى فقيه به سويى كشيده شود كه با نظرگاههاى او همسو باشد و شما در سوى ديگر.
گمان اين نگارنده بر اين است كه بخشى از امضاء كنندگان اوليه «منشور اتحاد جمهوريخواهان» با آگاهى كامل و با متنى ظاهر فريب دست به اين توطئه زده باشند كه با جمع آورى وسيع امضاء ها از طرف جمهوريخواهان آنها را به دام فعاليت سياسى در چارچوب قوانين جمهورى اسلامى به سركردگى اصلاح طلبان بكشانند.
امروز كسانى كه آن نامه را امضاء كرده اند بايد هشيار باشند. سئوالى كه امضاء كنندگان منشور بايد از خود بپرسند اين است كه اينكه چه چيزى به صلاح امضاء كننده منشور هست يا نيست را چه كسى تعيين ميكند؟ آيا آقاى نگهدار ميتواند حق بيشترى براى خود بجز يك امضاء كننده عادى مانند ديگران قائل شود؟ با كدام مشروعيت است كه آقاى نگهدار براى يك امضاء كننده ديگر خط و نشان ميكشد؟ آيا آقاى تابان هم ميتواند بعنوان يك امضاء كننده متن «براى اتحاد...» با همين لحن آقاى نگهدار را خطاب قرار دهند و راجع به ارتباطات مشكوك احتمالى شان از او توضيح بخواهد و در صلاحيت وى شك كند؟
از امضاء كنندگان نامه به صلاح نيست كه كسى امضاى خود را پس بگيرد. بلكه بايد در اولين نشست جمهوريخواهان اين موضوع را به بحث بكشند و تكليف را روشن كنند و فرمان را از دست امثال فرخ نگهدارها كه ميكوشند از همين حالا با تلاشهاى شان رهبرى اين حركت را بدست گيرند و به دامن اصلاح طلبان و يا رهبرى نمايندگان مستعفى مجلس اسلامى بياندازند بيرون بكشند. نبايد گذاشت كه اين جماعتى كه مردم را بخاطر تحريم انتخابات ۹ اسفند و پشت كردن به اصلاح طلبان شماتت ميكردند اين حركت را به زمين بزنند.
مردم در ۹ اسفند به اصلاحات نه گفته اند و اينها ميخواهند دوباره همان راه را به نام ديگرى طى كنند... بايد هشيار بود. غير ممكن است كه بسيارى از اين طيف و همچنين امضاء كنندگان متن «اتحاد جمهوريخواهان» از خواندن متن نامه آقاى فرخ نگهدار مثل ترقه از جا نپريده باشند. «رفقا» معمولا طيف سلطنت را به اينگونه رفتارهاى قيم مآبانه متهم ميكنند. اما حقيقت را كه من هرگز نديده ام كه كسان مطرح در اين طيف مانند رضا پهلوى يا... ديگران نامه اى به كسى از طيف خود با چنين لحنى نوشته باشد كه اگر نوشته بود پاسخى سخت دندان شكن ميگرفت.
در اين مورد ميتوانم ادعا كنم كه ما مشروطه خواهان بسيار آزادمنش تر هستيم و همين امر است كه تعجب مرا بر ميانگيزد. حقيقت را كه ابدا انتظار چنين چيزى را نداشتم. طيف چپ سلطنت طلبان را همواره به بله قربان گويى و فرمانبرى متهم كرده است. حال وقت آن است كه ببينيم رفقا چگونه در مقابل آنچه بنظرشان صحيح نمى آيد عكس العمل نشان ميدهند. واكنش نشان ندادن و يا دست يازيدن به تعبيراتى مانند «هيس...سر و صدا بلند نكنيد، اتحاد بهم ميخورد» فقط بنفع آقاى نگهدار و «ولايت» آتى ايشان تمام خواهد شد.
اگر امروز جلوى اين حركات را گرفتيد، تقبيح كرديد، فردا هم ميتوانيد بگيريد و اگر نتوانستيد مطمئن باشيد كه فرخ نگهدار ميخ خود را بعنوان قيم اين حركت و ولى فقيه آن بر پيشانى يك يك شما امضاء كنندگان متن كوبيده است.
امروز وقت آن است كه از عوارض مثبت تجربه حاصل از سياست «همه باهم» در انقلاب استفاده كرد و از عوارض منفى آن احتراز جست. منشور جمهورى خواهان امروز مرحله «نوفل لوشاتو» را طى ميكند. نبايد اجازه داد كه فردى كه خود يك امضاء كننده بيش نيست، قيم و ولى ديگران شود و به نمايندگى از طرف بقيه براى صلاحيت امضاء كنندگان تصميم بگيرد و تجربه آنچه در نوفل لوشاتو گذشت دوباره بكار گرفته شود.
حال بايد ديد كه آقاى دكتر منصور بيات زاده كه قلم شان براى تقبيح و اثبات عدم اعتقاد به حقوق سياسى فلان گروه دست چندم و ناشناس و بى اثر سلطنت طلب حاضر به يراق بكار مى افتد در مورد تشرهاى «رفيق نگهدار» به «رفيق تابان» چه نظرى دارند.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
جهان
احزاب
تاريخ
شعر
خاطرات
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   جهان   •   احزاب   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •