گذار از ۱۸ تير و رسيدن به ۱۸ ماه؛ زنده باد ملت ايران!
كردى
با نزديك شدن ۱۸ تير ماه به سالروز تاريخى ۱۸ تير نزديك ميشويم. سالروزها يا روزهاى يادبود همواره بهانه هاى مناسبى براى كسب مطالبات مردمان از حكام بوده است.
در جريان انقلاب ۵۷ بهانه شب هفت ها و شب چهل ها بود كه مردمان را گرد هم بر عليه رژيم پيشين جمع ميكرد و انقلابيون استفاده هاى بسيار از چنين بهانه ها بعمل آوردند.
حركتهاى انقلابى و سرنگونى همواره توسط رهبران هدايت ميشده اما يك رهبر هرگز نتوانسته است انقلابى را برنامه ريزى و زمان بندى كند و انقلاب را سر موعد مقرر تحويل دهد. چه بسيار كسان كه در ناصيه شان نور رهبرى آينده ميدرخشيد و به حادثه اى «جوان اوفتادند» . و چه بسيار كسان كه به خواب هم نميديدند كه روزى به رهبرى برسند و رسيدند. از ميان رهبران انقلابى كمتر از اشراف و توانمندان بوده اند. بيشتر مانند هيتلر آهى هم در بساط نداشته اند و در سايه پشتكار به رهبرى رسيده و كشورى را مطابق نظر خود آرايش دادند. آيت الله خمينى را نميتوان از اين گروه دانست. او از آغاز هم داعيه رهبرى داشت. اما نقطه مشترك در همه اينها اين بود كه براى انقلاب برنامه زمان بندى شده نداشتند و نميتوانستند هم داشته باشند.
تصورش را بكنيد كه خمينى مثلا در سال ۱۳۵۴ يك اعلاميه ميداد و مردم را دعوت به جهاد عليه شاه مينمود. كسى تره هم برايش خرد نميكرد. همين فرد آنقدر اين امر را به تاخير انداخت كه در روز ۲۱ بهمن ماه گفت «هنوز فرمان جهاد نداده ام اما تصميم آخر را خواهم گرفت» . بخاطرم هست كه در همان زمان كه تفنگى در دست و در صف انقلابيون نيروى هوائى بودم خود را آماده دست كم دوسال مبارزه مسلحانه براى سرنگونى رژيم پيشين كرده بودم. بعدها پى بردم كه تنها اين من نبودم كه از سرعت ازهم پاشيدگى و سقوط رژيم پيشين حيرت كرده بودم.
اما همين خمينى زمانى كه محيط آماده و مساعد شد توانست توده هاى چندصد هزار نفرى مردم را به خيابان بكشد. لنين هم در طول ساليان بلند تبعيد بجز انتظار و تلاش در راه بوجود آمدن محيط مساعد از كار ديگرى بر نيامد. بنابرين وجود محيط مساعد عاملى است كه رهبر هركه باشد ميتواند با پاشيدن بذرهاى مناسب و بموقع در وقت درو برداشت خوبى بكند.
امروز كمتر كسى شكى در مساعد بودن محيط در ايران دارد. اما برخى كسان نگرانند كه مردم ايران مانند انقلاب ۵۷ بدانند كه چه چيزى را نميخواهند اما ندانند كه چه چيزى را ميخواهند. دليل هم اينكه هنوز از كسى يا طرحى هوادارى نكرده اند. نيمى از اين برهان ميتواند درست باشد اما نه همه اش. اصولاً مقايسه مطالبات امروز مردم ايران با ديروزشان اشتباه است. درسال ۵۷ مردم ايران در ظاهر و برزبان فقط يك خواسته داشتند و در باطن تمامى آنچه را كه نميخواستند در رفتن شاه خلاصه كرده بودند. امروز اما همه خواسته ها در رفتن رژيم خلاصه نيست. مردم ديكتاتورى و حكومت دينى هم نميخواهند. شكنجه و گروه فشار و سانسور و عدم رعايت حقوق بشر و... را هم نميخواهند. براى همين هم ديگر شعار ها در يك نفر خلاصه نميشود كه ما همه سرباز توايم فلانى.
شعارهاى امروز با ديروز تفاوت ماهوى دارد و از مطالبات مردم بر ميخيزد؛ آزادى انديشه هميشه هميشه و امثال اين شعارها. بنابرين جاى نگرانى نيست و اگر هم باشد نبايد سقوط رژيم را به عقب انداخت چرا كه كسى نميتواند معيارى براى مناسب بودن محيط بدست دهد و ممكن است اين انتظار دهه ها بطول انجامد. وقت تنگ است.
امروز از داخل فراخوان داده شده است. حشمت الله طبرزدى به يارى مبارزان در درون، همگى كسانى هستند كه از درون رژيم جمهورى اسلامى برخاسته و امروز بجايى رسيده اند كه چنين فراخوانى بيرون ميدهند. چه بسيار كسان كه به او به چشم ترديد مينگرند كه در اين مورد در مقاله هفته پيش توضيح دادم.
اين نقطه قوت حركت طبرزدى است. كار طبرزدى و همراهان او همان اثرى را بر جامعه ايران خواهد گذاشت كه استعفاى نمايندگان رژيم پيشين در سال ۵۷ بر مردم ايران گذاشت.
دعوت طبرزدى از جمهوريخواهان و مشروطه خواهان و ساير نيروها فصل مشتركى جديد در زمينه همكارى و هميارى ايرانيان است. اگر كسى مانند طبرزدى كه زمانى گوش بفرمان امام و مخالف هم مشروطه خواه و هم جمهوريخواهان لائيك بود امروزه نه تنها اشكالى در هميارى جمهوريخواه و مشروطه خواه نميبيند بلكه خود دعوت به اين مهم ميكند ديگر جايى براى مخالفتهاى همكارى مابين خود جمهوريخواهان و مشروطه خواهان در داخل و خارج باقى نميماند. بايد اين وضعيت را به فال نيك گرفت. محيط هرچه بيشتر مساعد تر ميشود.
اين نگارنده بارها نوشته است كه مشكل شك در مورد طبرزدى و اهداف او كه برخى سلطنت طلبان دامن ميزنند نيست، بلكه مشكل در اين است كه در ايران ۱۰۰ تا طبرزدى و ۵۰۰ تا منوچهر محمدى نداريم و بايد نظاير اينها را بوجود آورد. يعنى وجود دارند اما بايد به آنها پروبال داد و ميدان داد و تشويق شان كرد.
اين نگارنده بسيار دلگير ميشود هنگامى كه ميبيند كسانى از رسانه ها به اين فداكارى هاى ايرانيان در داخل همواره و بيش از اندازه به چشم ترديد مينگرند.
حقا كه طبرزدى و امثال او پوستى كلفت و دلى به اندازه دريا دارند كه از اينهمه بيمهرى برخى ايرانيان در خارج كشور كنار نميروند. اشكال كار اينجاست كه اين ايرانيان كه در رسانه هاى خارج نشسته و در حسن نيت مبارزان داخل ترديد داشته و آنها را زير سوال ميبرند خود در داخل ايران نيستند اگر نه نظر ديگرى ميداشتند و ميديدند كه ناچارند همان راهى را بروند كه ديگران دارند ميروند.
آيا نويسنده يا صاحبنظرى را در داخل ايران ميشناسيد كه طبرزدى را مهره رژيم بداند؟ نظر به اينكه زمان انقلاب ۵۷ حدود ۳ ميليون ايرانى در خارج كشور بسرنميبردند و دهها رسانه گروهى هركدام يك سازى نمينواختند براى سرنگونى رژيم شاه چاره اى بجز تكيه به مردم داخل ايران از رفتگر گرفته تا مدير كلها و نظاميان نبود و كسى نميتوانست صحبت از وابستگى كند.
اما امروز اين گستردگى رسانه ها همراه محاسن بيشمار خود، مضار بسيارى را هم فراهم آورده است كه بصورت جنگيدن با مبارزين داخل و ريختن آب به آسياب رژيم خود را نشان ميدهد. اصلا فرض را بر اين بگيريم كه طبرزدى مهره رژيم.
سوال اينجاست كه چه ميخواهد بكند و مثلا چگونه ميخواهد حركت مردم بر عليه جمهورى اسلامى را كه گردش فراهم ميآيند به زمين بزند؟ مثلا با نامزد كردن خود براى رياست جمهورى و دادن وعده هايى مبنى بر اينكه اگر او بيايد برعكس خاتمى به وعده هايش عمل خواهد كرد؟
خوب اين بيش از يك بار نياز به آزمايش نداشت كه نشان داده شود كه با بودن شوراى نگهبان و ولى فقيه و مجمع تشخيص مصلحت نظام و در غياب رسانه هاى آزاد و در شرايطى كه در كشور زندانى سياسى وجود دارد، هيچ رئيس جمهورى نميتواند از عهده كار برآيد، چه حسن نيت داشته باشد و چه نداشته باشد يا بقول برخى كسان «يكى از خودشان» باشد. در غياب آن عوامل سركوب كه ذكرش آمد يك فرد بايد ديوانه باشد كه بخواهد براى پايدارى جمهورى اسلامى نامزد مقام رياست جمهورى اسلامى ايران بشود.
هرچند احتياط شرط عقل است اما اين نگارنده تمامى حيثيت خود را گرو ميگذارد كه تا جمهورى اسلامى برقرار هست اين مردم همچنان مانند انتخابات اسفند ماه گذشته انتخابات را تحريم خواهند كرد حتا اگر نامزد رئيس جمهورى فردى مانند رضا پهلوى باشد. اين نام را آوردم كه تا آخرش خوانده شود. رژيم هيچكس را نميتواند براى ربودن راى مردم علم كند.
رژيم جمهورى اسلامى لجنزارى است كه هركس پايش را در آن بگذارد جزئى از آن لجن خواهد شد. مردم ما به هيچ لجنى راى نخواهند داد.
و اگر در كشور ايران عوامل اختناق از قبيل شوراى نگهبان و مجلس و ولى فقيه ووو... نباشد ديگر نميتوان نام رژيم حاكم بر آن را جمهورى اسلامى نهاد چرا كه در غياب آن عوامل، عواملى ديگر كه بايد از آراى مردم برخاسته باشند به جاى آنها نشسته و چه بسا قبلى ها را نيز به محاكمه كشيده باشند. بنابرين تا زمانى كه در ايران زندانى سياسى وجود دارد، ولى فقيه وجود دارد، شوراى نگهبان و مجلس منتخب اين شورا و نيز مجمع تشخيص مصلحت ووو وجود داشته باشد و تازمانى كه كل قانون اساسى تغيير نكرده باشد و قانون اساسى جديد توسط نمايندگان واقعى مردم بر اساس دمكراسى تدوين و تاييد نشده باشد هيچكس نميتواند ادعا كند كه رئيس جمهور، برگزيده مردم است.
هركسى كه در شرايط جمهورى اسلامى بخواهد نامزد رياست جمهورى بشود دست به خودكشى سياسى زده است. تنها مشتى بى عمل در داخل و هواداران اصلاحات رژيم در خارج هستند كه ممكن است دست به چنين خودكشى هايى سياسى بزنند. البته آنها زرنگ هستند. خود چنين خبطى را مرتكب نميشوند اما ديگران را تشويق به اين كار ميكنند و امروز هم به خاتمى ميگويند مقاومت كن!! ايكاش اينها هم به اندازه ابراهيم نبوى صبر ايوب ميداشتند كه پس از ۶ سال تازه به خاتمى ميگويد كه؛ آقاى خاتمى حد اقل عصبانى بشو!! صحيح تر اينست كه بگوئيم كه اينها همچه ايده آلى ندارند كه براى رسيدن به آن انتظار بكشند. «درويشهاى سياسى» هستند كه هركه به سرشان بزند ميگويند ياحق. تصورش را بكنيد... اگر محيط دمكراسى بر قرار شود كسى ديگر به اينها چشم ميدوزد؟ محيط مناسب اينها محيطى است كه آه و ناله بطلبد و اينها درش درويشى كنند.
بارى مشكل در وجود طبرزدى نيست... مشكل در اين است كه ۱۰تا طبرزدى نداريم...۱۰۰ تا طبرزدى نداريم كه اگر رژيم يكى را به زندان انداخت و يا بكار گرفت ۹۹تاى ديگر كار را به جلو ببرند. قسمت بزرگى از اشكال هم به ايرانيان خارج باز ميگردد. اگر از طبرزدى و امثال او حمايت شود، اگر از اينها نام برده شود، حتما بيشتر و بيشتر خواهند شد.
گروه هاى بسيارى براى ۱۸ تير فراخوان داده اند. اما بايد پيرو فراخوانى بود كه از داخل داده شده و ايرانيان و نيروهاى خارج را به همبستگى براى تشكيل شوراى ائتلاف تشويق ميكند. طبرزدى و ياران او خود را نه رهبر اين حركت كه خود را بخشى از اين حركت ميدانند و اين نگارنده آنها را فصل مشترك كسانى ميداند كه در خارج بيش از دو دهه است كه به كوچكترين همرايى نرسيده اند. بايد دست طبرزدى و جبهه دمكراتيك ايران را فشرد. اين جبهه به همان چيزى پاسخ گفته است كه سالهاست بسيارى رهبران اپوزيسيون در خارج شعارش را داده ولى هرگز موفق به اجرايش نشده اند.
ديگر جاى صحبت در لفافه نيست. بايد شفاف بود و عريان صحبت كرد. بايد از افراد نام برد. جاى احتياط نيست و در عين حال بايد بر اين توپى كه در هوا صد چرخ ميخورد تا به زمين برسد جا براى هر اتفاقى باز كرد.
۱۸ تير امسال را به فراخوان طبرزدى و جبهه دمكراتيك ايران و پيامى كه آنها به اين مناسبت داده اند بيرون بياييم. نيازى به عكس كسى نيست...شعارهاى اين پيام را بر دستها بگيريم. بياييم يكبار ديگر هواى اعتماد و اتحاد را تجربه كنيم. ۲۵ سال احتياط كافى است. نگذاريم تجربه خيانت خمينى به اميدهاى مردم، ما را از پيگيرى راه صحيح باز دارد. اين احتياط نيست وسواس است و نشان از عدم اعتماد به نفس كسى دارد كه احتياط ميكند و به ديگران هشدار نالازم و نامربوط ميدهد.
نكته ديگر اين است كه نبايد به ۱۸ تير بسنده كرد و گذاشت تا سال ديگر. اينطورى اين رژيم به زير نميآيد. شب هفت و شب چهل هم كه در كار نيست. براى حركتهاى اينچنينى و سرد نشدن مردم بايد بهانه اى بيشتر از چهارشنبه سورى و ۱۶ آذر و ۱۸ تير باشد. اگر بهانه اى نيست بايد بوجود آورد. اينجاست كه رهبرى جمعى ميتواند در محيط مناسب دست به ابتكار بزند. نميتوان هرشب و هر هفته از مردم خواست به خيابان بيايند. اما ۱۸ هرماه براى گرامى داشت ۱۸ تير و مطالبات مطروحه در آن مناسب است. شب ۱۸ هرماه بر پشت بامها شعار «زنده باد ملت ايران» شعار پدران مشروطه و فرداى آن با نيرو گرفتن از شب قبل حضور در خيابانها و طرح شعارهاى سياسى روز. بايد از ۱۸ تير گذر كرد و به ۱۸ ماه رسيد.
mohsenkordi@hotmail.com