Nimrooz
Vol. 14, No. 724, February 28, 2003
سال چهاردهم - شماره ۷۲۴ - جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۱
حسين باقر زاده
چرا ايرانيان عليه جنگ بر نمى خيزند؟
در بين ۶۰۰ شهر محل تظاهرات، از سيدنى گرفته تا بحرين و دمشق و رم و لندن و نيويورك، نامى از تهران و ساير شهرهاى ايران برده نشد
براستى، چقدر يك رژيم بايد منفور باشد كه بخش بزرگى از مردم به پرزيدنت بوش به صورت يك منجى نگاه كنند، و خطر يك جنگ شيميايى و يا هسته اى را بخرند؟
002973.jpg
Bagherzadeh
شيپورهاى جنگ آمريكا و انگليس با عراق به صدا در آمده است و رهبران اين دوكشور عليرغم مخالفت افكار عمومى جهان آخرين تداركات جنگى خود را فراهم مى آورند تا پيش از آن كه تغييرات جوى منطقه خليج فارس كارآيى سربازان شان را كاهش دهد كار رژيم عراق و صدام حسين را يكسره كنند. البته نيت جنگى آمريكا و انگليس از ماه ها پيش روشن بود. از اين رو، تقديم قطعنامه جديد اين دو كشور (با حمايت اسپانيا) به شوراى امنيت سازمان ملل را بايد التيماتومى نه به عراق و بلكه به فرانسه و اعضاى ديگر اين شورا كه با سياست جنگى آمريكا و انگليس مخالفت مى ورزند تلقى كرد.
به اعتقاد بسيارى از تحليلگران، نبردى كه اكنون در پيش است سرنوشت ساز خواهد بود و اثرات درازمدتى بر منطقه و روابط جهانى باقى خواهد گذاشت. از همين رو، افكار عمومى جهان بيش از هر زمان ديگر در پنجاه سال اخير (و حتى در دوره جنگ ويتنام) نسبت به آن حساسيت نشان داده است. بخش وسيعى از مليون ها نفرى كه در هفته گذشته در حدود ۶۰۰ شهر كوچك و بزرگ جهان عليه اين جنگ دست به تظاهرات زدند در گذشته كمتر در يك حركت سياسى از اين نوع فعال بوده اند. بى اعتمادى به دلايل ابراز شده از سوى داعيان جنگ، و به خصوص رهبران آمريكا و انگليس، و نگرانى از عواقب احتمالى اين جنگ در افزايش تروريزم جهانى، نقش بزرگى در بسيج نيروهاى ضد جنگ در تظاهرات جهانى داشته است.
اين موج مخالفت جهانى با جنگ، البته همه گير نبود. در واقع در بين ۶۰۰ شهر محل تظاهرات، از سيدنى گرفته تا بحرين و دمشق و رم و لندن و نيويورك، نامى از تهران و ساير شهرهاى ايران برده نشد. و اين امر از چند جهت قابل تامل است:
۱- ايران بيش از هر كشور ديگرى در جهان ممكن است از حمله به عراق به لحاظ سياسى، اقتصادى و اجتماعى تاثير بپذيرد. از بين كشورهاى همسايه عراق، ايران بيش از هر كشورى در خطر آسيب پذيرى كاربرد سلاح هاى شيميايى و بيولوژيكى و احيانا اتمى در اين جنگ است. وجود سلاح هاى شيميايى و بيولوژيكى در عراق توجيهى است كه سردمداران آمريكا و انگليس براى حمله به عراق عرضه مى كنند. در اين صورت تضمينى نيست كه رژيم صدام حسين براى مقابله با ماشين عظيم نظامى آمريكا و انگليس به كاربرد اين سلاح ها دست نزند. از آن سو، آقاى بوش و همكاران او حاضر نشده اند كه در برابراستفاده از اين سلاح ها از سوى عراق، كاربرد سلاح اتمى را نفى كنند.
يعنى اگر واقعا عراق به سلاح هاى كشتار جمعى مسلح باشد،كاربرد اين سلاح ها در نبرد مرگ و زندگى رژيم عراق بيش از هر زمان و موقعيتى (از سوى هر دو رف جنگ) محتمل است، و در اين صورت ايران با مرز ولانى خود با عراق و تراكم جمعيتى آن در نزديكى هاى اين مرز بيش از هر كشور ديگرى (پس از عراق) در معرض آسيب پذيرى از اين سلاح ها قرار خواهد گرفت.
از نظر اقتصادى نيز، ايران بيش از هر كشور همسايه ديگر عراق صدمه خواهد ديد. كشورهايى مانند كويت و عربستان رابطه اقتصادى زيادى با عراق نداشته اند و ندارند. تركيه براى جبران خسارت هاى اقتصادى ناشى از جنگ، ملياردها دلار كمك مالى از آمريكا خواهد گرفت. كشورهايى مانند اردن و سوريه گرچه متحمل زيان هايى خواهند شد، ولى ميزان آن ها در مقايسه با زيانى كه به ايران تحميل مى شود بسيار ناچيز است. علاوه بر اين، دو كشور ياد شده نيز براى تسهيل حمله آمريكا به عراق كمك هايى دريافت خواهند كرد.
در مورد اثرات سياسى و اجتماعى جنگ احتمالات زيادى وجود دارد. از نظر اجتماعى كافى است به ارقام احتمالى (تا يك مليون نفر) پناهندگانى بنگريم كه به سوى ايران سرازير خواهند شد. ولى نتايج سياسى جنگ كمتر قابل پيش بينى است. از يك سو، تحولات داخلى عراق پس از صدام و شكل و كيفيت نظام سياسى حاكم بر آن بدون شك بر تحولات ايران تاثير خواهد گذاشت. از جمله، اگر يكپارچگى عراق دستخوش تزلزل شود و حكومت هايى محلى در جنوب (شيعه) يا شمال (كرد) پا بگيرند و يا كردستان عراق به صحنه قدرت نمايى تركيه و احيانا ايران تبديل گردد، نمى توان تاثير آن ها در تحولات و ساختار سياسى ايران را دست كم گرفت. از سوى ديگر، برآيند جنگ و درجه موفقيت آمريكا در اين ماجراجويى نظامى، نقشى تعيين كننده در جهت گيرى سياست آمريكا نسبت به كشورهاى خاورميانه و به خصوص ايران خواهد داشت.
۲ - رژيم جمهورى اسلامى عملا و در شعارهاى سياسى خود همواره سياست خشن ضد آمريكايى داشته و از هيچ فرصتى براى اعمال اين سياست كوتاهى نكرده است. اين سياست خصمانه البته هميشه از سوى حاكميت تبليغ مى شده و بهاى سنگين آن از جان و مال مردم پرداخت شده است. در عين حال، نمى توان منكر شد كه احساسات ضد آمريكايى انباشته از حكومت محمدرضا شاه در فاصله مرداد ۱۳۳۲ تا انقلاب ۱۳۵۷ در فرهنگ سياسى جامعه ايران ريشه داشته است و هنوز هم در بخشى از جامعه سياسى ايران قوى است. از اين رو، در شرايطى كه تظاهرات ضد آمريكايى وسيعى در سطح جهان صورت مى گيرد آيا عجيب نمى نمايد كه در ايران از تظاهرات مشابهى خبرى نيست؟
واقع اين است كه هم مردم ايران بايد از عواقب بسيار خطرناك اين جنگ بيش از هر جامعه و كشور ديگرى نگران باشند و هم حاكميت جمهورى اسلامى كه بسيارى از سياست هاى سو خود را با چهره ضد آمريكايى در ايران و جهان دنبال مى كند قاعدتا مى بايست از اين گونه فرصت ها براى تهييج افكار عمومى استفاده كند. پس چگونه است كه نه شهروند ايرانى دست كم به اندازه يك شهروند انگليسى كه در فاصله چند هزار كيلومترى سلاح هاى احتمالا كشتار جمعى عراق زندگى مى كند در باره اين جنگ حساسيت نشان مى دهد و نه حاكميت ايران براى داغ كردن تنور ضد آمريكايى خود هوادارانش را به خيابان ها مى كشاند؟
پاسخ به سئوال را شايد بتوان در دو نكته پيدا كرد. اول اين كه بيش از دو دهه حكومت خشن جمهورى اسلامى با ماسك ضد آمريكايى، نه فقط اكثريت قاع مردم را از اين حكومت متنفر كرده كه به همان نسبت احساسات ضد آمريكايى در بين مردم را رقيق كرده و بالعكس به ايجاد نوعى محبوبيت در فرهنگ سياسى و اجتماعى مردم نسبت به آمريكا نيز منجر شده است. اكنون مى توان گفت كه آمريكا و هرچه كه آمريكايى است - از فرهنگ مصرفى آن گرفته تا بازار آزاد و سياست هاى خارجى توسعه لبانه آمريكا - بيش از هر زمان ديگر بين نيروهاى جوان جامعه ايران محبوبيت پيدا كرده و قبله آمال آنان شده است. اين مسحور شدن در برابر سياست و فرهنگ و قدرت آمريكا تا آن جا است كه بسيارى از مردم ايران نه فقط نگران عواقب بسيار خطرناك حمله آمريكا به عراق نيستند كه از يك سو از آن حمايت مى كنند و از سوى ديگر اميد و آرزوى آن را در سر مى پرورانند كه آمريكا نظر لطفى نيز به ايران بكند و شر جمهورى اسلامى را از سر مردم ايران بكند.
ديگر اين كه حاكميت جمهورى اسلامى چنان در برابر قدرت آمريكا مسحور و سر درگم و ترسان و نگران شده است كه جز مخالفت هاى لفظى با حمله آمريكا به عراق تلاش ديگرى حتى به اندازه كشاندن هواداران خود به خيابان ها به خرج نمى دهد. در اين سر درگمى و بى عملى، اصلاح لبان حكومتى نيز با جناح مخالف خود همراهند. در واقع، بسيارى از آنان ممكن است به دليل اين كه شايد تحولات عراق پس از حمله آمريكا به تضعيف جناح مخالف بينجامد از حمله آمريكا راضى نيز باشند. دست كم اين كه مجاهدين انقلاب اسلامى كه در آستانه حمله آمريكا به افغانستان براى حمايت از حكومت البان اعلاميه دادند در مورد رژيم عراق چنين موضعى اتخاذ نكرده اند!
حكومت جورج بوش آمريكا با همدستى انگليس به بهانه از بين بردن سلاح هاى كشتار جمعى عراق و دفع شر صدام حسين از سر مردم عراق در آستانه حمله به اين كشور است. از خشونت و كشتارهاى رژيم صدام سخن بسيار رفته است وتكرار آن ها در اين جا توضيح واضحات است. ولى تصور اين كه كسى مانند جورج بوش كه خود با يك فعل و انفعال انتخاباتى به قدرت رسيده است و پيش از آن در مقام فرماندارى تكزاس افتخار تاييد بيشترين حكم اعدام در ايالت هاى آمريكا را به ثبت رسانده، و با همكارانش سهم زيادى در صنايع نفتى آمريكا دارد، و اكنون از منابع مذهبى براى سياست هاى خود الهام مى گيرد، امروز در هيئت منجى براى مردم استبدادزده عراق در آمده و قرار است براى آنان صلح و مدنيت و دموكراسى به ارمغان بياورد، بيش از هر چيز آزار دهنده است.
حمله آمريكا و انگليس به عراق به هر دليلى صورت بگيرد به خار آزادى مردم عراق نيست. اگر اين جنگ به سقوط صدام و استقرار دموكراسى در عراق بينجامد اين يك برآيند نيك از يك عمل خطرناك، ماجراجويانه و تجاوزگرانه خواهد بود. جنگ هاى زيادى به آزادى ملت ها منجر شده است، ولى اين نتيجه غايى نه هدف آن جنگ ها بوده و نمى توانست توجيه گر آن ها باشد. در اين جا نيز نمى توان حمله به عراق را به دليل اين نتيجه احتمالى آن توجيه كرد.
عواقب و صدمات اين جنگ، پس از مردم عراق، بيش از همه متوجه مردم ايران خواهد بود. ولى همان ور كه در خود عراق، ظاهرا مخالفت بسيار جدى از سوى مردم با اين عمل مشاهده نمى شود، مردم ايران نيز برخورد مشابهى از خود نشان مى دهند. در هردو كشور، نفرت عمومى مردم از رژيم حاكم چنان قوى است كه بخش بزرگى از مردم آن ها به كسى مانند پرزيدنت بوش به صورت يك منجى نگاه مى كنند، و حاضرند به خار رهايى از دست حكام خود خطر يك جنگ شيميايى و يا هسته اى را بخرند. و راستى، چقدر يك رژيم بايد بين مردم خود منفور باشد كه تا اين حد آنان براى نجات خويش خطر را تحمل كنند؟

صفحه اول
خبرهاى ايران
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
جهان
خاطرات
با نيمروز
مقاله هاى ايران
آخر هفته
علمى
فال هفته
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   جهان   • 
•   خاطرات   •   با نيمروز   •   مقاله هاى ايران   •   آخر هفته   •   علمى   •   فال هفته   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •