Nimrooz
Vol. 14, No. 718, January 17, 2003
سال چهاردهم - شماره ۷۱۸ - جمعه ۲۷ دى ۱۳۸۱
محسن كردى
هواداران پادشاهى و جمهوريخواه پروژه پدران مشروطيت
003069.jpg
كردى
گفتيم كه مشروطه خواهى آنطور كه برخى هوادارانش ميپندارند در پادشاهى خلاصه نميشود.
و اضافه كرديم كه مشروطه خواهى يك برنامه يا پروژه است براى نوسازى يك كشور در تمامى ابعاد آن.
اما بايد خاطر نشان كرد كه مشروطه خواهى به معناى ضديت با نظام پادشاهى هم نيست، از آغاز هم نبوده. انقلاب پدران مشرطه نه بر ضدنظام پادشاهى بلكه براى محدود كردن قدرت حاكم (پادشاه يا نخست وزير و... ) بوجود آمد.
آنها انقلاب نكردند كه رژيم پادشاهى را براندازند و بجايش جمهورى بياورند (كه اگر اراده ميكردند ميتوانستند) آنها انقلاب نكردند كه نظام اقتصادى كشور را كه به سوى سرمايه دارى ميرفت تغيير بدهند و مثلا اقتصاد سوسياليستى را جانشين آن كنند. آنها براى مدرن كردن جامعه عقب مانده ايران مطابق با شرايط فرهنگى و اقليمى و اقتصادى و سياسى كشور بود كه انقلاب كردند. مدرنيته هرچه بود تربيت «انسان طراز نوين «به معناى سوسياليستى آن نبود. قصدشان مدرن كردن جامعه در همان سيستم با تغييراتى عدالتجويانه در روابط اقتصادى و سياسى موجود بود. آنان بدلايل عقب ماندگى بيش از حد جامعه به آمال شان نرسيدند و ناچار شدند كه عليرغم ميل باطنى شان با گنجاندن اصولى در متمم قانون اساسى به روحانيون باج بدهند. يك قدم به عقب نشستند كه براى گام هاى بعدى به جلو آمادگى پيدا كنند.
بهر روى، پروژه آنها به اين اهداف ميپرداخت: مردمسالارى، ناسيوناليسم و توسعه اقتصادى و اجتماعى و عدالت اجتماعى. عدالت اجتماعى آنها ابدا منظورى را در بر نداشت كه كمونيستها در نظر داشتند كارخانه ها و صنايع و وسايل توليد از مالكان آنها گرفته شود و به تصرف دولت و يا مديريت كارگران در آيد. آنها عدالت اجتماعى را در دادن فرصت برابر به افراد براى بهره بردن از حاصل زحمات شان ميديدند و از رانت خوارى ها و امتياز گرفتن بر اثر روابط در رنج بودند.
اينها همه از اجزاى نوسازى جامعه بشمار مى آمد. آنها در همه زمينه هاى طرح خود دست به تلاشى زدند كه جامعه ايرانى تا آن زمان نظيرش را نديده بود. هر چه امروز در جامعه ايرانى از اسباب تجدد موجود است آغازش به آن دوره باز ميگردد. از باسوادى توده ها و آموزش همگانى تا حزب سياسى، از روزنامه و تئاتر و رمان و راه آهن سرتاسرى تا صنايع سنگين و حتا پوشش درمانى و برابرى زن و مرد، از برقرارى حقوق سياسى اقليتهاى مذهبى تا عدم تمركز و حكومتهاى محلى همه و همه در همان دوران پايه ريزى فكرى شد. اين درست كه طرح مشروطه خواهان، بيشتر روى كاغذ ماندو تمسخر تاريخ، امروز هم ايران از جهاتى به دوران قبل از مشروطيت بازگشته است، ولى جنبش مشروطه نيروى محرك جامعه ايرانى در راه پر دست انداز پيشرفت بود و هچنان هست ما مشروطه خواهان خود را از جمله به همين دليل ادامه دهنده راه پدران مشروطه ميدانيم، زيرا كه اين ايده ها با تغييراتى هنوز زنده و هنوز اصيل و هنوز بهترين و آشنا ترين آلترناتيوى است كه ايرانى آنرا ميفهمد و ميتواند آنرا به اجرا در آورد. امروز هم ما با همان مسأله مركزى جامعه ايرانى يعنى تجدد و معنى و كاربردهاى آن و راه هاى رسيدن به پيشرفته ترين كشورهاى غرب رو بروييم، امروز هم براى جامعه ما مردمسالارى و عدم تمركز ( حكومتهاى خودگردان محلى ـ با خودمختارى اشتباه نشود) در برابر حكومت آخوندى و نظام متمركز قرار دارد، ناسيوناليسم ايرانى و دفاعى در مقابل تجزيه طلبى قرار دارد. همچنين امروز در ايران نظامى درونگرا در مقابل جهانگرائى و همچنين تسلط بازار در مقابل توسعه اقتصادى قرار دارد.
بنا براين ميبينيم كه پروژه پدران مشروطه همچنان زنده و پوياست. پروژه اى است كه جامعه ايرانى قبلا آن را اجرا كرده و به زيرو بم هاى آن آشناست و نيازى به ساير برنامه هاى من درآوردى توسط افرادى كه بجز مطالعه مقدارى جزوات ايدئولوژيك و شركت در تظاهرات و خرابكارى هيچ پيشينه اى در ساختن يك كشور ندارند نيست، آنچه را كه برخى از اينها عرضه ميكنند اگر بكاويد هيچ «پروژه اى » بجز حق اعتصاب، حق تظاهرات و امثال اينها نيست در هيچ كجا راهكار عملى و قابل لمس از قبيل ايجاد صنايع سنگين و كشاورزى وغيره براى رسيدن به رفاه و چگونه به رشد و توسعه كشور بپردازند نيست. اصلا اين كارها را بلد نيستند!
همه چيز رادر شوراهاى محل خلاصه كرده اند. مشدعلى بقال با عفت خانم خانه دار و آقاى معلميان، معلم مدرسه تشكيل شورا ميدهند كه از ميان شان يكى را به روش «دمكراتيك» انتخاب كنند كه در شوراى مركزى خلق تعيين كنند كه مشدعلى بقال و عفت خانم مديريت صنايع هواپيمائى را بعهده بگيرند يا آقاى معلميان و... و خوب چون اينها از عهده برنمى آيند كار بايد به دست متخصص سپرده شود كه حرفهايش براى اين ناواردها قابل درك نيست. بناچار آنها كه «از ديگران برابر تر» هستند بايد از راه خدمت به خلق وارد شوند و اليگارشى حكومتى را بر اثر روابط برآمده از به اصطلاح ضوابط شورائى تشكيل بدهندو تجربه بلوك شرق را تكرار كنند، اينها بيراهه است. هواداران اين بيراهه ها عليرغم هياهوى بسيار بر سر پوچ خود هم نميدانند كه دارند در مورد چه چيزى سخن ميگويند. تا آنجا كه صحبت از اعتراض و اعتصاب است البته تخصص دارند و لى آنجا كه سخن از سير كردن شكم كار گر و تأمين حقوق بيكارى، بيمه بازنشستگى و توليد كار و ثروت پيش ميايد، دچار مشكل ميشوندو حرفى بجز «حرف» ندارند. بگذاريم به حملات و نعره هاى شان دلخوش باشند. ما در دنياى واقعى با شكم هاى گرسنه و مردمى روبرو هستيم كه سراب نميخواهند بلكه برنامه اى ميخواهند كه پاسخگوى نيازهاى شان باشد.
پروژه مشروطه خواهان و نوع نظام پادشاهى كه نمادى براى همبستگى ملى و كار و كوشش و سازندگى و آزادى و حقوق بشر است راهكار ما است. جامعه ايرانى در تاريخ خود براى بدست آوردن حقوق و آزادى هاى سياسى مجبور به در افتادن با عوامل عقب ماندگى بوده است، اين عوامل عقب ماندگى قبل از آنكه حاصل عمل اشخاص باشد حاصل عقب ماندگى خود جامعه بوده است، مردم ما شكل گيرى و به ثمر رسيدن پروژه مشروطه خواهان را در دوران پهلوى ها شاهد بوده اند، آزادى سياسى امرى بود كه رسيدن به آن پس از طى دوران پيشرفت هاى اقتصادى و اجتماعى امرى حتمى بود و وقتى پادشاه فقيد اعلام كرد كه صداى انقلاب شما را شنيدم، منظورش آغاز اجراى كامل دمكراسى و حقوق و آزادى هائى بود كه تا قبل از آن بيشتر به دليل عقب ماندگى جامعه امكان برقرارى اش نبود، اما گويا جامعه هنوز به آن حد از درك نرسيده بود كه بتواند با آينده نگرى راه خود را انتخاب كند و انتخاب اشتباه و هولناك خود را كرد و به نيروهاى ارتجاع روى آورد بيشترين بار گناه اين انتخاب قبل از آنكه بر گردن پادشاه يا مردم كه كودكان سياسى بيش نبودند باشد بر گردن روشنفكرانى بود كه تحليل صحيحى از اوضاع بعمل نياوردند و بدليل بى شخصيتى و عدم اعتماد به نفس به پشتيبانى از نيروهاى ارتجاع پرداختند. با شخصيت ترين شان كه بر انتخاب صحيح ايستادند از جمله بختيار و صديقى بودند. روان شان شاد.
بارى، امروز هواداران پروژه مشروطه خواهان با كوله بارى از تجربه كشوردارى، سياست و نيز رسيدن به برداشت ها و تفكراتى نوين بيش از پيش آمادگى گرداندن چرخ اقتصاد و سياست كشور را در عرصه هاى ملى و جهانى دارا هستند. وقتى صحبت از هواداران پروژه مشروطه خواهان ميكنيم منظور كليه كسانى است كه به اقتصاد و سياست به روش سرمايه دارى غربى و دمكراسى معتقد هستند و بناچار در اين مورد جمهوريخواهان را نيز در بر ميگيرد. كسانى كه در رژيم گذشته يا فعلى مصدر كارى بوده اند، كارمندان، كارگران، مديران، معلمان، نظاميان، بخش خصوصى و دولتى. اختلاف ما هواداران شكل نظام پادشاهى با جمهوريخواهان بيش از اندازه ساعاتى در يك بعد از ظهر رأى دادن مردم در رفراندوم نيست، پس از آن هردو گروه در يك قايق حضور خواهيم داشت.
mohsenkordi@hotmail.com
ادامه دارد

صفحه اول
خبرهاى ايران
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
جهان
تاريخ
شعر
خاطرات
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
علمى
فال هفته
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   جهان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   • 
•   علمى   •   فال هفته   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •