|
حسين باقر زاده
خاتمى در برابر موج سركوب چه خواهد كرد؟
اطرافيان خاتمى نگران آن هستند كه فرصت كناره گيرى براى او باقى نماند، و موج سركوبى كه در پيش است دير يا زود دامن او را نيز بگيرد.
فقدان يك بديل دموكراتيك در برابر نظام حاكم، سر انجام تحولات ماه هاى آينده را در هاله اى از ابهام فرو برده و آن را مخاطره آميز كرده است.
|
|
Bagherzadeh
|
عكس العمل قوه قضاييه در برابر موج اعتراض دانشجويى دو سه هفته اخير با دستگيرى چند تن از رهبران دانشجويان هفته پيش شروع شد. البته غالب دستگيرشدگان پس از يكى دو روز آزاد شدند. ولى اكنون گزارش مى رسد كه يك فهرست ۱۲۰ نفره از دانشجويان و رهبران اعتراضات تهيه شده، و دستگيرى چند نفر ياد شده فوق مقدمه بازداشت وسيع اين افراد بوده است. بر اساس همين گزارش ها، آقاى خاتمى در برابر اين اقدام موضع گرفته است و از اين بازداشت ها مانع شده است.
از سوى ديگر، امروز (سه شنبه) سخنگوى قوه قضاييه اعلام داشت كه دانشجويان آزاد شده به زودى براى بازجويى احضار خواهند شد، و تلويحا تهديد كرد كه بازداشت هاى ديگرى صورت خواهد گرفت. يعنى كه ليست ۱۲۰ نفره به جاى خود باقى است و اين مقامات در برابر دستور آقاى خاتمى كوتاه نيامده اند.
اين شمشير داموكلس براى جلوگيرى از ادامه تظاهرات و اعتراضات دانشجويى در آستانه ۱۶ آذر بر روى سر آنان نگه داشته شده است. رهبران دفتر تحكيم وحدت در اين انتظار بودند كه نقش رهبرى خود را در اين تظاهرات هم چنان حفظ كنند. آنان از خاتمى خواسته بودند كه به شيوه سال هاى گذشته در مراسم ۱۶ آذر شركت كند و براى دانشجويان سخن بگويد. با پيش بينى اين حضور بود كه اكبر منتجبى دو روز پيش در پايگاه اينترنتى «امروز» نوشت كه از قرار معلوم خاتمى «خود را آماده مى كند تا در جمع دانشجويان ناراضى حضور پيدا كند و سخنان مهمى را ايراد نمايد«. روز بعد، پايگاه خبرى رويداد (وابسته به جبهه مشاركت) خبر داد كه ظاهرا اين امر منتفى است و احتمال دارد امسال خاتمى در مراسم روز دانشجو در جمع دانشجويان سخنرانى نكند.
دليل اين انصراف را «رويداد» علاوه بر فشارهاى مخالفان اصلاحات، احتمال «طرح شعارها و تشنجات خاص» دانسته است. به عبارت ديگر، آقاى خاتمى و هواداران ايشان نگران آنند كه دانشجويان خواست هاى خود را مبنى بر انجام رفراندوم و استعفاى آقاى خاتمى در حضور او تكرار كنند و بر آن پاى بفشارند. اين شعارها به گوش آقاى خاتمى نغمه خوش آهنگى نيست و شايد پاسخ به آن ها حتى در اختيار آقاى خاتمى نيز نباشد.
آقاى منتجبى كه به دانشجويان تحكيم وحدت نزديك است، در نوشته خود به صراحت شرايط بحرانى امروز جمهورى اسلامى را تشريح كرده و از آقاى خاتمى خواسته است تا تكليف خود را يك سره كند. او نيز به اين نتيجه رسيده كه مقدمات لازم براى يك سركوب همگانى آماده شده، و تنها عكس العمل نامنتظره دانشجويان در برابر اعلام حكم اعدام آغاجرى كمى آن را به تاخير انداخته است. و اكنون او از زبان مردم «كوچه و بازار و تاكسى و اتوبوس» مى گويد كه خاتمى بايد تكليف رييس جمهورى و رييس جمهور ماندن را براى خود و مخالفانش روشن كند. او «ناباورانه» مى بيند كه اين روزها «پيكان تمام انتقادات، رييس جمهورى را به علت هاى بسيار نشانه گرفته است«، و مى پرسد كه «رودربايستى تاكى؟»
در باره اين «علت ها» سخن زياد گفته شده و در همين ستون نيز بارها صحبت شده است. اكنون سخن از آن ها نيست. سخن از اين است كه در اين شرايط خاتمى چه مى كند و در برابر موج فزاينده سركوب چه گونه عكس العمل نشان خواهد داد. اطرافيان خاتمى كه نگران آبروى سياسى او هستند بارها او را به مقاومت در برابر تجاوزات صريح قوه قضاييه و ارگان هاى سركوب خوانده اند و خواسته اند كه اگر تاب مقاومت در برابر آن ها را ندارد از مقام خود كناره بگيرد. اكنون همين افراد نگران آن هستند كه فرصت شرافتمندانه چنين كارى براى او باقى نماند، و موج سركوبى كه اكنون هواداران نزديك او را در بر گرفته است دير يا زود دامن او را نيز بگيرد. دست كم اين كه از ديد هواداران خاتمى، او وجهه مردمى خود را به سرعت از دست داده و اكنون آماج همه نوع انتقادات مردمى شده است.
سرنوشت آقاى خاتمى هر چه كه باشد، او در دوران رياست جمهورى خود فرصت هاى زيادى را از دست داده است و اكنون شايد خيلى دير باشد كه بخواهد به جبران آن ها بپردازد. او موفقيت زيادى در جلب آراى مردم در دو دوره انتخابات رياست جمهورى داشت، ولى نتوانست به اين اعتماد عمومى پاسخ دهد و به وعده هاى خويش عمل كند. براى خاتمى حفظ نظام جمهورى اسلامى اهميت و ارزشى به مراتب بالاتر از شعارهاى انتخاباتى او در مورد حكومت قانون و حقوق بشر داشت، و آن جا كه اين خواست ها با حفظ نظام در برابر هم قرار مى گرفت او آن هارا به فراموشى سپرد.
حتى در مواردى مانند قتل هاى زنجيره اى كه او وعده داد براى دنبال كردن آن ها از هيچ كوششى فروگذار نكند، نتوانست بيش از دادگاه هاى دربسته متهمان به اجراى قتل ها پيش برود، و از تعقيب آمران و مفتيان قتل ها باز ماند.
اكنون تعجب آور نيست كه خاتمى حتى نتواند به شيوه ساليان گذشته در جمع ۱۶ آذر دانشجويان شركت كند. او مى داند كه حتى در بين دانشجويان تحكيم وحدت نيز محبوبيت خود را از دست داده است، و اگر در جمع آنان حضور پيدا كند آنان بيش از آن كه حاضر باشند به نفع او شعار دهند خواستار تعيين تكليف خود او خواهند بود. امروز، خاتمى هواداران خود را نه در بين دانشجويان و زنان و جوانان كوچه و بازار مى بيند، كه بيش از آن ها نويسندگان كيهان و رسالت مجيزگوى او شده اند. پروژه «مصادره كردن خاتمى» از سوى جناح ولى فقيه از مدت ها پيش آغاز شده است و حتى امروز كه خاتمى دو لايحه پر سر و صداى خود را به مجلس داده او هم چنان مورد مدح و تمجيد مطبوعات وابسته به خامنه اى قرار گرفته است.
اين مدح و تمجيد البته پابپاى تهديد او و اطرافيان خاتمى پيش مى رود. از يك سو، علاوه بر دستگيرى و فشار بر هواداران او از عبدى و آغاجرى گرفته تا دانشجويان تحكيم وحدت، فشار بر وزير علوم و آموزش عالى شدت گرفته است و از سوى ديگر طرح هايى مانند «جهاد پاكسازى» براى تصفيه وسيع نهادهاى قدرت از عوامل و كارگزاران خاتمى مطرح شده است.
در مورد خود او نيز، از دو لايحه تقديمى دولت به صورت چماقى استفاده شده است تا او را به تمايلات ديكتاتورى متهم كنند.
به عبارت ديگر، هواداران ولى فقيه با شناختى كه از خاتمى دارند اميد دارند كه خاتمى حساب خود را از هواداران و طرفداران اصلاح طلب خود جدا كند (و از خير دو لايحه تقديمى خود بگذرد) و در پناه ولى فقيه جا بگيرد. و نگرانى هواداران خاتمى دقيقا اين است كه او به اين انتخاب تن بدهد.
تحولات ايران سريع تر از آن چه كه قابل پيش بينى باشد در عمق جريان دارد. شمشير داموكلس ليست ۱۲۰ نفره كه بر سر دانشجويان گرفته شده ممكن است موقتا به تخفيف فعاليت آن ها منجر شود، ولى تاثير آن بسيار كوتاه خواهد بود. خواست مقاومت منفى به صورت تعطيل كلاس هاى درس در بين دانشجويان شدت يافته است. اگر بازداشت ها ادامه پيدا كند، اين خواست تقويت خواهد شد و ممكن است به صورت فراگيرى تمام دانشگاه هاى كشور را در بر بگيرد. مبارزه با چنين عملى از سوى مقامات، جز به صورت دستگيرى افراد شناخته شده و فعال، كار ساده اى نخواهد بود. از سوى ديگر هرگونه شدت عمل در برابر آن مى تواند به گسترش مقاومت و اعتصاب در خارج از دانشگاه ها منجر شود.
جامعه ايران به شدت دو قطبى شده و اعتماد مردم نسبت به حاكميت (و حتى جناح اصلاح طلب آن) فرو ريخته است. در چنين شرايطى، هر گونه مقاومت مردمى اگر با خشونت سركوب شود مى تواند به سرعت به اشكال ديگر مقاومت منجر شود و كار سركوب گران را مشكل كند - و يا ممكن است سركوب گران به خشونت عريان ترى متوسل شوند. اصلاح طلبان دولتى (و آقاى خاتمى) ضعيف تر از آنند كه بتوانند كنترل اين تحولات را به دست بگيرند و يا مقاومت مردمى را رهبرى كنند. و در فقدان يك نيروى متشكل مردمى و دموكراتيك، عليرغم شرايط مساعد داخلى و بين المللى، به سختى مى توان برآيند اين تحولات را پيش بينى كرد.
احتمال اين حوادث در ماه هاى آينده نگرانى هاى زيادى را موجب شده است. فقدان يك بديل دموكراتيك در برابر نظام حاكم، سر انجام اين تحولات را در هاله اى از ابهام فرو برده و آينده آن را مخاطره آميز كرده است. لزوم تشكل نيروهاى آزادى خواه و دموكرات مستقل از حكومت براى ايجاد يك حركت سياسى فراگير بارها در ماه هاى اخير مطرح شده است. اين حركت اكنون يك ضرورت تاريخى پيدا كرده است و بيش از هر زمان ديگر فوريت آن احساس مى شود. كوتاهى در اين امر، هر انسان آگاه و انديشمند را نيز در مسئوليت عواقب نامطلوب آن شريك خواهد كرد.
|