|
از لابلاى متون
چگونه بيوگرافى قوام السلطنه به قلم سعيد نفيسى جنجال آفريد؟
(به انگيزه سى و ششمين سالگرد خاموشى استاد سعيد نفيسى- ۲۳ آبان ۱۳۴۵)
«... سعيد نفيسى سه دوره با سپيد و سياه همكارى داشت كه فقط مسافرت به خارج باعث قطع آن مى شد اما نفيسى در بازگشت مصمون ديگرى را شروع مى كرد و در همه رشته ها استادى خود را در نگارش و تيزبينى خود را در انتخاب مضامين نشان مى داد.
دوره اول همكارى او با ما از سال ۱۳۳۳ شروع شد كه نوشتن سلسله مقالاتى را با عنوان «خيمه شب بازى» شروع كرد. او هر هفته شرح حال يك نفر را كوتاه و فشرده ولى پر از مضامين بكر و تازه مى نوشت. در اين دوره تا آنجا كه به ياد دارم و امكان مراجعه ميسر شد شرح حال اين افراد را نوشت:
عباس اقبال آشتيانى، عبرت نائينى، عارف قزوينى، سرلشكر محمد حسين ايرم، بهاءالملك ديبا فراگزلو، سيد محمد تدين، سيد احمد كسروى، فرج الله بهرامى (دبير اعظم)، اشرف الدين حسينى گيلانى مدير روزنامه نسيم شمال، احمد قوام (قوام السلطنه) و كسان ديگر...
بعضى از بيوگرافى ها كوتاه، مختصر و بى دردسر بود، برخى مفصّل، مشروح و جنجال آفرين. براى مثال آنچه درباره اشرف الدين حسينى گيلانى مدير هفته نامه نسيم شمال نوشت، بعدها به دفعات مورد استفاده محققان قرار گرفت، بطورى كه ميتوان ادعا كرد طى اين ۴۰ سال بعد از شرحى كه استاد درباره او نوشت، هر كس درباره آن روزنامه نويس مظلوم چيزى نوشته يا بطور مستقيم از مقاله استاد استفاده كرده و يا از نوشته كسانى كه از نوشته استاد استفاده كرده اند بهره بردارى كرده است.
اما نوشته او درباره قوام السلطنه چنان جنجالى آفريد كه طى ۳۰ سال روزنامه نگارى نظيرش را كمتر به خاطر مى آورم.
پدرِ استاد (مرحوم ناظم الاطباء) پزشك مخصوص مظفرالدين شاه بود. طبيعى است چنين پزشك معروفى بيماران سرشناسى هم داشت. از نوشته هاى استاد بر مى آيد كه در زمان نوجوانى يكى از تفريحات او مشاهده معاينات پدر از كسانى بود كه بيمارى هاى خاصى داشتند و يكى از اين بيماران سرشناس كه بيمارى خاصى داشت قوام السلطنه بود. استاد به صورت اشاره و كنايه نشان مى داد كه قوام دچار نوعى بيمارى شده بود كه خاص اشتباهات دوران جوانى است و پدر استاد با داروها و وسايل خاص آن زمان مانند پرمنگنات و آب دزدك به معالجه او مى پرداخت و استاد خردسال ما از پشت پرده شاهد رنج هايى بود كه قوام جوان به كفّاره دوران كوتاه لذت جويى ناچار به تحمل آن بود.
ظاهراً سعيد خردسال در آن زمان كه نوجوانان وسايل تفريح اين زمان نظير فوتبال، سينما، تلويزيون و ويدئو و ماهواره را نداشتند يكى از تفريحاتش مشاهده معاينات و معالجات اين بيماران وسيله پدرش بود.
چاپ اين ماجرا در مجله باعث جنجال و غوغا شد. زمانى بود كه دستگاه قصد داشت خدمات قوام درباره آذربايجان و خروج قواى شوروى از ايران را به كسان ديگرى نسبت دهد. حمله استاد به قوام ناخواسته در راستاى همان هدف بود و اين موضوع خواننده هاى ما را ناراضى مى كرد.
اعتراض خواننده هاى «سپيد و سياه» در دو زمينه بود: نخست آنكه مردى در موقعيت قوام السلطنه كه از جوانى صاحب مشاغل مهمى بود (مدتى منشى مخصوص مظفرالدين شاه بود و ادعا مى كرد كه فرمان مشروطيت به خط او نوشته شده است، علاوه بر اين ها همواره به مناصب مهم مانند حكومت ايالات و وزارت اشتغال داشت). چنان معاشرت هايى نمى كرد كه دچار چنين بيمارى هايى شود. تازه گيريم كه چنين مى شد در شأن استاد و مجله نبود كه وارد زندگى خصوصى افراد شده و از ماجراهايى پرده بردارد كه ارتباطى با مسائل سياسى ندارد.
چون مى خواستم استاد از نظر خوانندگان مقالات خودآگاه شود. اعتراضات را به صورتى ملايم به آگاهى او مى رساندم. اما استاد كه آشكار بود حاضر نيست خطاهاى قوام را بر او ببخشايد مى گفت:
- «در ايران سنت بر اين است كه هر كس مُرد درباره بدى هايش سكوت مى كنند. تأثيرى كه مردان سياسى در سرنوشت مردم و مملكت دارند آنقدر زياد است كه با هيچ استدلالى نبايد درباره اعمال آنها سكوت كرد. بگذار مردان سياسى بدانند كه كارهاى زشت آنها سرانجام بر ملا خواهد شد».
سعيد نفيسى اصولاً قلمى تند و انتقادى داشت. در افشاگرى و در انتقاد بى باك بود. بيشتر بيوگرافى هايش از خانه پدرى استاد در كوچه ناظم الاطباء شروع مى شد، ناظم الاطباء پدر سعيد نفيسى مردى دانشمند بود و كتاب لغت او شهرت بسيار يافت. ناظم الاطباء پزشك مخصوص مظفرالدين شاه بود. استاد در يكى از مقاله هاى خود نوشت: «از دوران خدمت پدرم در دربار مظفرالدين شاه خاطراتى دارم كه در جاى خود خواهم نوشت» (كه هيچگاه ننوشت!).
(شبه خاطرات، تأليف دكتر على بهزادى مدير مجله سپيد و سياه)
- دكتر بهزادى در جلد يكم «شبه خاطرات» تاريخ وفات استاد سعيد نفيسى را خرداد ماه ۱۳۴۵ بدون ذكر روز درگذشت او نوشته است كه ظاهراً بر پايه محفوظات ايشان اين تاريخ قيد شده، ولى در بخش اعلام فرهنگ معين تاريخ وفات مرحوم نفيسى ۲۳ آبان ۱۳۴۵ نوشته شده است. (نيمروز)
|