|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
كشف مجدد گوشت الاغ دريك آشپزخانه درمشهد
كيهان
مدير كل دامپزشكى استان خراسان ازكشف گوشت الاغ دريكى ازآشپزخانه هاى شهر مشهد خبرداد.
وى گفت: حدود ۱۵۳ كيلوگرم گوشت الاغ دريكى از آشپزخانه هاى شهر مشهد كشف شد كه ۶۸ كيلوگرم آن گوشت منجمد شده و ۸۵ كيلوگرم آن گوشت چرخ كرده بوده است.
وى خاطرنشان كرد: مردم بايد درخريد گوشت قرمز دقت لازم را كرده وحتى المقدور ازخوردن گوشت چرخ كرده خوددارى كنند.
|
|
|
|
|
دزدساده لوح: فكر مى كردم غيب شده ام
جوانى كه با پرداخت پول كلان به يك رمال و بستن دست نوشته هاى او به بازويش، قصد سرقت از بانك را داشت، پس از كتكى كه از مشتريان بانك خورد، تحويل ماموران انتظامى شد.
به گزارش رسيده، هفته گذشته جوانى به يكى از شعبه هاى بانك وارد شد، و پس از قدم زدن در محوطه سالن، در ميان ناباورى شاهدان، به سوى يك مشترى حمله ور شد و با ربودن پولهاى او، ناگهان خود را در محاصره مشتريان بانك ديد و آنها با عصبانيت، دزد را به باد كتك گرفتند و سپس او را تحويل ماموران انتظامى دادند.
عجب كلاهى سرم رفت
با دستگيرى اين متهم و تشكيل پرونده، وى براى صدور دستور قضائى به شعبه ۱۶۰۷جنائى تهران انتقال يافت متهم كه هنوز دستگيرى خود را باور نميكرد، پس از تفهيم اتهام توسط قاضى، در حالى كه مى گريست، گفت:
آقاى قاضى! من اشتباه كردم و الان مى فهمم كه چه كلاه گشادى سرم رفته است متهم گفت: از چندى پيش درباره يك رمال از طريق دوستان و آشنايان مسائل مختلفى را شنيدم كه او قادر است با رمل و اسطرلاب كارهاى محيرالعقولى را انجام دهد و از آنجائى كه آرزو داشتم يك فرد ثروتمند شوم، تصميم گرفتم تا از اين رمال كمك بگيرم.
متهم افزود: با هزار بدبختى و حتى پرداخت رشوه به يكى از دوستانم، توانستم وقت ملاقات بگيرم تا رمال مرا كمك كند. وقتى زمان ملاقات تعيين شد، از هفت خان رستم گذشتم تا وارد اتاق مرد رمال شدم، او چند بالش زير دست خود گذاشته بود و در يك اتاق نيمه تاريك در حال خواندن اوراد زير لب بود.
دقايقى بعد نگاه ترسناكى به صورتم انداخت و علت حضورم را سئوال كرد. وقتى به او گفتم مى خواهم ثروتمند شوم، او لبخندى زد و گفت: من اورادى را در اختيار دارم كه اگر بر روى كاغذ بنويسم و تو آن را به بازوى چپ خود ببندى، از نظرها غيب مى شوى و مى توانى به آنچه مى خواهى، برسى!
وقتى رمال متوجه اشتياق من شد، عنوان كرد: اگر پول لازم را دارى، من اوراد را برايت بنويسم براى اين كار بايد مبلغ يك ميليون تومان پول پرداخت كنى با شنيدن اين درخواست، شروع به التماس كردم و با يك حساب سرانگشتى به اين نتيجه رسيدم كه اگر رمال بپذيرد و از من ۵۰۰هزار تومان دريافت كند، براحتى مى توانم به چند بانك و طلافروشى دستبرد بزنم!
متهم اضافه كرد: بالاخره با خواهش و تمنا و با مقدارى قرض، مبلغ ۵۰۰هزار تومان پرداخت كردم و او نيز روز بعد مقدارى كاغذ به من داد. با بستن آن كاغذها به بازوى چپ، احساس مى كردم روى ابرها قدم مى زنم!
متهم در ادامه گفت: با عبور از مقابل اولين بانك، تصميم به سرقت گرفتم بنابراين وارد اين محل شدم و زمانى كه قصد برداشتن پولهاى يك مشترى را از روى پيشخوان داشتم، آنهامتوجه شدند و با كتكى كه خوردم، مرا تحويل ماموران نيروى انتظامى دادند.
در پى اين اظهارات، كاغذهاى كشف شده از بازوى متهم ضميمه پرونده شد و قاضى با صدور قرار قانونى براى متهم، دستور دستگيرى رمال را نيز صادر كرد.
|
|
|
|
|
زن بدحجاب اجازه خروج پيدا نكرد
زن جوانى كه با پوشش زننده، قصد خروج از كشور را داشت، در فرودگاه دستگير و تحويل مراجع قضائى شد.
به گزارش خبرنگار جام جم، هفته گذشته ماموران ستاد ويژه قوه قضائيه مستقر در فرودگاه مهرآباد، زن جوانى را كه با آرايش غليظ و لباسهاى زننده قصد خروج از كشور را داشت، در فرودگاه دستگير كردند.
گزارش شده است كه اين زن قصد داشت به يك باند فساد در خارج از كشور كه در زمينه جذب زنان و دختران فعاليت مى كند، بپيوندد.
قاضى طباطبائى گفت: ضابطان قوه قضائيه از سفر خانمهائى كه حجاب را رعايت نمى كنند، جلوگيرى خواهند كرد و حداقل مسأله اى كه براى اين قبيل افراد به وجود خواهد آمد، بازماندن از سفر به خارج از كشور است.
وى در ادامه گفت: متأسفانه برخى از افراد بد حجاب با سفر به كشورهاى خارجى بعضا مرتكب برخى از جرايم مى شوند و از جمله با باندهاى فساد خارج از كشور ارتباط برقرار مى كند كه به هيچ عنوان اين رفتارها در قاموس جامعه ايرانى پذيرفتنى نيست.
وى گفت: برخى از زنان بدحجاب كه اخيراً به خارج از كشور مسافرت كرده اند براساس گزارشهاى رسيده گرفتار باندهاى مافيائى فساد شده اند.
|
|
|
|
|
آدم ربايى، شكنجه و سرقت هاى باند بنگال
اعضاى باند بنگال كه پس از فريب و ربودن مهاجران غير قانونى پاكستانى در تهران، از آنها سوء استفاده هاى غيراخلاقى و غير قانونى مى كردند، شناسائى و دستگير شدند. به گزارش رسيده روز يكشنبه ۱۲آبان ماه يك جوان ۱۸ساله پاكستانى به نام محمد عمران همراه با چند نفر از هموطنان خود به آگاهى تهران مراجعه كرد و با ارائه شكايتى اعلام كرد كه ۳ نفر بنگلادشى تبار، او و پسرخاله اش را ربوده و پس از سرقت ۳هزار دلار وجه نقد و گذرنامه هاى آنان، به مدت ۴ماه آنها را مورد تجاوز قرار ميدادند.
با ارجاع اين شكايت به دايره ۱۱آگاهى، بلافاصله پرونده اى در اين خصوص تشكيل و تحقيقات كارآگاهان آغاز شد.
تحقيقات مقدماتى نشان مى دهد كه در مردادماه سال ۱۳۸۱محمد عمران و اوسى با پرداخت ۴۰۰هزار تومان، به يكى از سركردگان باند قاچاق انسان، به طور غير قانونى وارد ايران شدند.
آنها به دليل ناآشنائى با زبان فارسى، از طريق يكى از اعضاى باند قاچاق انسان به سراغ ۳ بنگلادشى با نامهاى عبيد، رحمان و ازار رفته از آنها مى خواهند تا براى يافتن آشنايانشان به آنها كمك كنند. اتباع بنگلادشى با دادن وعده كاريابى و تهيه مسكن براى مهاجران غير قانونى پاكستانى، آنها را به خانه اى واقع در ورامين برده پس از ارعاب و تهديد آنها، اموالشان را سرقت كرده اند.
بر اساس اين گزارش، ۲پاكستانى ربوده شده در اين مدت تحت تجاوزات جسمى و توسط ۵بنگلادشى قرار گرفته اند.
سرانجام پس از گذشت ۲ماه و با تغيير محل نگهدارى ربوده شدگان از ورامين به حسن آباد، محمد عمران، يكى از ربوده شدگان به بهانه خريد كردن، موفق به فرار مى شود، او ابتدا به كلانترى محل مراجعه مى كند اما به دليل ناآشنا بودن با زبان فارسى، نتيجه اى نمى گيرد. سرانجام با پيدا كردن چند نفر از هموطنان پاكستانى خود كه به زبان فارسى آشنا بودند، با تنظيم شكايت نامه اى به اداره آگاهى مراجعه مى كند.
بر اساس اين گزارش، كارآگاهان دايره ۱۱آگاهى در تحقيقات خود، يك كارگاه پلاستيك سازى در باقرشهر را شناسائى كردند كه در آنجا تعدادى از اتباع پاكستانى و بنگلادشى كار مى كردند ماموران آگاهى با اجراى عمليات كمين در اين محل، موفق به دستگيرى اعضاى باند «بنگال » شدند. تاكنون ۵نفر از اتباع بنگلادشى كه به صورت غير قانونى در ايران به سر مى بردند، دستگير و تحقيقات از آنان آغاز شده است
|
|
|
|
|
مادر فرزاد به خاطر ادامه زندگى از شكايت خود صرف نظر كرد پدر قاتل به ده سال حبس محكوم شد
۱۰سال حبس تعزيرى براى پدرى كه فرزند ۱/۵ ساله خود را به قتل رساند.
هادى وطن دوست كه متهم به قتل عمد كودك ۱/۵ ساله خود (فرزاد) شده بود به ده سال حبس تعزيرى محكوم شد.
متهم به استناد مواد و بندج ماده و و و رعايت ماده و تبصره ذيل ماده قانون مجازات اسلامى به تحمل سال ده حبس تعزيرى با احتساب ايام بازداشت قبلى به لحاظ بيم تجرى مرتكب و ديگران از حيث جنبه عمومى بزه محكوم شده است.
گزارش شده است كه اكرم همتى مادر مقتول، به علت بقاى زندگيش از شكايت خود به عنوان شاكى خصوصى صرفه نظر كرد، در نتيجه متهم از پرداخت ديه تبرئه شد.
در ارتباط با همدست نبودن مادر طفل در قتل فرزند قاضى دادگاه گفت: تحقيقات نشان داد كه مادر فرزاد معاون در ارتكاب بزه قتل عمدى فرزندش نبوده است.
اما چون فرزند ديگر خانواده (فرهاد) در اين مدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته به طورى كه به بيمارستان منتقل شده، دايره سرپرستى اين حوزه دررابطه با صلاحيت يا عدم صلاحيت مادر دراين خصوص تحقيقات خود را آغاز كرده است.
|
|
|
|
|
مرگ ابهام آميز دانشجوى جوان
تجسسهاى كارآگاهان درباره مرگ مرموز يك دانشجوى رشته مديريت بازرگانى آغاز شده است.
پيكر بى جان اين دانشجوى ۲۳ ساله كه «روح الله غلامى» نام داشت، ساعت ۱۵ و ۳۰دقيقه روز شنبه ۱۱ آبان سال جارى در زير پل فجر واقع در تقاطع بزرگراه همت- مدرس پيدا شد.
جسد اين جوان در حالى پيدا شد كه سرش باند پيچى شده بود و پشت سر آثار له شدگى وجود داشت بنابراين مأموران احتمال مى دهند قربانى حادثه در جاى ديگرى توسط افراد ناشناس مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسيده، سپس براى صحنه سازى جسدش از روى پل به پائين پرتاب شده است.
از سوى ديگر كيف سامسونت مشكى رنگ قربانى حادثه كه حاوى ۱۰۰ هزار تومان پول نقد و كتاب هايش بود، ناپديد شده است بنابر اين پليس احتمال مى دهد او در جريان يك سرقت خونين به قتل رسيده باشد. با به دست آمدن اين اطلاعات مأموران، تحقيق از خانواده او را آغاز كردند. در جريان اين تجسس ها مشخص شد كه «روح الله» ساعت ۱۱ ظهر به قصد رفتن به دانشگاه خانه را ترك كرده بود ولى در تحقيقات بعدى كارآگاهان دريافتند او هرگز به دانشگاه نرفته است.
گفتگوبا قاضى پرونده قتل همسر ناصرمحمدخانى
درچندقدمى قاتل
زن مرموزى كه روى جعبه نوار ضبط صوت براى ناصر محمدخانى تسليت مى نوشت كه بود؟
در پى قتل فاطمه سحرخيزان همسر ناصرمحمدخانى كه يكماه و نيم پيش در خانه اش در تهران اتفاق افتاد، اينك در سراسر ايران
پرسش هاى زيادى مطرح است، سرنوشت نخستين مظنون پرونده قتل «فاطمه سحرخيزان» چه شد، تعداد بازداشتى ها چند نفر است و علت اين اقدام و اينكه آيا تحقيقات به جائى رسيده است تا با قاطعيت بتوان گفت در چند قدمى قاتل همسر ناصر محمدخانى هستند؟ روزنامه ايران به همين مناسبت با قاضى پرونده به گفتگو پرداخته است:
* آقاى جعفرزاده، برخلاف وعده هاى اوليه، چرا با گذشت يكماه هنوز قاتل همسر مربى تيم پيروزى شناسايى نشده است؟
در كشف قتل، نمى توان زمان را محدود كرد چه بسيار قتل هائى كه بعد از گذشت چندين سال كشف مى شوند اما درخصوص اين جنايت بايد گفت چگونگى آن و روشى كه براى بررسى اين قتل در نظر گرفته شده است با پرونده هاى قتل هاى خيابانى و حتى جناياتى كه به نظرمى رسد پيچيده تر از آن باشد تفاوت دارد.
* چند درصد احتمال قاتل بودن مظنون اوليه پرونده را مى دهيد؟
وى هنوز در بازداشت است ادعاهايى كه تاكنون ازسوى مظنون پرونده مطرح شده چندين بار تحت بررسى قرارگرفته است، او گفته است روزجنايت در مكان هاى خاص بوده و اين مورد به تأييد مغازه داران و حجره داران رسيده كه مجرم بودن وى را كمرنگ مى كند. اما اين مرد هنوز به اتهام شركت در قتل تحت تعقيب است.
* آيا در پرونده، مظنون هاى ديگرى نيز داريد؟
شاخه هاى تحقيقى بسيارى دراين پرونده، مدنظر است كه فعلاً تجسس ها روى اين سرنخ ها متمركزشده است.
* دراين شاخه ها آيا مظنون مشخصى نيز داريد؟
متأسفم، وارد اين مقوله نشويد.
* از بازداشتى ها بگوييد، تاكنون چندزن و مرد در جريان اين پرونده بازداشت شده اند؟
ما درميان كسانى كه براى بازجوئى احضاركرده بوديم يا سرنخى وجودداشت كه مسير تحقيقات به آنها ختم مى شد يا درچندمورد خارج از بحث قتل به اعمال مجرمانه ديگرى اعتراف كردند كه ازديد قضائى بايد تحت تعقيب قرارمى گرفتند كه بازداشت هائى داشته ايم اما اين افراد هيچ دخالتى در قتل نداشته اند.
* بازداشتى ها داراى چه شرايطى بودند؟
ما در روند تحقيقات اگر احساس كنيم كسى مى تواند ردى از عاملان قتل در اختيارمان قراردهد به بازداشت وى دست مى زنيم و به هركسى مظنون باشيم وى را بازداشت خواهيم كرد.
* آيا هنوز هم بازداشتى داريد؟
جز مظنون اوليه پرونده كه «على» است، همه بازداشتى ها با سپردن قرار وثيقه آزادشده اند و هر وقت نياز باشد احضارخواهند شد.
* آخرين بازداشتى دراين پرونده، زن جوانى بود كه روز چهارشنبه ۱۵آبانماه سوار بر پژو۲۰۶ خود از اداره آگاهى بيرون رفت، وى چه ارتباطى با خانواده «ناصر محمدخانى» داشت و چرا بازداشت شد؟
اين زن ارتباطى با خانواده مقتول نداشت و درخصوص جزئيات علت دستگيرى اش چيزى براى گفتن ندارم، اما بى دليل نبود.
* ازخود قتل بگوئيد، «حوله حمام» ، سيگارهاى PINE درصحنه قتل تا چه حدى درروند تحقيقات تأثيرگذاشته است؟
در صحنه قتل حتماً چيزهائى به دست آمده است كه پليس بتواند از آن استفاده كند اما سرنخى مشخص مانند حوله حمام و ته سيگارها چيزى براى گفتن ندارم، تحقيقات انجام شده فراتر از اين مباحث است.
* از انگيزه عاملان جنايت بگوئيد، حتماً يكماه تحقيقات شما پرده از انگيزه برداشته است؟
ما انگيزه را حدس زده ايم اما بازمطمين نيستيم و تحقيقات دراين خصوص ادامه دارد.
* آيا در اين قتل، عامل جنايت به صورت آنى، بدون نقشه و هدف قبلى دست به جنايت زده است؟
عاملان جنايت با سبق تصميم و طراحى يك نقشه دست به اين قتل زده اند، اين نبوده است كه آنها وقتى با قربانى تنها در خانه روبرو شده اند، وى را به قتل رسانده اند، مشخص شده است قاتل يا قاتلان ازمدت ها پيش دركمين فرصتى بوده اند.
* آيا، سرقت مى تواند انگيزه عاملان قتل باشد؟
تا اينجاى تحقيقات آثارى از سرقت به دست نيامده است مگر اينكه عاملان قتل دنبال چيزى خاص بوده اند كه فقط خودآنها و قربانى از وجود آن اطلاع داشته و هيچكس ديگرى ازآن خبر نداشته است.
* سئوال آخر، چه مدت طول مى كشد كه قاتلان همسر ناصر محمدخانى شناسايى و معرفى شوند؟
قالب زمان در مقوله تحقيق قتل نمى گنجد اما با پيشرفت هائى كه در روند تحقيقات به دست آمده اميدوارم درآينده اى بسيارنزديك قاتل يا قاتلان را شناسايى و معرفى كنيم.
بنا به گزارش رسيده، روزچهارشنبه ۱۷مهرماه سال جارى «لاله» كه درغياب دو پسر خردسالش در خانه شماره ۴۶ خيابان گل نبى در حوالى ميدان كتابى تنها بود به طرز مرموزى به قتل رسيد. تحقيقات نشان مى دهد آخرين بازداشتى زن جوانى است كه بعد از به قتل رسيدن همسر ناصر محمدخانى درمراسم عزادارى شركت مى كرد و هميشه ازخود يك كاست نوار متعلق به يكى از خوانندگان داخلى بر جاى مى گذاشت كه روى برخى از ترانه ها علامت مى زد و روى جلد نوار، به خانواده «لاله» تسليت مى نوشت، وقتى پليس با اين مانورهاى مرموز روبروشد، اين زن را رديابى و دستگيركرد، وى در بازجوئى ها ادعا كرد تاكنون مقتول و ناصر محمدخانى را از نزديك نديده است و فقط در روزنامه ها درجريان قتل «لاله» قرارگرفته و چون خواهر خودش نيز مدتى پيش به قتل رسيده براى ابراز همدردى در مراسم عزادارى شركت مى كرده و هيچ انگيزه ديگرى نداشته است.
|
|
|
|
|
مرگ خلبان ايرانى در دره آبى «كالى»
هيجان در صداى مجرى فستيوال هواپيمارانى كلمبيا موج مى زد، او سعى مى كرد زنان و مردانى را كه براى گردش به دره زيباى شهر «كالى» پاى گذاشته بودند به تماشاى مانورهاى هواپيماهاى شخصى ترغيب كند.
هواپيماهاى دو موتوره در نظم خاصى با به پرواز درآمدن از فرودگاه كوچك «كالى» در مدت زمان مشخصى كه مسئولان فستيوال هواپيمارانى در اختيارشان قرار داده بودند در ميان صخره هاى دره آبى به مانور مى پرداختند.
همهمه اى درميان جمعيت بود، زن و مردى در حالى كه نوشيدنى در دست داشتند به خطوط دود هواپيمايى اشاره كردند كه شكل عجيبى در آسمان ترسيم كرده بود، پيرزنى دستانش را روى گوش هايش گذاشته بود و حيرت زده به هواپيماها مى نگريست. با هر حركتى نمايشى و متهورانه، هورايى در بين تماشاچيان بلند مى شد و آنان با كف زدن به داورى مى نشستند.
گوينده فستيوال در حال معرفى هواپيماهاى شركت كننده بود و هيأت داورى در جايگاه مخصوص در حالى كه هر كدام دوربينى در دست حركت آكروبات هواپيماها را مد نظر داشتند و با خاتمه برنامه هر هواپيمايى قلم هاى خود را روى برگه هاى يادداشت مى لغزاندند.
ساعت ۱۲ ظهر به وقت محلى كلمبيا روز يكشنبه ۱۳ اكتبر سال ۲۰۰۲ | |