Nimrooz
Vol. 14, No. 710, November 15, 2002
سال چهاردهم - شماره ۷۱۰ - جمعه ۲۴ آبان ۱۳۸۱
كشف مجدد گوشت الاغ دريك آشپزخانه درمشهد
دزدساده لوح: فكر مى كردم غيب شده ام
زن بدحجاب اجازه خروج پيدا نكرد
آدم ربايى، شكنجه و سرقت هاى باند بنگال
مادر فرزاد به خاطر ادامه زندگى از شكايت خود صرف نظر كرد پدر قاتل به ده سال حبس محكوم شد
مرگ ابهام آميز دانشجوى جوان
مرگ خلبان ايرانى در دره آبى «كالى»
دخترتكواندوكار جوان مزاحم را در خيابان از پاى درآورد
مادر و دختر ايرانى را در تورنتو خفه كردند
خودكشى يك پناهجوى ايرانى در تركيه
انتقامجويى اينترنتى خواستگارجوان از دختر دانشجو

كشف مجدد گوشت الاغ دريك آشپزخانه درمشهد
كيهان
مدير كل دامپزشكى استان خراسان ازكشف گوشت الاغ دريكى ازآشپزخانه هاى شهر مشهد خبرداد.
وى گفت: حدود ۱۵۳ كيلوگرم گوشت الاغ دريكى از آشپزخانه هاى شهر مشهد كشف شد كه ۶۸ كيلوگرم آن گوشت منجمد شده و ۸۵ كيلوگرم آن گوشت چرخ كرده بوده است.
وى خاطرنشان كرد: مردم بايد درخريد گوشت قرمز دقت لازم را كرده وحتى المقدور ازخوردن گوشت چرخ كرده خوددارى كنند.

دزدساده لوح: فكر مى كردم غيب شده ام
جوانى كه با پرداخت پول كلان به يك رمال و بستن دست نوشته هاى او به بازويش، قصد سرقت از بانك را داشت، پس از كتكى كه از مشتريان بانك خورد، تحويل ماموران انتظامى شد.
به گزارش رسيده، هفته گذشته جوانى به يكى از شعبه هاى بانك وارد شد، و پس از قدم زدن در محوطه سالن، در ميان ناباورى شاهدان، به سوى يك مشترى حمله ور شد و با ربودن پولهاى او، ناگهان خود را در محاصره مشتريان بانك ديد و آنها با عصبانيت، دزد را به باد كتك گرفتند و سپس او را تحويل ماموران انتظامى دادند.

عجب كلاهى سرم رفت
با دستگيرى اين متهم و تشكيل پرونده، وى براى صدور دستور قضائى به شعبه ۱۶۰۷جنائى تهران انتقال يافت متهم كه هنوز دستگيرى خود را باور نميكرد، پس از تفهيم اتهام توسط قاضى، در حالى كه مى گريست، گفت:
آقاى قاضى! من اشتباه كردم و الان مى فهمم كه چه كلاه گشادى سرم رفته است متهم گفت: از چندى پيش درباره يك رمال از طريق دوستان و آشنايان مسائل مختلفى را شنيدم كه او قادر است با رمل و اسطرلاب كارهاى محيرالعقولى را انجام دهد و از آنجائى كه آرزو داشتم يك فرد ثروتمند شوم، تصميم گرفتم تا از اين رمال كمك بگيرم.
متهم افزود: با هزار بدبختى و حتى پرداخت رشوه به يكى از دوستانم، توانستم وقت ملاقات بگيرم تا رمال مرا كمك كند. وقتى زمان ملاقات تعيين شد، از هفت خان رستم گذشتم تا وارد اتاق مرد رمال شدم، او چند بالش زير دست خود گذاشته بود و در يك اتاق نيمه تاريك در حال خواندن اوراد زير لب بود.
دقايقى بعد نگاه ترسناكى به صورتم انداخت و علت حضورم را سئوال كرد. وقتى به او گفتم مى خواهم ثروتمند شوم، او لبخندى زد و گفت: من اورادى را در اختيار دارم كه اگر بر روى كاغذ بنويسم و تو آن را به بازوى چپ خود ببندى، از نظرها غيب مى شوى و مى توانى به آنچه مى خواهى، برسى!
وقتى رمال متوجه اشتياق من شد، عنوان كرد: اگر پول لازم را دارى، من اوراد را برايت بنويسم براى اين كار بايد مبلغ يك ميليون تومان پول پرداخت كنى با شنيدن اين درخواست، شروع به التماس كردم و با يك حساب سرانگشتى به اين نتيجه رسيدم كه اگر رمال بپذيرد و از من ۵۰۰هزار تومان دريافت كند، براحتى مى توانم به چند بانك و طلافروشى دستبرد بزنم!
متهم اضافه كرد: بالاخره با خواهش و تمنا و با مقدارى قرض، مبلغ ۵۰۰هزار تومان پرداخت كردم و او نيز روز بعد مقدارى كاغذ به من داد. با بستن آن كاغذها به بازوى چپ، احساس مى كردم روى ابرها قدم مى زنم!
متهم در ادامه گفت: با عبور از مقابل اولين بانك، تصميم به سرقت گرفتم بنابراين وارد اين محل شدم و زمانى كه قصد برداشتن پولهاى يك مشترى را از روى پيشخوان داشتم، آنهامتوجه شدند و با كتكى كه خوردم، مرا تحويل ماموران نيروى انتظامى دادند.
در پى اين اظهارات، كاغذهاى كشف شده از بازوى متهم ضميمه پرونده شد و قاضى با صدور قرار قانونى براى متهم، دستور دستگيرى رمال را نيز صادر كرد.

زن بدحجاب اجازه خروج پيدا نكرد
زن جوانى كه با پوشش زننده، قصد خروج از كشور را داشت، در فرودگاه دستگير و تحويل مراجع قضائى شد.
به گزارش خبرنگار جام جم، هفته گذشته ماموران ستاد ويژه قوه قضائيه مستقر در فرودگاه مهرآباد، زن جوانى را كه با آرايش غليظ و لباسهاى زننده قصد خروج از كشور را داشت، در فرودگاه دستگير كردند.
گزارش شده است كه اين زن قصد داشت به يك باند فساد در خارج از كشور كه در زمينه جذب زنان و دختران فعاليت مى كند، بپيوندد.
قاضى طباطبائى گفت: ضابطان قوه قضائيه از سفر خانمهائى كه حجاب را رعايت نمى كنند، جلوگيرى خواهند كرد و حداقل مسأله اى كه براى اين قبيل افراد به وجود خواهد آمد، بازماندن از سفر به خارج از كشور است.
وى در ادامه گفت: متأسفانه برخى از افراد بد حجاب با سفر به كشورهاى خارجى بعضا مرتكب برخى از جرايم مى شوند و از جمله با باندهاى فساد خارج از كشور ارتباط برقرار مى كند كه به هيچ عنوان اين رفتارها در قاموس جامعه ايرانى پذيرفتنى نيست.
وى گفت: برخى از زنان بدحجاب كه اخيراً به خارج از كشور مسافرت كرده اند براساس گزارشهاى رسيده گرفتار باندهاى مافيائى فساد شده اند.

آدم ربايى، شكنجه و سرقت هاى باند بنگال
اعضاى باند بنگال كه پس از فريب و ربودن مهاجران غير قانونى پاكستانى در تهران، از آنها سوء استفاده هاى غيراخلاقى و غير قانونى مى كردند، شناسائى  و دستگير شدند. به گزارش رسيده روز يكشنبه ۱۲آبان ماه يك جوان ۱۸ساله پاكستانى به نام محمد عمران همراه با چند نفر از هموطنان خود به آگاهى تهران مراجعه كرد و با ارائه شكايتى اعلام كرد كه ۳ نفر بنگلادشى تبار، او و پسرخاله اش را ربوده و پس از سرقت ۳هزار دلار وجه نقد و گذرنامه هاى آنان، به مدت ۴ماه آنها را مورد تجاوز قرار ميدادند.
با ارجاع اين شكايت به دايره ۱۱آگاهى، بلافاصله پرونده اى در اين خصوص تشكيل و تحقيقات كارآگاهان آغاز شد.
تحقيقات مقدماتى نشان مى دهد كه در مردادماه سال ۱۳۸۱محمد عمران و اوسى با پرداخت ۴۰۰هزار تومان، به يكى از سركردگان باند قاچاق انسان، به طور غير قانونى وارد ايران شدند.
آنها به دليل ناآشنائى با زبان فارسى، از طريق يكى از اعضاى باند قاچاق انسان به سراغ ۳ بنگلادشى با نامهاى عبيد، رحمان و ازار رفته از آنها مى خواهند تا براى يافتن آشنايانشان به آنها كمك كنند. اتباع بنگلادشى با دادن وعده كاريابى و تهيه مسكن براى مهاجران غير قانونى پاكستانى، آنها را به خانه اى واقع در ورامين برده پس از ارعاب و تهديد آنها، اموالشان را سرقت كرده اند.
بر اساس اين گزارش، ۲پاكستانى ربوده شده در اين مدت تحت تجاوزات جسمى و توسط ۵بنگلادشى قرار گرفته اند.
سرانجام پس از گذشت ۲ماه و با تغيير محل نگهدارى ربوده شدگان از ورامين به حسن آباد، محمد عمران، يكى از ربوده شدگان به بهانه خريد كردن، موفق به فرار مى شود، او ابتدا به كلانترى محل مراجعه مى كند اما به دليل ناآشنا بودن با زبان فارسى، نتيجه اى نمى گيرد. سرانجام با پيدا كردن چند نفر از هموطنان پاكستانى خود كه به زبان فارسى آشنا بودند، با تنظيم شكايت نامه اى به اداره آگاهى مراجعه مى كند.
بر اساس اين گزارش، كارآگاهان دايره ۱۱آگاهى در تحقيقات خود، يك كارگاه پلاستيك سازى در باقرشهر را شناسائى كردند كه در آنجا تعدادى از اتباع پاكستانى و بنگلادشى كار مى كردند ماموران آگاهى با اجراى عمليات كمين در اين محل، موفق به دستگيرى اعضاى باند «بنگال » شدند. تاكنون ۵نفر از اتباع بنگلادشى كه به صورت غير قانونى در ايران به سر مى بردند، دستگير و تحقيقات از آنان آغاز شده است

مادر فرزاد به خاطر ادامه زندگى از شكايت خود صرف نظر كرد پدر قاتل به ده سال حبس محكوم شد
۱۰سال حبس تعزيرى براى پدرى كه فرزند ۱‎/۵ ساله خود را به قتل رساند.
هادى وطن دوست كه متهم به قتل عمد كودك ۱‎/۵ ساله خود (فرزاد) شده بود به ده سال حبس تعزيرى محكوم شد.
متهم به استناد مواد و بندج ماده و و و رعايت ماده و تبصره ذيل ماده قانون مجازات اسلامى به تحمل سال ده حبس تعزيرى با احتساب ايام بازداشت قبلى به لحاظ بيم تجرى مرتكب و ديگران از حيث جنبه عمومى بزه محكوم شده است.
گزارش شده است كه اكرم همتى مادر مقتول، به علت بقاى زندگيش از شكايت خود به عنوان شاكى خصوصى صرفه نظر كرد، در نتيجه متهم از پرداخت ديه تبرئه شد.
در ارتباط با همدست نبودن مادر طفل در قتل فرزند قاضى دادگاه گفت: تحقيقات نشان داد كه مادر فرزاد معاون در ارتكاب بزه قتل عمدى فرزندش نبوده است.
اما چون فرزند ديگر خانواده (فرهاد) در اين مدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته به طورى كه به بيمارستان منتقل شده، دايره سرپرستى اين حوزه دررابطه با صلاحيت يا عدم صلاحيت مادر دراين خصوص تحقيقات خود را آغاز كرده است.

مرگ ابهام آميز دانشجوى جوان
تجسسهاى كارآگاهان درباره مرگ مرموز يك دانشجوى رشته مديريت بازرگانى آغاز شده است.
پيكر بى جان اين دانشجوى ۲۳ ساله كه «روح الله غلامى» نام داشت، ساعت ۱۵ و ۳۰دقيقه روز شنبه ۱۱ آبان سال جارى در زير پل فجر واقع در تقاطع بزرگراه همت- مدرس پيدا شد.
جسد اين جوان در حالى پيدا شد كه سرش باند پيچى شده بود و پشت سر آثار له شدگى وجود داشت بنابراين مأموران احتمال مى دهند قربانى حادثه در جاى ديگرى توسط افراد ناشناس مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسيده، سپس براى صحنه سازى جسدش از روى پل به پائين پرتاب شده است.
از سوى ديگر كيف سامسونت مشكى رنگ قربانى حادثه كه حاوى ۱۰۰ هزار تومان پول نقد و كتاب هايش بود، ناپديد شده است بنابر اين پليس احتمال مى دهد او در جريان يك سرقت خونين به قتل رسيده باشد. با به دست آمدن اين اطلاعات مأموران، تحقيق از خانواده او را آغاز كردند. در جريان اين تجسس ها مشخص شد كه «روح الله» ساعت ۱۱ ظهر به قصد رفتن به دانشگاه خانه را ترك كرده بود ولى در تحقيقات بعدى كارآگاهان دريافتند او هرگز به دانشگاه نرفته است.


گفتگوبا قاضى پرونده قتل همسر ناصرمحمدخانى
درچندقدمى قاتل

زن مرموزى كه روى جعبه نوار ضبط صوت براى ناصر محمدخانى تسليت مى نوشت كه بود؟

در پى قتل فاطمه سحرخيزان همسر ناصرمحمدخانى كه يكماه و نيم پيش در خانه اش در تهران اتفاق افتاد، اينك در سراسر ايران
پرسش هاى زيادى مطرح است، سرنوشت نخستين مظنون پرونده قتل «فاطمه سحرخيزان» چه شد، تعداد بازداشتى ها چند نفر است و علت اين اقدام و اينكه آيا تحقيقات به جائى رسيده است تا با قاطعيت بتوان گفت در چند قدمى قاتل همسر ناصر محمدخانى هستند؟ روزنامه ايران به همين مناسبت با قاضى پرونده به گفتگو پرداخته است:
* آقاى جعفرزاده، برخلاف وعده هاى اوليه، چرا با گذشت يكماه هنوز قاتل همسر مربى تيم پيروزى شناسايى نشده است؟
در كشف قتل، نمى توان زمان را محدود كرد چه بسيار قتل هائى كه بعد از گذشت چندين سال كشف مى شوند اما درخصوص اين جنايت بايد گفت چگونگى آن و روشى كه براى بررسى اين قتل در نظر گرفته شده است با پرونده هاى قتل هاى خيابانى و حتى جناياتى كه به نظرمى رسد پيچيده تر از آن باشد تفاوت دارد.
* چند درصد احتمال قاتل بودن مظنون اوليه پرونده را مى دهيد؟
وى هنوز در بازداشت است ادعاهايى كه تاكنون ازسوى مظنون پرونده مطرح شده چندين بار تحت بررسى قرارگرفته است، او گفته است روزجنايت در مكان هاى خاص بوده و اين مورد به تأييد مغازه داران و حجره داران رسيده كه مجرم بودن وى را كمرنگ مى كند. اما اين مرد هنوز به اتهام شركت در قتل تحت تعقيب است.
* آيا در پرونده، مظنون هاى ديگرى نيز داريد؟
شاخه هاى تحقيقى بسيارى دراين پرونده، مدنظر است كه فعلاً تجسس ها روى اين سرنخ ها متمركزشده است.
* دراين شاخه ها آيا مظنون مشخصى نيز داريد؟
متأسفم، وارد اين مقوله نشويد.
* از بازداشتى ها بگوييد، تاكنون چندزن و مرد در جريان اين پرونده بازداشت شده اند؟
ما درميان كسانى كه براى بازجوئى احضاركرده بوديم يا سرنخى وجودداشت كه مسير تحقيقات به آنها ختم مى شد يا درچندمورد خارج از بحث قتل به اعمال مجرمانه ديگرى اعتراف كردند كه ازديد قضائى بايد تحت تعقيب قرارمى گرفتند كه بازداشت هائى داشته ايم اما اين افراد هيچ دخالتى در قتل نداشته اند.
* بازداشتى ها داراى چه شرايطى بودند؟
ما در روند تحقيقات اگر احساس كنيم كسى مى تواند ردى از عاملان قتل در اختيارمان قراردهد به بازداشت وى دست مى زنيم و به هركسى مظنون باشيم وى را بازداشت خواهيم كرد.
* آيا هنوز هم بازداشتى داريد؟
جز مظنون اوليه پرونده كه «على» است، همه بازداشتى ها با سپردن قرار وثيقه آزادشده اند و هر وقت نياز باشد احضارخواهند شد.
* آخرين بازداشتى دراين پرونده، زن جوانى بود كه روز چهارشنبه ۱۵آبانماه سوار بر پژو۲۰۶ خود از اداره آگاهى بيرون رفت، وى چه ارتباطى با خانواده «ناصر محمدخانى» داشت و چرا بازداشت شد؟
اين زن ارتباطى با خانواده مقتول نداشت و درخصوص جزئيات علت دستگيرى اش چيزى براى گفتن ندارم، اما بى دليل نبود.
* ازخود قتل بگوئيد، «حوله حمام» ، سيگارهاى PINE درصحنه قتل تا چه حدى درروند تحقيقات تأثيرگذاشته است؟
در صحنه قتل حتماً چيزهائى به دست آمده است كه پليس بتواند از آن استفاده كند اما سرنخى مشخص مانند حوله حمام و ته سيگارها چيزى براى گفتن ندارم، تحقيقات انجام شده فراتر از اين مباحث است.
* از انگيزه عاملان جنايت بگوئيد، حتماً يكماه تحقيقات شما پرده از انگيزه برداشته است؟
ما انگيزه را حدس زده ايم اما بازمطمين نيستيم و تحقيقات دراين خصوص ادامه دارد.
* آيا در اين قتل، عامل جنايت به صورت آنى، بدون نقشه و هدف قبلى دست به جنايت زده است؟
عاملان جنايت با سبق تصميم و طراحى يك نقشه دست به اين قتل زده اند، اين نبوده است كه آنها وقتى با قربانى تنها در خانه روبرو شده اند، وى را به قتل رسانده اند، مشخص شده است قاتل يا قاتلان ازمدت ها پيش دركمين فرصتى بوده اند.
* آيا، سرقت مى تواند انگيزه عاملان قتل باشد؟
تا اينجاى تحقيقات آثارى از سرقت به دست نيامده است مگر اينكه عاملان قتل دنبال چيزى خاص بوده اند كه فقط خودآنها و قربانى از وجود آن اطلاع داشته و هيچكس ديگرى ازآن خبر نداشته است.
* سئوال آخر، چه مدت طول مى كشد كه قاتلان همسر ناصر محمدخانى شناسايى و معرفى شوند؟
قالب زمان در مقوله تحقيق قتل نمى گنجد اما با پيشرفت هائى كه در روند تحقيقات به دست آمده اميدوارم درآينده اى بسيارنزديك قاتل يا قاتلان را شناسايى و معرفى كنيم.
بنا به گزارش رسيده، روزچهارشنبه ۱۷مهرماه سال جارى «لاله» كه درغياب دو پسر خردسالش در خانه شماره ۴۶ خيابان گل نبى در حوالى ميدان كتابى تنها بود به طرز مرموزى به قتل رسيد. تحقيقات نشان مى دهد آخرين بازداشتى زن جوانى است كه بعد از به قتل رسيدن همسر ناصر محمدخانى درمراسم عزادارى شركت مى كرد و هميشه ازخود يك كاست نوار متعلق به يكى از خوانندگان داخلى بر جاى مى گذاشت كه روى برخى از ترانه ها علامت مى زد و روى جلد نوار، به خانواده «لاله» تسليت مى نوشت، وقتى پليس با اين مانورهاى مرموز روبروشد، اين زن را رديابى و دستگيركرد، وى در بازجوئى ها ادعا كرد تاكنون مقتول و ناصر محمدخانى را از نزديك نديده است و فقط در روزنامه ها درجريان قتل «لاله» قرارگرفته و چون خواهر خودش نيز مدتى پيش به قتل رسيده براى ابراز همدردى در مراسم عزادارى شركت مى كرده و هيچ انگيزه ديگرى نداشته است.

مرگ خلبان ايرانى در دره آبى «كالى»
هيجان در صداى مجرى فستيوال هواپيمارانى كلمبيا موج مى زد، او سعى مى كرد زنان و مردانى را كه براى گردش به دره زيباى شهر «كالى» پاى گذاشته بودند به تماشاى مانورهاى هواپيماهاى شخصى ترغيب كند.
هواپيماهاى دو موتوره در نظم خاصى با به پرواز درآمدن از فرودگاه كوچك «كالى» در مدت زمان مشخصى كه مسئولان فستيوال هواپيمارانى در اختيارشان قرار داده بودند در ميان صخره هاى دره آبى به مانور مى پرداختند.
همهمه اى درميان جمعيت بود، زن و مردى در حالى كه نوشيدنى در دست داشتند به خطوط دود هواپيمايى اشاره كردند كه شكل عجيبى در آسمان ترسيم كرده بود، پيرزنى دستانش را روى گوش هايش گذاشته بود و حيرت زده به هواپيماها مى نگريست. با هر حركتى نمايشى و متهورانه، هورايى در بين تماشاچيان بلند مى شد و آنان با كف زدن به داورى مى نشستند.
گوينده فستيوال در حال معرفى هواپيماهاى شركت كننده بود و هيأت داورى در جايگاه مخصوص در حالى كه هر كدام دوربينى در دست حركت آكروبات هواپيماها را مد نظر داشتند و با خاتمه برنامه هر هواپيمايى قلم هاى خود را روى برگه هاى يادداشت مى لغزاندند.
ساعت ۱۲ ظهر به وقت محلى كلمبيا روز يكشنبه ۱۳ اكتبر سال ۲۰۰۲ ميلادى- ۲۱ مهرماه سال جارى- بعد از چندين مانور هوايى از سوى شركت كنندگان، مجرى فستيوال از تماشاچيان خواست به نظاره مانورهاى هواپيماى دوموتوره دوخلبان ايرانى و كمك او بنشينند.
گوينده نام خلبان ايرانى را «فرشاد چگينى» اعلام كرد و به شرح مسابقه شركت وى در فستيوال هاى گذشته هواپيمارانى پرداخت، هواپيما كه دقايقى پيش از فرودگاه برخاسته بود با رسيدن به دره آبى شهر «كالى» ارتفاع پرواز را به ۵۰ متر رساند.
هواپيما با هدايت مرد ايرانى به مانور پرداخت و با هر حركتى نمايشى تماشاچيان كه روى سكوهايى در اطراف رودخانه نشسته بودند به تشويق پرداختند، هواپيما پس از اوج گرفتن به حالت شيرجه به ارتفاع قانونى ۵۰ مترى بر مى گشت و با چرخش هاى متهورانه همه را مى ترساند.
نيم ساعت از پرواز نمايشى نگذشته بود، داوران همگى منتظر آخرين حركت نمايشى خلبانان ايرانى و كمك هواپيماى او بودند تا نمره نهايى را در دفترچه هاى خود يادداشت كنند. هواپيما براى آخرين بار اوج گرفت پس از حركات مارپيچى خود را به پائين ترين ارتفاع رساند، تماشاچيان همه تعجب كرده بودند، وقتى صداى كف زدن هاى آنان در فضاى دره پيچيد، هواپيما درحالتى موشكى ارتفاع خود را زياد كرد.
هنوز ثانيه اى نگذشته بود كه سكوت هولناك همه جا را درخود گرفت.
زن و مرد، پيرو جوان مى ديدند كه هواپيما به سمت سيم هاى كابل قوى كه بخاطر مانورهاى صخره نوردى تعبيه شده بود حركت مى كند.
گوينده مات و مبهوت سكوت كرده بود، هواپيما با برخورد به كابل ها در ميان صخره ها معلق شد، همه بى اختيار دست برگوش گرفتند، هواپيما با سرعت به صخره اى خورد و صداى انفجار، پايانى تلخ براى فستيوال هواپيمارانى كلمبيا بود.
با انفجار هواپيماى دوموتوره، هليكوپتر امداد به پرواز در آمد و از سوى ديگر گروه هاى امداد صخره نورد كه خود را با قايق موتورى به پاى صخره مرگ رسانده بودند، خود را به لاشه هواپيما رساندند.
در تجسس تكه هاى هواپيما، امداد گران اجساد سوخته و بى جان دو خلبان را بيرون كشيدند و در حالى كه تماشاچيان به هليكوپتر امداد چشم دوخته بودند، اجساد در برانكارد هاى فلزى قرار گرفتند و توسط كابل بالابر به داخل هليكوپتر انتقال داده شدند.
هليكوپتر بلافاصله به سمت نزديكترين بيمارستان در شهر «كالى» حوالى شهر «آرمينيا» پرواز كرد و اجساد پس از تائيد مرگ دوخلبان از سوى پزشكان كلمبيايى به سردخانه بيمارستان انتقال داده شدند.
گزارش اين سانحه هوايى، ساعت ۱۳ به پليس محلى «كالى» گزارش شد و بازپرس دايره ويژه اداره پليس به محل برگزارى فستيوال هواپيمارانى اعزام شد.
در نخستين اقدام تحقيقاتى، مدير فستيوال در دفتر كارش تحت بازجوئى قرار گرفت.
اين مرد سالخورده كلمبيايى به بازپرس پليس گفت: «فستيوال هواپيمارانى هر ساله با مجوزى كه دارد در دره شهر «كالى» برگزار مى شود و شركت در آن براى تمام افرادى كه داراى گواهينامه بين المللى پرواز هستند، آزاد است. در تاريخ برگزارى اين فستيوال، نخستين بارى است كه هواپيمايى دچار سانحه مى شود و در آن شركت كنندگان جان مى بازند، دو خلبان اين هواپيما از سالها پيش يكى از شركت كنندگان اصلى فستيوال هواپيمارانى هستند و هر دو مهارت خاصى روى حركات نمايشى هوائى دارند.» پليس در بخشى از بررسى هايش به بازبينى فيلمهاى ويديوئى كه از سوى برگزار كنندگان فستيوال و تماشاچيان گرفته شده بود، دست زد و چند تن از شاهدان عينى را نيز تحت بازجوئى قرار داد.
در اين تجسس ها، مشخص شد هواپيما درحالى كه هيچ نقص فنى از آن گزارش نشده بود، در حين اجراى حركات نمايشى به خاطر برخورد با سيم كابلها دچار سانحه شده است. بازپرس ويژه پليس «كالى» بخش ديگرى از تحقيقات اكيپ خود را روى شناخت قربانيان متمركز كرد و دريافت «فرشاد چگينى» يك تاجر ايرانى ۴۰ ساله است كه در رشته مهندسى طراحى صنعتى از دانشگاه بين المللى «هاكو» ى بلژيك فارغ التحصيل شده است.
بررسى ها نشان داد اين تاجر ايرانى در سال ۱۹۹۴ ميلادى به همراه همسر كلمبيايى اش در قالب نمايندگى شركت سرشناس ماشين آلات صنعتى بلژيك به كلمبيا مهاجرت كرده است و پس از مدتى اقامت در اين كشور، وارد بازار تجارت فرش شده است.
برادر تاجر ايرانى در خصوص سرنوشت «فرشاد چگينى» گفت: «برادرم در سال ۱۳۶۵ پس از اخذ ديپلم در ايران براى ادامه تحصيل به بلژيك سفر كرد و در گرايش طراحى صنعتى وارد دانشگاه بين المللى «هاكو» در بروكسل شد. «فرشاد» وقتى فارغ التحصيل شد، تسلط كاملى به هفت زبان زنده دنيا فرانسوى، اسپانيائى، پرتغالى، بلژيكى، انگليسى، آلمانى و كلمبيايى داشت و به خاطر ممتاز بودن در كارهايش جذب يكى از شركتهاى سرشناس ماشين آلات صنعتى در بلژيك شد.
در سال ۷۳ پس از اينكه يك دختر كلمبيايى در حين تحصيل در دانشگاههاى بروكسل به ازدواج برادرم درآمد، «فرشاد» كه به حمايت همسرش دل بسته بود، نمايندگى شركتش در كلمبيا را گرفت و به اين كشور رفت.»
وى ادامه داد: «در كلمبيا، «فرشاد» در كمتر از دو سال به خاطر اختلافاتى كه با همسر كلمبيايى اش داشت، او را طلاق داد و مدتى بعد چون شركت بلژيكى سود زيادى به وى نمى داد و نمايندگى آن صرف اقتصادى نداشت، به تجارت فرش روى آورد.
برادرم خيلى ماجراجو بود و سعى داشت در هر رشته اى موفق باشد. او با توجه به شرايط خوب اقتصادى اش، با گذراندن دوره خلبانى هواپيماى دوموتوره، يك هواپيماى اختصاصى خريد و بيشتر سفرهايش را با آن انجام مى داد.
ماجراى سانحه اى كه براى «فرشاد» اتفاق افتاد را يكى از برادران ديگرم كه در آمريكا زندگى مى كند، به ما اطلاع داد و بعد با هماهنگيهايى كه انجام داديم، جسد وى به تهران انتقال داده شد و او را به خاك سپرديم.»

دخترتكواندوكار جوان مزاحم را در خيابان از پاى درآورد
روزنامه اعتماد، ۱۹ آبان ۱۳۸۱
دختر جوانى كه آموزش تكواندو مى بيند، در يكى از ميدان هاى كرج با يك جوان مزاحم درگير شد و در برابر چشمان متعجب رهگذران، اين جوان سمج را با استفاده از چند فن تكواندو، مضروب كرد. جوان آسيب ديده كه بيهوش بر زمين افتاده بود، به بيمارستان انتقال يافت و دختر نيز توسط ماموران نيروى انتظامى دستگير شد.
اين دختر ۲۵ ساله كه گلناز نام دارد، به اتهام ضرب و صدمه زدن به جوان مزاحم تحت تعقيب قرار گرفت و در بازجوئى ماجراى دستگيرى خود را شرح داد.
گلناز به افسر بازجو گفت: از ماه ها قبل اين پسر كه محمد نام دارد سر راهم قرار مى گرفت و هربار حرف هاى نامربوطى مى زد. چند بار به او تذكر دادم كه مزاحم من نشود اما توجهى نكرد. تا اينكه يك روز وقتى از در خانه بيرون آمدم ديدم محمد چند تن از دوستانش را جمع كرده و سر راهم ايستاده است، وقتى از كنارش مى گذشتم پشت سرم راه افتاد و با لحن مسخره اى به من گفت:
» به تكواندو بازى هات مى نازى اگه جرأت دارى دست بلند كن تا حاليت كنم.» از اين حرفش خيلى عصبانى شدم اما چيزى نگفتم، از ترس اينكه مبادا آبروريزى شود سرم را پائين انداختم و به راهم ادامه دادم. فرداى آن روز موضوع را براى پدرم گفتم كه پدرم به سراغ محمد رفت و او را تهديد كرد اگر يك بار ديگر مزاحم من بشود، او را تحويل پليس مى دهد...
اين دختر تكواندو كار افزود: چند روزى بود كه محمد ديگر سر راهم سبز نمى شد تا اينكه ديروز وقتى از در باشگاه تكواندو خارج شدم، باز سر راهم سبز شد و در مقابل دوستانم به پدر و مادرم توهين كرد.
من هم خيلى عصبانى شدم و كنترل خودم را از دست دادم، يكباره به اين جوان گستاخ و مسخره هجوم بردم و با فنون تكواندو، چند ضربه به سر و صورتش وارد آوردم و وقتى به خودم آمدم ديدم بيهوش روى زمين افتاده است دوستانش هم از ترس فرار كردند و بعد موضوع را به پليس خبر دادند.

اظهارات جوان آسيب ديده
اين پسر ۲۴ ساله كه با سر و صورت كبود و مجروح نزد پليس رفته بود، به مأموران گفت: چند ماه قبل براى خواستگارى از گلناز، مادرم را به خانه آنها فرستادم، اما گلناز به مادرم گفت » پسرت بيكار و بى عار در خيابان ها پرسه مى زند، در ضمن يكسال از من كوچكتر است و من دوست ندارم با چنين پسرى ازدواج كنم.»
حرف هاى گلناز خيلى مرا ناراحت كرد، به دنبال كار رفتم و با كمك پدرم در يك كارخانه مسئول حسابدارى شدم، اما گلناز بازهم توجهى به من نكرد و هر بار تقاضاى ازدواج مى كردم جوابم را با تحقير و توهين مى داد.
اين دختر چندين بار غرور مرا شكسته بود و بايد از او انتقام مى گرفتم، روز حادثه به اتفاق دوستانم سر راهش قرار گرفتيم تا او را اذيت كنيم، اما اين دختر نه تنها نترسيد، بلكه تهديد كرد كه مرا كتك مى زند و بعد هم به من حمله كرد. نمى دانستم گلناز تا اين حد جنگنده است وگرنه مزاحمش نمى شدم...
بعد از انجام تحقيق قاضى دادگاه، گلناز را با قرار وثيقه آزاد كرد و براى صدور حكم منتظر ماند تا پزشكى قانونى در مورد جراحات و صدمات وارده به جوان آسيب ديده اعلام نظر كند.

مادر و دختر ايرانى را در تورنتو خفه كردند
اعتماد گروه حوادث: پليس كانادا در جست و جوى مردى است كه مادر و دخترى ايرانى را با طناب خفه كرده و گريخته است اين مادر ۴۲ ساله ايرانى به نام «ژامك » همراه با دختر ۱۲ ساله اش «بيتا» كه در آپارتمانى در تورنتو زندگى مى كردند نيمه هاى شب مورد حمله مهاجمان قرار گرفته و به قتل رسيده اند
اجساد مادر و دختر را در حالى پيدا كردند كه در اتاق خواب روى تختخواب افتاده بودند
خبر اين جنايت را يكى از زنان همسايه به مركز پليس تورنتو داد و در تماس تلفنى گفت: در آپارتمان شماره (۴۷) واقع در طبقه نهم يك ساختمان، مادر و دخترى را كشته اند.
فلورا زن همسايه كه پليس را از اين قتل مطلع كرده بود به ماموران گفت: من ژامك زن ۴۲ ساله ايرانى را از دوران كودكى مى شناختم از سالها پيش پدر و مادرش در كانادا زندگى مى كردند و ژامك هم در همين كشور به دنيا آمده بود. ژامك در ۲۸ سالگى با يك مرد روتمند ايرانى كه خود او هم از كودكى در كانادا بزرگ شده بود، ازدواج كرد.
آن مرد كه خشايار نام داشت بسيار بداخلاق بود و اجازه نمى داد ژامك با هيچكدام از دوستانش ارتباط برقرار كند.
تا اينكه آنها صاحب دخترى به نام بيتا شدند و ژامك تصور مى كرد با به دنيا آمدن فرزند، حساسيت ها و بدبينى هاى شوهرش كم مى شود اما اخلاق خشايار روز به روز بدتر شد تا اينكه پزشكان گفتند ژامك از يك نوع بيمارى روحى و روانى رنج مى برد و اين بيمارى بخاطر همسر آزارى بروز كرده است
اين زن ادامه داد: با تمام آزار و اذيت هائى كه ژامك تحمل مى كرد حاضر نبود از شوهرش جدا شود تا اينكه ۴ سال پيش خشايار در ار جنون آنى دختر ۸ ساله شان را كتك زد و تصميم گرفت او را بكشد اما ژامك سررسيد و دخترش را از چنگ شوهر نجات داد.
بالاخره اين مسأله باعث شد تا ژامك از همسرش جدا شود. او بعد از جدائى پيش من آمد و در ساختمان محل سكونتم آپارتمانى خريد. من و ژامك خيلى همديگر را دوست داشتيم وقتى كه او سركار مى رفت دخترش را به من مى سپرد و من هم بعد از آمدن بيتا از مدرسه او را پيش خودم مى بردم تا با بچه هاى م همبازى شود.
اين مادر و دختر هر چند تنها زندگى مى كردند اما بسيار شاد و خوشحال بودند تا اينكه چند ماه پيش دوباره سر و كله خشايار پيدا شد و شروع به آزار و اذيت كرد
ژامك مى ترسيد كه مبادا خشايار به دخترش آسيبى برساند، بخاطر همين هر روز صبح خودش بيتا را به مدرسه مى برد و در موقع برگشت هم من او را مى آوردم اين زن ادامه داد: صبح روز حادثه وقتى بچه هاى م را به مدرسه فرستادم ديدم ماشين ژامك در پاركينگ است، فهميدم او هنوز از خانه بيرون نرفته، فكر كردم شايد بيمار شده است به آپارتمان او رفتم و در زدم اما كسى در را باز نكرد با كليدى كه داشتم وارد خانه شدم ديدم اجساد مادر و دختر روى تختخواب افتاده است
بعد از اظهارات اين زن، پليس تحقيقات گسترده ئى را براى پيدا كردن سرنخ هائى از عامل جنايت شروع كرد. كارآگاهان در بازرسى از محل جنايت سرنگى را پيدا كردند كه در آن مقدارى خون بود. اين سرنگ در كنار دستشوئى پيدا شد.
آنها همچنين موفق شدند آار انگشت هائى كه همگى متعلق به يك نفر بود پيدا كنند. بعد از بررسى آار انگشت، پليس متوجه شد قاتل يك مرد است و به عنوان نخستين متهم خشايار همسر سابق ژامك را تحت تعقيب قرار داد
متخصصان پزشكى قانونى با بررسى اجساد اعلام كردند، هر دو نفر بر ار خفگى جان خود را از دست داده اند، البته آارى از جراحات روى بدن زن ۴۵ ساله وجود داشت كه نشان مى داد او احتمالا در مقابل قاتل مقاومت كرده است
متخصصان اعلام كردند، اين زن مورد آزار و اذيت نيز قرار گرفته است آنها همچنين در مورد سرنگ خونى اظهارنظر كردند، خون داخل سرنگ آلوده به ويروس ايدز است و صاحب اين خون از مرفين استفاده كرده است
فرضيه هاى پليس كارآگاهان مطمئن شدند، قاتل مردى است كه ژامك با او آشنائى قبلى داشته، چون هيچ تلاشى براى جلوگيرى از ورود او به خانه نكرده، اما وقتى به قصد قاتل پى برده در برابر او مقاومت كرده و سپس با طناب خفه شده است قاتل احتمالا قصد داشته اين مادر و دختر را به ايدز مبتلا كند و خراشهاى موجود بر روى بدن زن نيز بر ار كشيده شدن سرنگ به وجود آمده است.
كارآگاهان هر چند تاكنون موفق نشده اند خشايار را پيدا كنند اما مدارك موجود براى ابات اينكه اين مرد قاتل است، كافى به نظر مى رسد. اكنون ماموران پليس كانادا به جست و جوى گسترده ئى براى دستگيرى خشايار ادامه مى دهند، ولى هنوز ارى از وى به دست نياورده است

خودكشى يك پناهجوى ايرانى در تركيه
ايران و جهان
به گزارش كانون زندانيان سياسى در تبعيد يك پناهجوى ايرانى در تركيه به نام كامران فرمانده در اعتراض به بى توجهى كميسارياى عالى سازمان ملل متحد به پرونده او و ديگر پناهجويان ايرانى در تركيه، دست به خودكشى زد.
براساس اين گزارش وضع عمومى كامران فرمانده وخيم است و از هشت روز پيش كه دست به خودكشى زده است در حالت كوماى كامل بسر مى برد.
كانون زندانيان سياسى ايران در تبعيد از تمامى ايرانيان و نهادهاى حقوق بشر خواسته است با ارسال نامه هاى اعتراضى به دفتر سازمان ملل در آنكارا، خواهان دخالت فعال سازمان ملل در امر معالج وى و احتمالا اعزام وى به يكى از كشورهاى اروپائى شوند

انتقامجويى اينترنتى خواستگارجوان از دختر دانشجو
خواستگار جوان وقتى با پاسخ منفى از طرف دختر مورد علاقه اش روبرو شد، اقدام به انتقامجويى اينترنتى از او كرد. راز اين اقدام دانشجوى جوان هنگامى فاش شد كه دختر جوان با مراجعه به دادگاه عمومى تهران شكايتى را در اين باره مطرح كرد.
اين دختر ۲۱ساله كه دانشجوى رشته پزشكى دانشگاه آزاد است، در اين باره گفت: مدتى قبل پسر جوانى كه در همسايگى ما ساكن است، از من خواستگارى كرد. او فارغ التحصيل رشته زبان انگليسى است، ولى به دليل رفتارها و حركاتى كه از او ديده بودم، به خواستگارى اش پاسخ منفى دادم. او باعنوان كردن اينكه در صورت اصرار به مخالفت ازدواج، تصوير و مشخصات مرا در سايت هاى اينترنتى مى اندازد، مرا تهديد كرد به خواسته او تن بدهم. ولى من نپذيرفتم تا اينكه چندى قبل او به خانه مان تلفن زده و نشانى يك سايت اينترنتى را به من داد.
اين دختر جوان كه بشدت مى گريست با صدايى لرزان ادامه داد: چون خودم كامپيوتر نداشتم به خانه يكى از دوستانم رفتم وقتى وارد سايت موردنظر شدم، در كمال تعجب تصوير خودم را با وضعيت نامناسب ديدم.
از تصويرى كه مى ديدم شوك زده شدم، وقتى خوب به عكس نگاه كردم، يادم آمد يك سال قبل در جشن تولد يكى از دوستانم عكس گرفتم و در عكسى كه در اينترنت بود تنها از صورت من استفاده شده بود و صورتم روى بدن يك عكس ديگر مونتاژ شده بود.
وى در ادامه افزود: وقتى خانواده ام از اين موضوع مطلع شدند، مادرم سكته كرد، صبح روز بعد با مراجعه به مأموران كلانترى ۱۴۵شكايتى رادر اين باره مطرح كردم آن پسر وقتى از ماجراى شكايت من اطلاع پيداكرد، طى تماس تلفنى از من خواست تا بارديگر به همان سايت اينترنتى مراجعه كنم. در آن سايت تعداد زيادى از تصاوير مونتاژ شده من وجود داشت و زير آنها مشخصات كامل و شماره تلفن من درج شده بود، همچنين اى ميل هائى از طرف من فرستاده شده بود و در آن از طرف من خواسته شده با من مكاتبه كنيد. اين دختر ادامه داد: من دانشجوى ممتاز دانشگاه هستم، ولى با به وجود آمدن اين وضعيت ديگر نمى توانم سرم را در دانشگاه بلند كنم حتى وضعيت طورى شده بود كه مى خواستم قيد درس خواندن را بزنم هميشه مى ترسم اگر روزى برحسب اتفاق يكى از دوستانم آن تصاوير را در اينترنت ببيند، چه اتفاقى رخ مى دهد.
اكنون هر روز كه به خانه مى آيم، تمام وقتم را در پاى كامپيوترى كه به تازگى خريده ام، مى گذرانم هرشب با كابوس اينكه يكى از دوستان يا آشنايانم عكس هائى از من در سايت هاى اينترنتى ببيند، به خواب مى روم.
به دنبال مطرح شدن اين شكايت ازطرف دختر دانشجو، به دستور قاضى احمدذاكرى نسب رئيس شعبه ۴۰۲ دادگاه عمومى تهران، مأموران نيروى انتظامى باتوجه به نشانى هائى كه دختر جوان در اختيارشان قرارداده بود، به آنجا مراجعه كردند وقتى پسر جوان در را به روى مأموران باز كرد، با ديدن آنها، به سرعت به زيرزمين خانه شان دويده و سعى كرد با فشردن دكمه هائى روى كيبورد كامپيوترش اطلاعات موجود در دستگاهش را پاك كند. مأموران با مشاهده اين وضعيت دستگاه كامپيوتر و تمامى وسايل موجود در آنجا را به كلانترى انتقال دادند.
قاضى دادگاه از كارشناسان دادگسترى خواست تا برنامه هاى رايانه اين پسرجوان را بررسى كنند.
آنان پس از بررسى ضمن تأييد اظهارات دختر دانشجو، اعلام كردند، پسر جوان با مونتاژ تصوير دختر دانشجو اقدام به ساختن تصاوير مبتذل كرده است.
در ادامه اين نظريات آمده است: شخص استفاده كننده از اين كامپيوتر با در اختيار داشتن اشتراك اينترنت كه از سرعت خوبى هم بهره مى برد و با شناختى كه اين پسرجوان از نرم افزارهاى كامپيوتر دارد تغييراتى را در عكس به وجود آورده است.
در ادامه بررسى ها كارشناسان تصاوير اسكن شده اى از كارت دانشجويى دانشگاه آزاد، برگ جلب سيار دادگسترى، كارت بيمه، چك بانكى، انواع مهر ديپلم هاى خياطى و برگ مدال هاى ورزشى، از حافظه كامپيوتر متهم به دست آمد.
با به دست آمدن اين اطلاعات، قاضى دادگاه يكى از بستگان نزديك او را براى بازجوئى هاى قضائى به دادگاه احضار كرد. اين زن جوان وقتى در برابر قاضى دادگاه قرارگرفت در اين باره گفت: او عكس هائى از ماهواره مى گرفت و از تركيب آنها عكس هاى جديدى مى ساخت سپس اين فيلم را به بيرون برده و پخش مى كرد. از همان روزهاى اول آشنايى با او، نسبت به حركاتش مشكوك شدم او مهارت عجيبى در كامپيوتر داشت، حتى پيشنهاد كرده بود عكس هاى خودمان را به اينترنت بدهد ولى من مخالفت كردم او تجارت CD مى كرد. قاضى دادگاه با صدور قرار وثيقه به مبلغ ۱۰۰ميليون تومان خواستگار جوان را آزاد كرد. تحقيقات قضائى پليس در اين باره ادامه دارد.

صفحه اول
خبرهاى ايران
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •