Nimrooz
Vol. 14, No. 710, November 15, 2002
سال چهاردهم - شماره ۷۱۰ - جمعه ۲۴ آبان ۱۳۸۱
حسين باقر زاده
تهديد مستقيم خامنه اى عليه اصلاح طلبان
شواهد فراوانى حكايت از آن دارد كه خامنه اى پايان عمر سياسى خود را نزديك مى بيند - و اين يعنى كه او براى بقاى خود احيانا از دست زدن به هر آب و آتشى اجتناب نكند.
اصلاح طلبان حاكم ممكن است حتى وقت كافى براى خروج از حاكميت پيدا نكنند!
002973.jpg
Bagherzadeh
صدور حكم اعدام براى هاشم آغاجرى بحران سياسى موجو د در ايران را تشديد كرده و بزرگترين عكس العمل ها را از هنگام حمله به كوى دانشگاه در تيرماه ۱۳۷۸ به دنبال آورده است. علاوه بر اعتراض شديد دانشجويان و اصلاح طلبان هم پيمان با آغاجرى به اين حكم، اصلاح طلب محافظه كارى مانند كروبى نيز از آن به عنوان يك حكم ننگين ياد كرد - تعبيرى كه تا كنون او در مورد هيچ حكم قضايى ديگرى به كار نبرده بود. اين اعتراض ها، حتى بسيارى از وابستگان به ولى فقيه و كسانى را كه قبلا خواهان تعقيب و مجازات و اعدام آغاجرى شده بودند واداشت تا از موضع خود عقب بنشينند و آن را نادرست بدانند.
دلايل و سر انجام اين حكم وقيحانه هر چه كه باشد، نفس صدور آن تضادهاى موجود در حاكميت جمهورى اسلامى را تشديد كرده است. از يك سو سخنگوى دولت عمل قوه قضاييه را تخطئه مى كند و كروبى آن را ننگين مى خواند و از سوى ديگر، روابط عمومى دادگسترى همدان به خاطر اين اظهارات به كروبى مى تازد، هاشمى شاهرودى از مجلسيان مى خواهد كه به وظايف خود بپردازند (يعنى كه در كار قضا فضولى نكنند) و جنتى تعريضات مجلسيان به شوراى نگهبان را به باد انتقاد مى گيرد. و بالاخره شدت اين درگيرى ها به آن جا مى رسد كه آقاى خامنه اى علنا تهديد مى كند كه براى مواجهه با مشكلات، «نيروى مردم» را وارد ميدان خواهد كرد.
اين شايد براى اولين بار باشد كه ولى فقيه جمهورى اسلامى مسئولان نظام خود را با اين حربه تهديد مى كند، ولى اولين بار نيست كه در ايران ازاين حربه استفاده شده است. كودتاى نظامى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عليه حكومت ملى مصدق نمونه بارز كاربرد به اصطلاح «نيروى مردم» براى اعمال قدرت سياسى بود. در دوران جمهورى اسلامى نيز بارها از «نيروى مردم» براى سركوبى و ارعاب ، از تعطيلى روزنامه آيندگان در ۱۳۵۸ گرفته تا سركوبى خونين دانشجويان در ۱۸ تير ،۱۳۷۸ استفاده شده است. در اين جا نيز براى كمتر كسى اين ترديد باقى مانده است كه آقاى خامنه اى از كدام نيروى مردمى ياد مى كند.
مردم از ديد حاكمان خودكام البته صغيران و مهجورانى بيش نيستند كه فقط بايد در مقاطعى كه حاكم اراده مى كند به ميدان بيايند و اراده او را تحقق ببخشند. و الا نه رأى آزادانه اين مردم ارزشى دارد و نه آنان مى توانند حرف و نظر خود را آزادانه بيان كنند. به عبارت ديگر، مردمى كه آقاى خامنه اى به نيروى آن ها متكى است كسانى نيستند كه با آرامش پاى صندوق هاى رأى حاضر مى شوند و رأى خود را به صندوق مى اندازند. او از مردم خاصى ياد مى كند - مردمى كه در دوران جمهورى اسلامى به القابى نظير «شهيدپرور»، «مسلمان»، «هميشه در صحنه» و مانند آن مفتخر شده اند. اينان غالبا سازمان يافته اند و جيره و مواجب نيز احيانا مى گيرند. يك روز با فرياد «الله اكبر، خمينى رهبر» تظاهرات آرام مردم را به خاك و خون مى كشند و شبى هم با نعره «يا حسين» دانشجويان را از طبقات بالاى ساختمان به زمين پرت مى كنند.
اكنون آقاى خامنه اى به استظهار همين نيروها است كه مخالفان خود در درون حاكميت را تهديد مى كند. اين تهديد مستقيم، درجه استيصال و درماندگى او را به خوبى نشان مى دهد.
در گذشته، او و حاكمان سلفش بدون نياز به تهديد از اين حربه استفاده كرده اند. در واقع، قاعده هميشه اين بوده است كه حاكمانى مانند او، اوباش و جيره خواران خود را هرگاه كه لازم باشد به جان مردم بيندازند ولى وانمود كنند كه اين كار به ابتكار خود آنان صورت گرفته و حاكم در بسيج آنان نقشى نداشته است. در اين حالت، حاكم مى تواند حتى در مقام تقبيح كار آنان برآيد و با قربانيان همدردى كند - و مثلا دانشجويان مضروب و مصدوم كوى دانشگاه را به حضور بپذيرد و آنان را مورد تفقد قرار دهد. اكنون كه آقاى خامنه اى به تهديد صريح متوسل شده است نشان مى دهد كه تا چه حد او در تنگنا قرار گرفته و محبوبيت خود را از دست رفته مى بيند.
آقاى خمينى يك وقت گفته بود كه ديكتاتورها وقتى پير مى شوند ديوانگى به سرشان مى زند و ممكن است به جنايات خطرناكى دست بزنند. اين تعبير البته در مورد خود او كاملا صدق كرد و در سال آخر عمر خود از يك سو به بزرگترين قتل عام زندانيان سياسى در داخل كشور دست زد و از سوى ديگر با صدور فرمان قتل سلمان رشدى ايران را درگير يك بحران سياسى خارجى بزرگ كرد. اكنون در باره شرايط فيزيكى آقاى خامنه اى اطلاع دقيقى در دست نيست. ولى شواهد فراوان حكايت از آن دارد كه او پايان عمر سياسى خود را نزديك مى بيند - و اين يعنى كه او براى بقاى خود احيانا از دست زدن به هر آب و آتشى اجتناب نكند.
تحولات هفته هاى اخير نشان مى دهد كه اين خطر جدى است. درگيرى بين اصلاح طلبان و طرف داران آقاى خامنه اى به اوج رسيده است. دو جناح حكومتى آينده سياسى خود را در گرو سرنوشت دو لايحه تقديمى دولت به مجلس كرده اند. اين دو لايحه، يكى در مورد اختيارات رييس جمهور و ديگرى در تحديد نظارت استصوابى شوراى نگهبان، در كليات خود در مجلس به تصويب رسيده است. خامنه اى از پيش اين لايحه ها را نالازم دانسته است، و اعضاى شوراى نگهبان از پيش آن ها را مردود شناخته اند. طرح تز خروج از حاكميت، كه از طرف اقليت كوچكى از اصلاح طلبان حمايت مى شود، خامنه اى و هواداران او را نگران كرده است، و اينان در صدد حذف آن اقليت برآمده اند. اكنون صدور حكم اعدام براى آقاى آغاجرى تضاد بين دو جناح را تشديد كرده و به تحركات جديد اجتماعى بين دانشجويان و دانشگاهيان منجر شده است.
در چنين شرايطى، آقاى خامنه اى شمشير را از رو بسته است و رجز مى خواند. روزها و هفته ها و ماه هاى سرنوشت سازى در پيش روى ما است. نظام جمهورى اسلامى پايگاه اجتماعى خود را از دست داده است و تلاش هاى آقايان خاتمى و كروبى براى حفظ آن به سختى مى تواند به جايى برسد. آقاى كروبى حق دارد كه از حكم اعدام آقاى آغاجرى عصبانى شود و آن را ننگين بخواند. او در برابر داعيان خروج از حاكميت ايستاده است و مدعى است كه مى توان با ولى فقيه كنار آمد. و بعد، مى بيند كه چه طور يك قاضى بى نام و نشان اين نظام مى تواند (ظاهرا به اشاره ولى فقيه) يك اصلاح طلب جانباز را به اعدام محكوم كند و همه رشته هاى او و امثال او را پنبه كند. حكم اعدام آقاى آغاجرى اگر چه باورنكردنى و عجيب به نظر مى رسد، ولى بر اساس همان قوانينى صادر شده كه در گذشته هزاران دگرانديش و مخالف سياسى اين رژيم را به قتلگاه برده است.
در درگيرى هاى سياسى كه اكنون بين دو جناح حكومتى جريان يافته است، نقش مستقيم آقاى خامنه اى به طور روز افزونى بيشتر به چشم مى خورد. آقاى خامنه اى درست از آن هنگام كه مستقيما دستور توقيف فله اى مطبوعات را صادر كرد و سپس با صدور حكمى مجلس شوراى اسلامى را از بحث در لايحه مربوط به مطبوعات بازداشت، رسما در برابر جنبش اصلاح طلبى موضع گرفت. اين موضع گيرى به تدريج افزايش يافت تا به امروز كه به اوج خود رسيده است. از بين اصلاح طلبان البته افراد معدودى جرات كرده اند كه علنا به نقش و دخالت مستقيم آقاى خامنه اى در عمليات سركوبى اشاره بكنند، ولى غالب اصلاح طلبان به دلايل سياسى يا امنيتى يا ترس از اين كار سر باز زده اند. آيا اكنون كه آقاى خامنه اى به صراحت آنان را با حربه «نيروى مردم» تهديد كرده است حاضرند كه اين واقعيت را به زبان آورند، و يا باز هم آن قدر مماشات خواهند كرد تا آقاى خامنه اى تهديد خود را به مرحله اجرا در آورد و آنان را با خفت از قدرت بيرون براند؟ اصلاح طلبان حاكم حتى ممكن است وقت كافى براى خروج از حاكميت پيدا نكنند!

صفحه اول
خبرهاى ايران
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •