Nimrooz
Vol. 14, No. 701, September 13, 2002
سال چهاردهم - شماره ۷۰۱ - جمعه ۲۲ شهريور ۱۳۸۱
رويدادهاى زمستان ۱۳۲۰
پزشك جنايتكار دستگير شد
معماى هويدا

رويدادهاى زمستان ۱۳۲۰
پزشك جنايتكار دستگير شد
سهيلى وزير امور خارجه ايران

محمدعلى فروغى

محمد على روشن ضارب فروغى نخست وزير

سرريدر بولارد سفير امپراتورى بريتانياى كبير درايران هنگام امضاى پيمان سه گانه

استالين نخست وزير اتحاد جماهير شوروى اعلام كرد: ما به هيچ عنوان نمى خواهيم زمين هاى ديگران را در اروپا و همچنين قاره آسيا كه ايران هم جزو آن است تصاحب نماييم

تهران سوم بهمن ۱۳۲۰
امروز روزنامه هاى تهران از بازداشت پزشك احمدى، كه زندانيان سياسى را با آمپول هوا مى كشت خبر دادند. اطلاعيه ازاين قرار است.
«احمدى پزشك مجاز كه سوابق عمليات جنايى و قتل هاى او معروف است و در قضاياى اخير بدون گذرنامه به خاك عراق گريخته بود، درنتيجه اقدامات اولياى امور از طرف مأمورين دولت عراق دستگير و به زودى به ايران فرستاده خواهد شد تا تحت تعقيب قرار گيرد.»

براى نخستين بار برنامه عزادارى در راديو ايران
تهران پنجم بهمن ماه ۱۳۲۰
امروز براى نخستين بار به مناسبت ايام عزادارى محرم به مدت چهار روز، سخنرانى هاى مذهبى از راديو تهران اعلام شد سخنران اين برنامه آقاى «راشد» است برنامه مذهبى راشد كه سبك ويژه اى در سخنورى داشت بيش از يك دهه در راديو ادامه يافت و اين برنامه كه شب هاى جمعه اجرا مى شد طرفداران زيادى داشت.
راشد در سالهاى بعد از سوى مردم به نمايندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد.

مرد ناشناسى در مجلس شوراى ملى به نخست وزير حمله كرد
تهران يكشنبه پنجم بهمن ماه ۱۳۲۰
امروز در شور دوم پيمان سه گانه ايران انگلستان و اتحاد جماهير شوروى در مجلس شوراى ملى، ناشناسى از جايگاه تماشاچيان بيرون پريد و با سنگ به نخست وزير حمله كرد. امروز اين اتفاق غيرمنتظره در تمامى روزنامه ها منعكس شد و در مورد سوء قصد كننده و هدف او هنوز هيچ گونه اطلاعى در دسترس جرايد گذاشته نشده است.
روزنامه نيمه رسمى اطلاعات در صفحه اول خود نوشت:
«ساعت سه روبع پيش از ظهر امروز، هيجدهمين جلسه مجلس به رياست آقاى اسفنديارى تشكيل گرديد آقاى نخست وزير براى دفاع از قرارداد سه جانبه پشت تريبون قرارگرفت و اظهار داشت كه:
«آقايان نمايندگان گزارش كميسيون خارجه مجلس را كه طبع و توزيع شده است ملاحظه فرموده اند در ضمن شور اول از طرف آقايان نمايندگان پيشنهادهايى براى ارجاع به كميسيون مطابق نظامنامه واقع شد كه بسيارى از آنها مورد توجه مجلس نشد و بعضى مورد توجه شد و به كميسيون رفت. در كميسيون با حضور بنده و وزير خارجه مطرح و مشاوره شد با نمايندگان دولتين روسيه و انگلستان هم مذاكرات لازم به عمل آمد و بالاخره آنچه را كه نمايندگان دولتين در باب اين پيشنهادها موافقت كردند به صورت مراسله اى درآمد كه به پيمان ضميمه شده است.


هنگامى كه نخست وزير درمجلس شوراى ملى از پيمان سه گانه دفاع مى كرد، ناگهان فردناشناسى ديوانه وار باسنگى كه دردست داشت به فروغى حمله كرد

حمله به نخست وزير
هنگامى كه سخن نخست وزير به اينجا رسيد، ناگها ن مرد ناشناسى از جايگاه تماشاچيان (سمت راست) بيرون جست و با شتابزدگى فوق العاده، ديوانه وار از پله هاى جايگاه هيأت رئيسه بالا رفت و از جلوى ميز منشى ها گذشت و در بالاى تريبون، پشت سر آقاى نخست وزير كه مشغول صحبت بودند قرارگرفت و بلافاصله سنگى را كه در جيب داشت از بالا به سمت ايشان پرتاب نمود خوشبختانه سنگ به آقاى نخست وزير اصابت نكرد و كنار تريبون افتاد.
فوراً شخص ناشناس از بالاى كرسى (تريبون) خطابه به پشت تريبون جسته و با آقاى نخست وزير گلاويز شد كه چند ثانيه طول كشيد تا چند نفر از آقايان نمايندگان كه نزديك تريبون بودند، زودتر به ايشان رسيده و ناشناس را گرفتند و آقاى نخست وزير را از چنگ او خلاص نمودند در اين موقع همهمه زيادى در گرفت، انتظام مجلس به هم خورد، عده زيادى از وكلاو همچنين تماشاچيان از مجلس خارج شدند شخص ناشناس را فوراً به دست مأمورين سپردند و در توقيفگاه مجلس زندانى نمودند.
آقاى نخست وزير و وزيران و هيأت رئيسه از جلسه خارج شدند و جلسه از رسميت افتاد جنجال و هياهو تا چند دقيقه در مجلس ادامه داشت ده دقيقه به ظهر آقاى نخست وزير و آقايان وزيران در جلسه حضور يافته آقاى نخست وزير مجدداً پشت تريبون رفته اظهار داشتند: «جمله معترضه اى! كلام مرا قطع كرد كه جاى تأسف است و ليكن جاى تأسف نيست چون مطالب خيلى بزرگ است شبهاتى القا مى شود و اشخاصى كه درست مسبوق نيستند به اشتباه مى افتند…»

ضارب از هرگونه صحبتى خوددارى كرد
روزنامه اطلاعات روز پنجم بهمن ماه ۱۳۲۰ مى نويسد:
«ناشناسى كه امروز در مجلس شوراى ملى به نخست وزير حمله كرد، تقريباً ۵۰ ساله به نظر مى رسيد پالتوى ليمويى رنگى بر تن داشت خيلى چست و چالاك حركت مى كرد، مرد ناشناس در مدت كوتاهى كه در توقيفگاه موقت مجلس زندانى بود براى تحقيقات تسليم شهربانى شد، از هرگونه صحبتى خوددارى كرد. نه اسم خود را گفت و نه از مقصود و منظورش چيزى بر لب جارى ساخت و نه از علل و موجباتى كه باعث اين تجرى و حركت زشت او شد حرفى زد.»

ضارب نخست وزيرچگونه آدمى است؟
تهران دوشنبه ششم بهمن ۱۳۲۰
امروز از طرف شهربانى سوابق ضارب نخست وزير در اختيار مطبوعات گذاشته شد: «محمدعلى روشن كه در كرمانشاه متولد شده و مطابق ورقه هويتش ۴۸ ساله است داراى اندامى متوسط، چشمانى درشت و ميشى موهاى سفيد و سياه و ريش جوگندمى، بسيار جسور و بى باك و تندخو و عصبانى است.
على روشن فرزند ملاحسين كه اصلاً اصفهانى بوده و در كرمانشاه اقامت داشته است وى چند برادر دارد كه بزرگترين آنها شيخ حسن پيشنماز مسجدى در كرمانشاه است و برادر ديگرش آقارضا است كه به قرار اطلاع چندى پيش به دين مسيح درآمده است.
تمام زندگى محمدعلى روشن از چندين سال پيش يعنى از زمان جنگ بين الملل اول دخالت در كارهاى سياسى بوده و در سال ۱۳۰۰ در دسته دموكراتهاى كرمانشاه وارد شده و در هر موضوع و در هر موقع با هرچيز مخالفت مى كرده است.
گاهى در انتخابات مجلس جاروجنجال راه مى انداخته و مخالفت مى كرد و گاهى ايل و دسته ها را به هم مى ريخته، بين رؤساى ايلات با دولت و دولت با آنها ايجاد فتنه و فساد مى كرد، خلاصه هيچ كارى جز زندگى با دسته بندى و فتنه و فساد نداشته در نتيجه همين اعمالش در سال ۱۳۰۹ توقيف و به تهران اعزام مى شود در سالهاى بين ۱۳۰۰ و ۱۳۰۹ به اغواى عشاير سنجابى و ايجاد فتنه و آشوب شروع مى نمايد در اثر يك سلسله اقدامات مفسدت جويانه دستگير و در محبس قصر زندانى مى شود تا در سال ۱۳۱۳ يعنى پس از چهار سال و چند ماه به اصفهان تبعيد مى شود.
در تمام مدت اين شش هفت سال از ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۰ در اصفهان به سر مى برد بعد در اداره شهردارى به طور روزمزد داخل مى شود و معلوم نيست كه به چه علت خارج مى شود بعد به كارهاى متفرقه مى پردازد من جمله به اجاره دارى موقوفه، در اين كار هم زحماتى براى مردم توليد مى كند. زندگى او در اصفهان به همين ترتيب جريان داشته تا تغيير وضعيت كشور كه اين شخص هم مشمول عفوسياسى مى شود و به تهران مى آيد. از زندگى دو سه ماهه محمدعلى روشن در تهران هنوز اطلاعات صحيحى به دست نيامده نه منزل داشته، نه خانه و نه پول از قراين با يك عده مغرض مفسده جو رفت و آمد داشته، ديروز تا به حال آنچه كه از او تحقيق شده از دادن جواب خوددارى نموده فقط پرتاب سنگ براى نخست وزير را تكذيب نموده است.
بامداد امروز كه براى برداشتن عكس از زندان احضار مى شود از برداشتن عكس خوددارى مى كند، بعد مأمورين دستور مى دهند يك چاى پررنگ و يك قليان با تنباكوى خوب بياورند، محمدعلى پس از نوشيدن چاى و كشيدن قليان حاضر شد عكس از او گرفته شود.
پيمان سه جانبه در كاخ وزارت امورخارجه امضاء شد.


تهران پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۲۰
روزنامه ها نوشتند:
«بعدازظهر امروز مراسم تشريفات امضاى پيمان اتحاد بين دولت ايران و دولتين اتحاد جماهير شوروى و انگلستان در كاخ وزارت امورخارجه انجام خواهد شد.
از طرف دولت ايران آقاى سهيلى وزير امور خارجه و از طرف اتحاد جماهير شوروى سفير كبير آن دولت در تهران و از طرف انگلستان وزير مختار دولت انگليس مقيم تهران به نمايندگى از طرف دولتهاى خودپيمان را امضا خواهند نمود. آقاى نخست وزير هنگام انجام تشريفات امضاى پيمان حضور خواهند داشت.»

سخنرانى دبيراول سفارت انگليس از راديو تهران
تهران ۱۱ بهمن ۱۳۲۰
متن سخنرانى آقاى «ترات» كه در ساعت ۳۰/۸دقيقه بعدازظهر دوشنبه نهم بهمن از راديو تهران ايراد شده بود امروز در جرايد پايتخت انتشار يافت.
دبير اول سفارت انگلستان در سخنرانى خود به زبان فارسى به اين نكته اشاره كرد كه در ۱۹۲۰ وارد وزارت امورخارجه شده به توصيه وزارت امورخارجه زبان فارسى آموخته و شاگرد پروفسور براون مستشرق معروف انگليسى بوده در سال ۱۹۲۱ در ايران با سمت كنسولى خدمت كرده، چندسالى كنسول انگلستان در شهرستان رشت بوده، سه سال در اصفهان و يك سال در شيراز زندگى كرده دو سال در مراكش و چهار سال در جده خدمت كرده، دوستدار ادبيات و زبان و هنر اين سرزمين است و … دبير اول سفارت انگلستان آن گاه به ماجراى سوم شهريور اشاره كرد و اظهار داشته است كه:
«من به سهم خود از قضاياى شهريورماه كه منتهى به ورود ارتش انگليس در خاك ايران گرديد متأسفم، اما دوستان ايرانى من بايد تصديق كنند كه اين جنگ بر ما و كليه آزاديخواهان و متفقين تحميل شده است ما همه متأسفيم كه اين جنگ عالمگير شده است از همين جهت بايد كليه شيفتگان آزادى دست به دست هم دهند و با خونسردى و متانت مصايب را تحمل كنند، از طرفى خوشحالم از اين كه در نتيجه عقد پيمان سه جانبه انگلستان و روسيه خاك ايران ديگر به عنوان خاك دشمن اشغال نگرديد بلكه در رديف متحدين ما هستيد.

من اميد دارم كه پس از عقد قرارداد كليه سوء تفاهماتى كه در اثر قضاياى شهريور مابين ملت ايران و ملت انگليس در نتيجه خبط حكومت سابق ايجاد شده بود مرتفع گرديده و موجب تحكيم دوستى فيمابين شود.
ملت ايران بايد با ديده بصيرت به قضايا بنگرد و به مغرضين و يا به طرفداران فاشيست ها ميدان ندهند كه تقصير همه عيوب را به گردن ارتشهاى خارجى مقيم ايران بيندازند. در حقيقت دليل عمده گرانى خواربار در ايران اوضاع جنگ است و دلايل ديگرى كه مربوط به اوضاع داخله ايران است.
طرز حكومت ما در حول آزاديخواهى كه بدان پايبند هستيم به ما اجازه نمى داد خواربار دهقان ايرانى را برداريم و به كشورهاى ديگر ببريم.
انگلستان با در دست داشتن انبارهاى آذوقه مهم دنيا از قبيل هندوستان، استراليا، كانادا احتياجى به خواربار ايرانى ندارد دبير اول شرقى سفارت انگلستان در پايان سخنرانى خود يك بيت از اشعار حافظ را به عنوان حسن ختام قرايت كرد.
«گرچه منزل بس خطرناك است و مقصد ناپديد
هيچ راهى نيست كان را نيست پايان غم مخور»

در ضيافت وزارت امور خارجه
تهران شنبه يازدهم بهمن ۱۳۲۰
روزنامه هاى پايتخت امروز خبر ضيافت ديشب وزارت امورخارجه را به مناسبت امضاى پيمان سه گانه به تفصيل منتشر كردند.
دراين ضيافت سهيلى وزير امورخارجه ايران پس از خيرمقدم به حاضران در جلسه گفت: «در اين موقع كه دنيا به بحران عظيمى گرفتار است ايجاد حسن تفاهم بين ما و همسايگان ما ضرورى بود ما اميدواريم با انعقاد قراردادهاى اقتصادى و قراردادهاى ديگر كه ناشى از اين پيمان است بتوانيم كشور خودمان را تا آخر جنگ به نحو مطلوبى حفظ كنيم ترديد ندارم كه متحدين ما از مساعدتهاى لازم مضايقه نخواهند كرد به طورى كه تأثيرات جنگ براى ما زياد نامطلوب نباشد.» وزير امورخارجه ايران در پايان از سفراى اتحادجماهير شوروى و انگلستان تشكر كرد.
سخنان سفيركبير اتحادجماهير شوروى
آقاى اسميرونوف سفير اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى در پاسخ وزير امور خارجه ايران اظهار داشت:
«پيمان اتحادى كه بين ما منعقد گرديده داراى اهميت بزرگ سياسى است. اين پيمان در مبارزه با متجاوزين هيتلرى پربهاترين سرمايه مردم آزاديخواه به شمار مى رود. استحكام پيمان منعقده با اين حقيقت تحكيم مى شود كه اتحاد جماهير شوروى و بريتانياى كبير استقلال ايران را ضمانت نموده و ايران را از تبديل به يك مستعمره كه آلمان هيتلرى براى آن مى كوشيد محفوظ مى دارد. امپرياليست هاى آلمانى از دير زمانى مى كوشيدند كه به تمام منابع ثروت طبيعى ايران دست انداخته و پس از برده نمودن مردم ايران اين سرزمين را تكيه گاه انجام مقاصد تبهكارانه خود بر ضد اتحادجماهير شوروى سوسياليستى و انگلستان قراردهند اتحادجماهير شوروى سنگين ترين بار جنگ كنونى را بر دوش خود گرفته و اين نكته را بسيار گرامى مى دارد كه دولت ايران در زمان چنين مبارزه اى به سوى دولتهاى آزاديخواه متوجه شده است رئيس دولت اتحاد جماهير شوروى ويساريو نوويچ استالين در نطق اخير خود اظهار داشت كه: «ما هيچگونه منظور جنگى نداريم و نخواهيم داشت كه زمين هاى ديگران را در اروپا و همچنين در قاره آسيا كه ايران هم جزو آن است تصاحب نموده و مردم كشورهاى ديگر را مطيع خود سازيم.»

سخنرانى وزير مختار انگلستان
در ضيافت ديشب بعد از سفير كبير اتحادجماهير شوروى ريدربولارد وزير مختار انگلستان اظهار داشت: «دول محور سعى و كوشش دارند به ملت ايران چنين تفهيم نمايند كه متفقين نقشه هاى شومى برعليه ايران دارند آنها در مرحله اول سعى نمودند ايرانيان را به وحشت اندازند كه ارتش ايران را وادار خواهند كرد در جنگ شركت كند. با انتشار متن پيمان ملاحظه گرديد كه اين اتهام بى اساس است بعد گفتند در كنفرانس مسكو بريتانياى كبير و اتحادجماهير شوروى موافقت حاصل كرده اند كه مملكت ايران را بين خود تقسيم نمايند با انتشار متن قرارداد ملاحظه گرديد كه اين اتهامات بى اساس است.» (اشاره به سخن پراكنى هاى راديو برلين) .

اظهارات محمدعلى فروغى نخست وزير
محمدعلى فروغى درپاسخ به اظهارات سفراى برلين به اختصار تشكر كرد و اظهار داشت:
«در مدتى كه ما مشغول مذاكره عقد پيمان بوديم برحسب ظاهر از افكار بعضى از ايرانيان نسبت به تأثيرات اين پيمان نگرانى استنباط مى شد قسمت مهم اين نگرانى به واسطه شبهاتى بود كه در اذهان مردم ما القا كرده بودند.
آقاى اسميرونوف و آقاى بولارد از تأييدى كه نسبت به استقلال و تماميت ايران فرموديد و اطمينانى كه داديد اظهار مسرت و امتنان مى كنم يقين كامل دارم كه دولتهاى شما در اين حسن نيت باقى خواهند بود و يكى از موجبات اطمينان ما شركتى است كه دول متحده آمريكا در پيشرفت مقاصد انسانيت پرورانه نموده و به اتفاق دولتين شما اصولى را كه بايد در آينده پايه روابط بين المللى باشد به جهانيان اعلام كرده اند (منشور آتلانتيك).


سيدضيا، الدين طباطبايى در جنگ هاى خيابانى «فتح تهران» ۲۷ جمادى الاخر ۱۳۲۷ هجرى قمرى مطابق ۱۲۸۸ شمسى.
اين جوان ماجراجو ۱۱ سال بعد نخست وزير ايران شد.

معماى هويدا
وزارت امورخارجه، در عين حال تحليل هائى در باب تاريخ و فرهنگ ايران را در اين گزارش منظور كرده بود. مى گفت: «ايرانيان نفرت دارند كه آمريكائى ها آنان را با ديگر كشورهاى در حال توسعه، يا با كشورهاى مسلمان يك كاسه كنند. به خصوص از هم كاسه شدن با ترك ها و اعراب بيزارند. بحث درباره مذهب هم ناراحتشان مى كند چون ايرانيان تحصيلكرده از خشكه مسلمانى نفرت دارند و در عين حال مايل نيستند در اينباره با خارجى ها گفتگو كنند.» واپسين بخش گزارش شرح مسائل حساسى است كه احتمالاً در طول مذاكرات به ميان خواهد آمد. در واقع، مشاوران وزارت امورخارجه مى خواستند رئيس جمهور را از گفتن مطالبى كه ممكن بود بر ايرانيان گران بيايد برحذر كنند. مى گفتند: «بايد از پرس وجو درباره احزاب سياسى در ايران يك دمكراسى «هدايت شده» است كه در آن يك يك نمايندگان پارلمان توسط شاه برگزيده شده اند. آزادى مطبوعات هم موضوع حساسى است.»
مشاوران جانسون هويدا را «انسانى بى شيله پيله، بى تكلف و صريح» ميدانستند. مى گفتند: «او به راحتى مى تواند در مورد مسائل نظامى و سياست خارجى گفتگو و بحث كند، اما اين دو زمينه را عرصه هاى انحصارى شاه ميداند و خود بيشتر به مسائل داخلى مى پردازد.» به جانسون توصيه ميكردند كه هنگام ديدار با هويدا، «بهتر است خود را به شنيدن شرح تحولات اخير ايران علاقمند نشان دهيد. در اين زمينه بد نيست بپرسيد كه شاه و نخست وزير چگونه ميخواهند نهادهاى اقتصادى و سياسى لازم براى جلب جوانان و سهيم كردنشان در سياست را پديد آورند. گرچه طرح اين مسأله براى ما مهم است، اما بايد به خاطر داشت كه ايرانيان نسبت به آن سخت حساس اند.»
در عين حال، زندگى نامه هاى كوتاه و اغلب دقيقى درباره يك يك همراهان هويدا در اختيار جانسون قرار دادند. براى نمونه، در وصف ليلا امامى آمده بود كه، «او از نسل جديد زنان يكسره آزاده و غرب گراى ايرانى است. تيز هوش است و فعال و اهل بحث و جدل. اراده اى سخت استوار دارد. پابند سنت نيست. از آنچه در جهان مى گذرد مطلع است. به سرعت نظرات قاطع پيدا ميكند و گاه حتى به نظر اهل جدل مى آيد. خانم هويدا گاه در عين حال سخت عصبى و كم حوصله جلوه مى كند. آداب و مناسك رسمى را بر نمى تابد و از مهمانى ها و مراسم رسمى كه اغلب هم در آنها اتفاقى نمى افتد بيزار است.» در همين گزارش آمده كه خانم هويدا سيگار وينستون مى كشد و مشروب مورد علاقه اش ويسكى است.
در مقابل اين همه مطالعات و گزارش هاى مفصل، تداركات هويدا براى اين سفر يكسره نامنظم و سرسرى جلوه ميكرد. منبع عمده اطلاعاتش درباره آمريكا و سياستمداران آن سيروس غنى بود. او فرزند طبيبى سرشناس و اديب بود و به تدريج به يكى از مهمترين مشاوران هويدا بدل شد و وزارت امورخارجه آمريكا او را به عنوان «يك وكيل ايرانى، با توانائى هاى حيرت آور و علائقى سخت  گونه گون» مى شناخت. مى گفت: «طرفدار قانون اساسى مشروطه است و ايراد اصلى اش به رژيم كنونى نظام استبدادى آن است... ادبيات فارسى و انگليسى و كلاسيك هاى آمريكائى را خوب خوانده و مى شناسد... به سينما هم واردى تمام دارد. قاعدتاً تحقيقات او در زمينه اوضاع سياسى آمريكا، در سال ۱۳۴۷ نخست وزير را به اين فكر انداخت كه او را همراه خود به آمريكا بياورد.» البته امروزه غنى، با طنزى شيرين و تواضعى ستودنى تأكيد دارد كه تحقيقاتش درباره آمريكا چيزى بيش از مطالعه دقيق «نشريات يوميه آمريكا نبود.» با تكيه به همين مطالعات، در اواخر سال ۱۳۴۶ پيش بينى كرده بود كه نيكسون قاعدتاً اسپير و اگنيو را به عنوان معاون خود برخواهد گزيد. پيش بينى اش البته درست در آمد و همين واقعيت هويدا و بسيارى ديگر از مقامات دولتى ايران را متقاعد كرد كه غنى نه تنها تسلطى حيرت آور بر تحولات سياسى آمريكا دارد، بلكه از تماس ها و ارتباطات گسترده اى نيز در آن كشور برخوردار است.
تداركات هويدا براى سفرش از يك جنبه سنت شكن بود. رسم مألوف اين بود كه سياستمداران ايرانى به همتايان و مهمانان و مهمان داران خود قالى يا مينياتور ايرانى هديه ميدادند. هويدا تصميم گرفت به جاى قالى يا مينياتور، نقاشى ايرانى براى مهمان داران آمريكائى خود به ارمغان ببرد. به دستور او دولت پانزده تابلو از سهراب سپهرى خريدارى كرد و همين تابلوها را به آمريكائى ها هديه كرد. در مقابل، آمريكائى ها هم به نوبه خود، به احترام «ذهن فعال و زنده» هويدا، به او يك جاى پيپ حكاكى شده، يك جعبه تزئينى روى ميزى، چند پيپ و منتخبى از آثار جديد در زمينه سياست و تاريخ و دولت، هديه كردند.
به رغم اين همه تداركات و برنامه ريزى ها، وقتى بالاخره زمان سفر هويدا به آمريكا فرا رسيد، چند هفته بيشتر به پايان دوران رياست جمهورى جانسون باقى نبود. او در مفهوم واقعى، رئيس جمهورى دست و پا شكسته بود.
همانطور كه از متن مذاكرات هويدا و رئيس جمهور در كاخ سفيد بر مى آيد، در اين ديدار نكات مشخص يا چندان مهمى بحث نشد. برعكس، اين دو به بحث و ارزيابى كلى از اوضاع بين المللى بسنده كردند. هويدا از سوئى ابزار اميدوارى كرد كه، «تعداد بيشترى از شركت هاى آمريكائى در ايران سرمايه گذارى كنند.» جانسون هم در پاسخ گفت: «از اين برخورد روشن بينانه [دولت ايران] سخت خرسند است... او گفت كه به كشورهاى متعددى سفر كرده، اما در هيچ جا به رهبرى داهايانه و مؤثرترى [از ايران] برنخورده است.»
جالب ترين جنبه هاى اين گفتگو به مسائل تسليحات نظامى، بودجه ارتش ايران و امنيت آينده خليج فارس مربوط مى شد. جانسون با احتياط و ظرافت فراوان و به هزار و يك تمهيد و تلويح، به مسأله اى اشاره كرد كه در تمام ده سال پيش، مهمترين محور اختلافات ايران و امريكا بود. مى گفت: «من همواره نگرانم كه مبادا حجم بودجه نظامى ايران و گسترش رشد اقتصادى مملكت را به خطر بيندازد.» آقاى نخست وزير در جواب گفت: «در اين زمينه، مطمئن باشيد كه ميان اين دو رابطه اى متعادل برقرار است.» مى بينيم كه لحن سخت محتاط جانسون با لحن بيش و كم آمرانه مقامات دولت كندى تفاوتى اساسى داشت. به علاوه، در سال ،۱۳۴۰ كندى و همراهانش ابائى از طرح «مسائل حساس» چون دمكراسى، و مشاركت مردم در سياست نداشتند. برعكس، به قول خود شاه، «مصر بودند حتى جزئيات چند و چون نفرات و تسليحات ارتش ايران را تعيين كنند.»
بخش اعظم دوران صدارت هويدا همزمان با سالهائى بود كه در آن شاه و ايران از استقلال بى سابقه اى برخوردار بودند. در سال ،۱۳۴۵ سازمان سيا در گزارش ويژه اى تحت عنوان «نظرات كنونى شاه»، ادعا كرد كه، «شاه پس از بيست و پنج سال سلطنت، براى نخستين بار چون حاكمى مستقل عمل مى كند. او سرنوشت خويش را به عنوان پادشاهى متجدد و ترقى خواه در دست خود گرفته است.» در گزارشى ديگر، سياحتى هشدار ميدهد كه، «استقلال روزافزون شاه قاعدتاً ميان او و آمريكا تنش پديد خواهد آورد.» در قسمت ديگرى از همين گزارش آمده است كه در چند سال اخير، شاه موفقيت هايش را «اغلب به رغم توصيه هاى آمريكا به دست آورده و در نتيجه پيروزى هاى قابل ملاحظه خود را به حساب درستى سياست ها و درايت سياسى خويش مى گذارد همين باورها او را از شاهى متزلزل و بى قدرت به سلطانى مقتدر و از خود مطمئن بدل كرده است.» در واقع ميتوان خريد كارخانه ذوب آهن از شوروى و تأمين سرمايه اين كار از راه فروش گاز به آن كشور را از جمله مصاديق اين استقلال تازه ياب دانست. نقش ايران در سازمان اوپك، آمادگى شاه براى روياروئى با غرب، پافشارى اش بر افزايش قيمت نفت، برخورد قاطعش با نيكسون در اين مورد از ديگر نشانه هاى مهم اين استقلال بود.
اما وقايع غمبار دهه بعد آشكارا نشان داد كه اين احساس استقلال شاهانه سخت شكننده و سست بنياد بود. با پيدا شدن نخستين علائم ترك خوردگى در ظاهر بناى پر حشمت پادشاهى، اين احساس استقلال و قدرت شاه يكسره و يك شبه به سياست هائى گاه بى منطق و گاه متزلزل بدل شد و بالمال هم از انقياد كامل در برابر حكم و رأى دولت هاى غربى سر درآورد. در جستجوى كليدى براى حل اين معما، طرفداران شاه و سلطنت اغلب داروهائى را مقصر ميدانند كه شاه براى مقابله با سرطان استفاده ميكرد، يعنى همان بيمارى كه بالاخره هم باعث مرگش شد. قاعدتاً در عوارض سوء و زيانبار برخى از اين داروها شكى نمى توان داشت. به علاوه، شاه در آن دوران به حالت افسردگى شديد هم دچار بود و داروهائى هم براى درمان اين درد مى خورد. تركيب اين دو نوع دارو چه بسا كه پيامدهاى زيانبار هر كدام را دو چندان ميكرد. اما به گمان من ريشه رفتار گاه غريب شاه را بايد در عوامل درونى او و سرشت ويژه شخصيتش سراغ كرد. از همان سال ،۱۳۲۰ يعنى در لحظاتى كه انگلستان و شوروى رضاشاه را ناچار به استعفاء كردند، وليعهد جوان هم ميخواست همراه پدرش كشور را ترك كند. در سال ،۱۳۳۲ حتى پيش از آن كه تكليف كودتا روشن شود، از ايران گريخت. به علاوه ميدانيم كه در سال ۱۳۴۰ هم سوداى ترك مملكت را در سر داشت و سال بعد هم آمريكا را تهديد كرد كه اگر او را تحت فشار بيشترى قرار دهند، از سلطنت استعفا خواهد داد. سرانجام هم در سال ،۱۳۷۷ وقتى موج مخالفت ها بالا گرفت، او براى ترك مملكت دقيقه شمارى مى كرد. اما در سال ،۱۳۴۷ زمانى كه هويدا به آمريكا مى رفت، دوران شوكت و قدر قدرتى شاه هنوز در پيش بود و ابعاد استقلال طلبى اش روزبروز فزونى مى گرفت.
هويدا بى گمان باعث و بانى اين استقلال تازه ياب نبود. ولى جهان ديدگى و پختگى فرهنگى او و اطرافيان و همكاران تكنوكراتش كه مرعوب غرب نبودند هم دست به دست هم داد و روحيه استقلال جديد را قوام و قدرت بخشيد. به علاوه حتى هواداران هويدا هم به اين نكته اذعان دارند كه، «او به لحاظ درايت و تيزهوشى اش نيك دريافته بود كه شاه تشنه تمجيد و تكريم است. ميدانست كه شاه خوشش مى آيد اگر او را با دوگل مقايسه كنند.»
مهمتر از همه اين كه افزايش ناگهانى درآمد نفت پشتوانه مالى جسارت سياسى و استقلال روزافزون شاه را فراهم مى آورد. در عين حال، هر روز او را به درستى نظرات خود مطمئن تر مى كرد. به تدريج اين اطمينان تازه ياب شاه به آراء و افكار خود چنان قوت گرفت كه به آستانه جنون رسيد. به راستى گمان ميكرد كه بهتر از هر كس مصالح ايران را مى شناسد. پس از چندى حتى ايران هم بلند پروازى هايش را كفايت نمى كرد. بيشتر و بيشتر با زبانى تند و گزنده براى جوامع غربى هم حكم و دستور صادر مى كرد. ضعف هاشان را برمى شمرد و نصيحت شان مى كرد. شكى نيست كه درايت هويدا و شناخت دقيقش از روحيات شاه از سوئى سبب مى شد كه با تمجيدات گاه غلو آميزش از شاه، دوران صدارت خويش را تداوم بخشد و از سوئى ديگر، از اين طريق به كيش شخصيت شاه دامن زند.
البته اگر تحولات آن زمان ايران را در چشم اندازى تاريخى بنگريم، آن گاه شايد ريشه هاى روانى پيدايش اين كيش شخصيت و اين غرور و نخوت زيانبار، اما شايد اجتناب ناپذير، شاه را بهتر بشناسيم. كافى است به ياد آوريم كه در سال اول صدارت هويدا، بانك مركزى ايران براى پرداخت مخارج يوميه دولت، محتاج يك وام اضطرارى پنج ميليون دلارى بود. مهدى سميعى، كه در آن زمان رئيس بانك بود، ناچار شد از دوستى خود با رؤساى بانك هاى خارجى استفاده كند و وام لازم را تأمين كند. ده سال بعد، همين دولت به مرحله اى از ثروت رسيده بود كه شاه، به گفته سازمان سيا، به «خاصه خرجى» افتاد و در فاصله اى كوتاه حكم كرد كه ايران نزديك به دو ميليارد دلار به كشورهاى خارجى، از جمله فرانسه و انگليس، وام و كمك بالاعوض بدهد. طبعاً ميان دولتى كه محتاج پنج ميليون دلار بود و دولتى كه در سال مى توانست دو ميليارد دلار وام به كشورهاى ديگر پرداخت كند تفاوت از زمين تا آسمان بود. شاه نيز، به درستى، خود را معمار اصلى اين جهش عظيم ميدانست و لاجرم به راحتى به وسوسه كيش شخصيت افتاد و خود را عقل كل دانست. اما در هر حال نشانه هاى اوليه اين دگرگونى در موقعيت بين المللى ايران را آشكارا مى توان در لحن گفتگوى جانسون با هويدا سراغ گرفت.

صفحه اول
خبرهاى ايران
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
جهان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
با نيمروز
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   جهان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   با نيمروز   • 
•   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •