|
به ياد فرهاد در كنار مزار هدايت
داريوش و ابى همراه با سيصد تن از ايرانيان مقيم پاريس خاطره فرهاد را گرامى داشتند
|
|
|
بعد از ظهر شنبه هفتم سپتامبر مراسم يادبود فرهاد مهراد در گورستان پرلاشز در كنار مزار صادق هدايت برپا شد.
حضور دو تن نامداران مترقى موسيقى ايران، داريوش و ابى، به همراه جمعى از هنرمندان و نويسندگان و دهها تن از ايرانيان، بيانگر اندوهى ژرف از درگذشت جانى شيفته و پرشور و شاخص سبكى نو و تكرار ناپذير در ترانه خوانى مدرن ايران بود.
در اين مراسم ابى و داريوش سوگوارانه به كوتاهى از فرهاد گفتند. ابى فروتنانه افزود: اگر ذره اى از او ياد گرفته باشم به خودم افتخار مى كنم. داريوش ضمن ابراز همدردى خود با خانواده و دوستداران فرهاد، پيام بهروز وثوقى را خواند. هنرمند و بازيگر سرشناس در آن پيام فرهاد را هنرمندى خوانده بود دلبسته مردم و ميهن و «نمودار بسيار گويائى از ستم ستيزى و سالوس شكنى».
سخنان دكتر فرهاد حشمتى نيز تأمل انگيز بود. او در يك گزارش مراحل كوشش ها را كه براى درمان فرهاد انجام گرفت و شوربختانه به شكست انجاميد، شرح داد. به گفته اين پزشك بيمارى پيشرفته و هزينه هاى درمان بسيار سنگين بود. به رغم اين دشوارى خانواده وى هر چه داشت بى دريغ در ميان گذاشت اما هزينه ها براى خانواده تحمل ناپذير بود و كمك هائى كه از سوى ايرانيان و دوستداران فرهاد انتظار مى رفت، نوشداروى پس از مرگ سهراب شد. بهرحال كار از كار گذشته بود.
پزشك فرهاد گفت: پيش از آن خاطره صداى فرهاد با من بود، اكنون به اين خاطره سيماى خسته او در آخرين دقايق نيز افزوده شده است.
در ادامه مراسم «نارون» موسيقيدان معروف و عباس بختيارى مدير فرهنگسراى پويا درباره فرهاد سخن گفتند. بخشى از سخنان نارون اعتراض به سياست هنركشان جمهورى اسلامى بود، اما لحن مدافع و جانبدار او از دوران پيش از انقلاب به نوبه خود با اعتراض تنى چند از حاضران روبرو شد.
از جلوه هاى ديگر اين مراسم حضور چشمگير اسفنديار منفردزاده آهنگساز معروف بود. او با كلاه ملون آبى، جليقه سبز، پيراهن ارغوانى و پلاكاردى بر گردن با عبارت: «زندان هاى سياسى، تعطيل بايد گردد» در هيأت يك معترض پر شور به اين مراسم آمده بود.
اسفنديار منفردزاده صميمى و پرشور سخن گفت. از فرهاد و ماجراى شكل گيرى ترانه معترض و علت هاى آن در موسيقى نوين ايران گفت. و گفت ترانه معترض هميشه بايد باشد، تا آنوقت كه جاى اعتراض هست. (نقل به مضمون). منفردزاده به ترفند رسواى عمله تبليغاتى جمهورى اسلامى اشاره كرد كه خوانندگان شبيه با خوانندگان معترض تبعيدى به صحنه آورده منتها با ترانه هاى بى خطر پنبه اى. او گفت: آنچه داريوش يا ابى مى خوانند، در ايران ممنوع است و براى همين است كه تقلبى آنها را درست كرده اند با اشعار و ترانه هاى پنبه اى تا ذهن ها را آشفته كنند تا مردم فرياد اعتراض و ترانه هائى را كه براى انديشيدن پديد آمده اند، نشنوند!
اسفنديار منفردزاده براى بى اثر كردن اين ترفند، خواست كه مردم از فرآورده هاى هنرى و تقويت بنيه مالى هنرمندان معترض به هر شكل كه مى توانند پشتيبانى كنند. وى همچنين با اشاره به خواست انجام نشده فرهاد فقيد كه خواسته بود پس از مرگ او را نه به خاك كه به آتش بسپارند، گفت فرهاد با جسد خودش اين فرياد اعتراض را باز گفت. مهم نيست كه جسمش سوزانده نشد، او بهر حال خودش را سوزاند در اعتراض به آن نظام حاكم!
منفردزاده در بخش ديگرى از صحبت هايش از كشتار زندانيان سياسى در شهريور ۱۳۶۷ ياد كرد و با دفاع از آزادى بر آرزوى خود تأكيد كرد كه: زندان هاى سياسى براى هميشه برچيده باد!
مراسم يادبود فرهاد با پخش صداى فرهاد پايان گرفت. هنرمندى در غياب خويشتن خويش مى خواند:
شنبه روز ميلاد منه!
|