|
گفتگوى روزنامه آلمانى فرانكفورتر آلگماينه با محسن كديور
مردم ايران را در غل و زنجير نمى توان بسوى بهشت كشاند
اگر ما خواهان دمكراسى هستيم بايد كه ولايت فقيه ملغى شود
كريستيانه هوفمان برگردان: ر. افشارى تهران ۳۰ مرداد (۲۰ اوت) اگر ما حرف نزنيم نسل آينده در باره ما چه قضاوت خواهد كرد؟ اين پرسشى است كه كديور مى كند. كديور روحانى جوانى در عبائى سياه يكى از راديكال ترين روحانيون اصلاح طلب ايران است كه چهار هفته پيش از زندان آزاد شد اما همچنان به انتقاد از نظام اسلامى حاكم بر ايران امروز ادامه مى دهد. اين روحانى فيلسوف تنها ولايت فقيه و به تبع آن اساس قدرت سياسى روحانيت شيعه در ايران را به نقد نمى كشد بلكه رئيس جمهور خاتمى و اطرافيان اصلاح طلب او را نيز مورد انتقاد قرار مى دهد. كديور در گفتگو با روزنامه فرانكفورتر آلگماينه مى گويد: اگر ما خواهان دمكراسى هستيم بايد كه ولايت فقيه ملغى شود. به نظر او جمع ميان دمكراسى و اصل ولايت فقيه آن گونه كه خاتمى و اصلاح طلبان مجلس شوراى اسلامى در پى آنند ناممكن است. تناقض موجود در قانون اساسى ايران كه از يك سو بر پايه حاكميت دمكراتيك مردم و از سوى ديگر بر آمريت فقهاى اسلام بنا شده است را نمى شود از بين برد. اين مرد خوش سيما با عمامه اى سفيد با اين كه چهل سال از عمرش مى گذرد هم چنان جوان است. دوران اسارت در زندان مخوف اوين آثارش را تنها در موهاى ريش او بجا گذارده است و نيز در آرامشى كه با سن و سال او همخوانى ندارد و از اين رو تا حدى با چشمان بيدار و كنجكاوش در تضادند. محاكمه محسن كديور در يكسال ونيم پيش سبب شد تا براى اولين بار در جامعه ايران بحثى وسيع در باره موضوعى صورت بگيرد كه يك روحانى اجازه دارد به نام اسلام ابراز كند. كديور با حرارت تمام در برابر سركوب نظرات دگرانديشان ايستاد. استدلال او اين بود كه اگر كسى تفسيرى ديگر از اسلام داشت مرتد نيست. كديور در ميان دانشجويانى كه هودادار خاتمى و اصلاحات اويند محبوبيت بسيارى كسب كرد. پس از دستگيريش شعار كديور آزاد بايد گردد به شعار اصلى تظاهرات دانشجوئى تبديل شد. وى در آوريل ۱۹۹۹ به علت تبليغ عليه جمهورى اسلامى به هجده ماه زندان محكوم شد. كديور سياستمدار نيست بلكه متكلم مسلمان است. ۱۶ سال را در حوزه علميه قم مركز علماى شيعه در ايران به تحصيل پرداخت و يكى از مهمترين استادان او آيت الله منتظرى بود كه بعدها به علت انتقاد از سياست آيت الله خمينى از قدرت بركنار شد. كديور به بررسى آراى متكلمان بزرگ تشيع در باره نسبت ميان دين و سياست روى آورد و به اين نكته رسيد كه به هيچ وجه نظرى واحد در باره حكومت فقها وجود ندارد. به اعتقاد او ولايت فقيه جزو مسلمات اسلام شيعه نيست بلكه منبعث از آراى شخصى برخى روحانيون است. خود او نظامى دينى را تبليغ مى كند كه رهبرى آن به مدتى محدود و با راى مردم انتخاب شود و لزوما هم نبايد فقيه باشد. اما چنين نظامى فقط زمانى ممكن خواهد بود كه مردم به دين ايمان داشته باشند. اگر ميان اراده مردم و دين اختلافى بيفتد راى مردم مهمتر است: مردم را با غل و زنجير نمى توان بسوى بهشت كشاند. كديور كه بيش از ۱۰ سال است با خاتمى از نزديك آشناست، مى گويد كه خاتمى به بن بست رسيده است. رئيس جمهور يا بايد مطيع رهبرى دينى شود و يا هم گام با مردم موضعى فراى قانون اساسى بگيرد. در چارچوب قانون اساسى كه همه سعى و كوشش خاتمى است رسيدن به توافق ممكن نيست. اين نكته اى است كه بويژه به تازگى آشكار شده است. سه هفته پيش آيت الله خامنه اى مذاكرات مجلس در باره طرح قانون مطبوعات را منع كرد. كديور بر اين نظر است كه رهبرى با دخالت در كار مجلس حتى از حدود اختياراتى كه قانون اساسى براى او در نظر گرفته است پا فراتر گذارد. ديگر اينطور نمى توانند ادامه دهند. ملت از قرائت نظام حاكم از اسلام سرخورده است. ايران بطور غم انگيزى با داشتن بيشترين نويسنده و روزنامه نگار زندانى ركورددار جهان است. با وجودى كه جنبش اصلاح طلبى در ايران در طى ماه هاى گذشته ضرباتى سنگينى خورده است اما كديور سرخورده و نوميد نيست. مى گويد: اگر اصلاح طلبان كنونى شكست بخورند اين به معناى پايان جنبش اصلاح طلبى نيست. به هنگام گفتگو كديور احتياط پيشه مى كند جمله ها را سبك و سنگين مى كند و به برخى پرسش ها پاسخ صريح نمى دهد: به اين علت به زندان افتادم كه چيزهائى گفتم كه مجاز نبودم بگويم. نشانه هاى اين انسان فرهيخته و خداترس را مى توان در جاى جاى خانه اش ديد: انبوه كتابها از قفسه كتاب ها بالا زده و به زير سقف رسيده است، آيات قرآن به خطى خوش بر بالاى بخارى ديده مى شود، حتى بر صفحه ساعت ديوارى نيز الله اكبر نوشته شده است. همسرش كه خود را با چادر سياه و روسرى پوشانده است تا مبادا تار موئى از او پيدا شود ترسى ندارد كه شوهرش را دوباره دستگير كنند. البته بچه ها كه چهارتا هستند براى پدرشان دلتنگى مى كنند. مى گويد: همه ترس من اين است كه مثل حجاريان بلائى سرش بياورند. حجاريان مشاور خاتمى در يك سو قصد در ماه مارس (اسفند) جان سالم بدر برد. موقع گفتگو تلفن زنگ مى زند. عمادالدين باقى روزنامه نگار است كه از زندان تلفن مى كند. او همان كسى است كه كتابى در باره خبرهاى پشت پرده قتل هاى زنجيره اى روشنفكران ايرانى نوشته است و در تابستان امسال به پنج ونيم سال زندان محكوم شده است. خانم كديور عذرخواهى مى كند و از همسرش مى خواهد كه پاى تلفن برود. از زندان تنها بعضى موقع ها و آن هم با قرار قبلى مى توان تلفن زد. كديور از اين كه مى شنود در زندان حداقل روزنامه بدست باقى مى رسد خوشحال مى شود. كديور ۱۸ ساله بود كه به علت تظاهرات عليه رژيم شاه زندانى شد. پدر كديور نيز در دوران دانشجوئى به دليل حمايت از دولت ملى محمد مصدق كه بر اثر كودتاى آمريكائى سازمان سيا سرنگون شد به زندان افتاد. حتى پدربزرگ كديور هم به علت اعتراض به كارهاى رضاشاه مدتى را در زندان بسر برد. كديور مى گويد: مبارزه عليه سلطه استبداد و استعمار در خانوده ما ديگر سنت شده است. اين موضوع زنان خانوده را هم در بر مى گيرد: جميله كديور خواهر او و نماينده مجلس و همسر عطاالله مهاجرانى وزير آزادانديش وزرات ارشاد به خاطر اين كه در بهار امسال در كنفرانس برلين شركت كرده است بايد به دادگاه برود. محسن كديور تنها فرد خانواده است كه تصميم گرفت به الهيات روى بياورد. يك سال پس از انقلاب اسلامى راهى قم شد همانجا ازدواج كرد و ۱۶ سال از عمر خود را وقف تحصيل كلام و الهيات اسلامى نمود. يكى از مهم ترين استادان او آيت الله منتظرى بود. وقتى كه آيت الله خمينى يكسال پيش از فوتش جانشين خود آيت الله منتظرى را از كار بركنار كرد و نظرات او مطرود اعلام شد اين موضوع در زندگى او نقطه عطفى شد. از آن پس كمتر حرف زدم و نوشتم و بجايش مطالعه و فكر كردم. از همان آغاز كديور در نوشته هاى كلامى خود به اسلام سياسى پرداخت. نخست خود را محدود به بيان آراى ديگران كرد. از نظرات خود سخن نمى گفت زيرا به نظرش بسيار خطرناك مى رسيد. اصلا چيزى نگفتم كه سر از زندان در آوردم. اما بواقع او چيزى گفته بود. كديور در كتاب دوم خود علاوه بر موضوعات ديگر به نقد نظرات سياسى آيت الله خمينى پرداخت يعنى كسى كه هنوز در ايران مقدس و حرمتش واجب است. مى پذيرد كه موضوع بسيار حساسى است. كديور كتاب را به آيت الله خمينى با اين جمله تقديم كرده است: تقديم به او كه نقد را عطيه اى الهى مى دانست. كديور بمدت سه ساعت در باره دين و سياست سخن گفت. صداى موذن از پنجره بگوش مى رسد كه همه را به نماز ظهر فرا مى خواند. وى اميدوار است كه در نيم سال زمستانى بتواند بار ديگر در دانشگاه تهران درس فلسفه بدهد. در حكم محكوميت او هيچ حرفى از ممنوعيت تدريس نيامده است. آيا نمى ترسد كه بار ديگر دستگيرش كنند؟ در پاسخ چنين مى گويد: چندان فرقى بين درون و بيرون زندان نيست. اگر قرار باشد كه نه حرف بزنم و نه بنويسم سراسر كشور حكم زندان را دارد منتهى بزرگتر.
|